عــــذابهای جــــهــــنم و مطالبی درمورد قبــــــــرو نعمتهای بهشتی
امام سجاد فرموده : زلزله قیامت که رخ می دهد خداوند زمین کربلا را بلند کرده و در برترین جای باغهای بهشت قرار می دهد ٬ بنابراین ٬ هرکس از پیروان اهل بیت عصمت و طهارت که در کربلا دفن شده باشد بدون حساب وارد بهشت خواهد شد.
علامه نوری در دارالسلام آورده که سید علی صاحب ریاض گفته : من در دوران تحصیل هر هفته عصر پنجشنبه به زیارت گورستان بیرون کربلا که کنار خیمه گاه است می رفتم ٬ شبی خواب دیدم که بدان گورستان رفته ام و شهر از عمارت و خانه تهی است ... در فکر و هراس بودم که هاتفی به زبان فارسی گفت : خوشا به حال کسی که در این زمین مقدس دفن شود ٬ اگر چه با هزاران گناه باشد از هول قیامت سالم خواهد ماند و هیهات ٬ هیهات که کسی در این زمین مقدس دفن شود و از هول قیامت سالم بیرون نرود .
مولا محمد هزار جریبی در کتاب تحفة المجاور آورده که از استاد اکبر وحید بهبهانی شنیدم که می گفت : حضرت سید الشهدا را در خواب دیدم و به ایشان عرض کردم : « یا سیّدی ! هل سئل عمن یدفن فی جوارکم؟ » ای آقای من ! آیا از کسی که در جوار شما دفن شود سؤال می شود ؟ فرمودند : « کدام فرشته جرأت دارد از او سؤال کند ؟! »۱

۱) دارالسلام مترجم ٬ ج ۲ ٬ ص ۱۶۲  -  داستان هایی از شفاعت امام حسین (ع) ٬ ص ۷۵

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم تیر 1386ساعت 18:44  توسط محمد رسول | 
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم تیر 1386ساعت 17:40  توسط محمد رسول | 
+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم تیر 1386ساعت 10:50  توسط محمد رسول | 
+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم تیر 1386ساعت 19:0  توسط محمد رسول | 

حاج میرزا مهدی آشتیانی می گوید : یکی از کفش دارهای حائر حسینی و خادم کربلای معلا به نام محمود می گفت : یک شب نوبت من بود که از حرم شریف محافظت نمایم و کشیک دهم ٬ وقتی همه مردم رفتند و درها را بستیم و قفل زدیم و خدام خوابیدند ٬ از نصف شب مقداری گذشته بود که دیدم دو نفر از باب معروف به زینبیه داخل صحن مطهر شده و آمدند بالای قبر تازه ای که همان روز دفن شده بود . ناگاه دیدم آن قبر شکافته و میت مدفون در آن را بیرون آوردند و می خواستند با خودشان ببرند . آن تازه مرده به آنان استغاثه و التماس می کرد که او را نبرند اما آنها گوش نمی دادند و اصلا به او رحم نمی کردند و به زور می خواستند او را از همان باب زینبیه بیرون ببرند . وقتی صاحب قبر ٬ از آنان مایوس شد رو کرد به طرف قبر مطهر امام حسین (ع) و عرض کرد : « اهکذا یفعل بجارک یا اباعبدالله ؟! » آیا به همسایه تو چنین بنمایند ای اباعبدالله ؟! محمود کفش دار می گوید : در این هنگام صدایی از حرم مطهر شنیدم ٬ به طوری که دیوارها و قندیل ها از هیبت آن به لرزه در آمدند که فرمود : « ردّوه ردّوه » : او را برگردانید ٬ او را برگردانید. نا گاه دیدم آن دو نفر جنازه را برگردانده و با عجله او را به جای خود گذاشتند و رفتند . وقتی صبح شد بالای آن قبر آمدم ٬ دیدم آن قبر تغییر نموده و اثر شکافتن در آن هویداست. ۱ 

۱) خزینة الجواهر ٬ ص ۵۶۲

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم تیر 1386ساعت 11:54  توسط محمد رسول | 

دوستان عزیز چند پوستر زیبا را برای شما می گذارم. امیدوارم خوشتون بیاد.

پوستر ۱   پوستر ۲   پوستر ۳    پوستر ۴  پوستر ۵   پوستر ۶  پوستر ۷

نظر یادتون نره

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم تیر 1386ساعت 19:22  توسط محمد رسول | 
+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم تیر 1386ساعت 10:41  توسط محمد رسول | 
امام باقر (ع) می فرمایند : کسی که رکوع خود را کامل انجام دهد از وحشت قبر در امان است.
هر چه در برابر خداوند بیشتر خم شویم قدرت برخورد با شیطان و شیطان صفتان را بیشتر خواهیم داشت.
امام صادق (ع) فرمودند : رکوع و سجود طولانی ٬ ابلیس را عصبانی کرده و می گوید : وای بر من این مردم با اینگونه بزرگی حق ٬ دیگر مرا اطاعت نمی کنند .
خداوند به فرشتگان می فرماید : ببینید بندگان من چگونه مرا تعظیم می کنند و در مقابل من رکوع می کنند ٬ من نیز آنان را بزرگ خواهم کرد و عزّت و عظمت می بخشم .۱

۱) وسائل شیعه ٬ ج۲ ٬ ص۹۲۸ و ج۴ ٬ ص ۹۲۸  -  جامع الاحادیث ٬ ج۵ ٬ ص ۲۰۳  -  تفسیر نماز محسن قرائتی ٬ ص ۱۳۶  -  قصص الصلاة ٬ ص ۱۵۲

+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم تیر 1386ساعت 11:31  توسط محمد رسول | 
در جهنم کوهی است که به آن «صعدا» گفته می شود . و در صعدا بیابانی است که « سقر » نام دارد . و در سقر چاهی است که « هبهب » نام دارد . وقتی درِ آن چاه برداشته شود اهل آتش از حرارت آن ضجه می زنند و آنجا جایگاه جباران و متکبران و حکام جور است.۱

۱) بحار ٬ ج۸ ٬ ص۲۹۷

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم تیر 1386ساعت 13:51  توسط محمد رسول | 
عبدی را آوردند پیش عمر و گفتند : او مولایش را کشته است . عمر امر کرد عبد را به عنوان قصاص بکشند . حضرت علی (ع) از جزیان با خبر شد ٬ عبد را خواست و از او پرسید : آیا تو مولایت را کشتی ؟ گفت : آری . حضرت فرمود : چرا او را کشتی ؟ گفت : او به خاطر امیال نفسانی آمد پیش من و بر من غلبه کرد و با من لواط کرد من هم او را کشتم . حضرت از اولیای مقتول پرسید : آیا او را دفن کردید ؟ گفتند : بله . پرسید چه موقع او را دفن کردید ؟ گفتند : همین الآن . حضرت به عمر فرمود : این عبد را حبس کن تا سه روز و دستور دیگری در مورد او جاری نساز تا سه روز تمام شود و بعد از سه روز به اولیای مقتول بگو تا بیایند اینجا . وقتی سه روز تمام شد اولیای مقتول آمدند پیش حضرت علی (ع) و به اتفاق عمر رفتند سر قبر مقتول . حضرت از اولیای مقتول پرسید : قبر مقتول شما این است ؟ گفتند : بله. فرمود : قبر را بکنید . قبر را کندند تا رسید به لحد . حضرت فرمود : جنازه را بیرون آورید . به داخل قبر نگاه کردند دیدند کفن مقتول هست اما خودش نیست ٬ گفتند : جنازه ای در قبر نیست . حضرت علی گفت : الله اکبر الله اکبر . قسم به خدا من دروغ نگفتم ٬ زیرا از رسول خدا (ص) شنیدم که می فرمود : هر کس از امت من عمل قوم لوط را انجام دهد و با همین حال بمیرد به او مهلت داده می شود تا در قبر قرار گیرد ٬ وقتی در لحد قبر قرار گرفت بیش از سه روز آنجا نمی ماند بعد از آن او را پیش قوم لوط می برند و در روز قیامت هم با قوم لوط محشور می شود .۱

 ۱) بحار الانوار ٬ ج۴ ٬ ص ۲۳۰ ٬ باب ۷۱ ٬ ص ۲۷ .

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم تیر 1386ساعت 13:16  توسط محمد رسول | 
مرحوم اخوند ملاعلی قزوینی از استاد خود نقل می کند که یکی از علما رفیقی داشته که با هم پیش استادی در کربلا درس می خواندند روزی رفیقش شدیدا مریض می شود ٬ آن عالم با استاد از کربلا به نجف اشرف می روند. بعد آن رفیق مریض از دنیا می رود و در کربلا دفنش می کنند آن عالم می گوید : من و استاد وقتی رفتیم نجف اشرف پس از زیارت رفتیم خانه ٬ خوابیدیم . من در خواب دیدم که آن رفیق مریضمان هم که در کربلا مدفون شده بود آمده به نجف اشرف به او گفتم : تو که در کربلا بودی چگونه آمدی به نجف ؟ گفت : بعد از اینکه شما رفتید به نجف من مُردم مرا دفن کردند. پس صدای نهیبی از گوشه قبر بر من ظاهر شد مثل صدای کلنگ که زمین را بکنند. سپس دیدم قبر شکافته شد و دو نفر وارد قبر شدند و از من از عقایدم سوال کردند . من از هیبت آنها هراسان و ترسان شدم و زبانم بند آمد و به هیچ وجه قادر به پاسخگویی نبودم . تا اینکه نگاه کردم دیدم در گوشه قبر سوراخی به اندازه سوراخ موش است من از کثرت وحشت خواستم خودم را داخل آن سوراخ کنم و فرار کنم که ناگاه دیدم شخص بزرگواری در میان قبر پیدا شد و به آن دو نفر فرمودند : من به شما نگفته ام که به اهل علم کاری نداشته باشید ؟! ایشان این سخن را شنیدند و رفتند و . من به آن آقا عرض کردم : فدای تو شوم تو کیستی که مرا مستخلص کردی ؟ فرمود : من علی بن ابی طالبم٬ ای جوان در کربلا می مانی یا با من به نجف می آیی ؟ من عرض کردم با شما به نجف می آیم . پس با آن حضرت به نجف آمدیم .۱

۱) خزینة الجواهر ٬ ص ۶۶۰

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم تیر 1386ساعت 12:50  توسط محمد رسول | 
بدانید که قبر به پنج سخن فریاد می زند :

۱- ای پسر آدم ! اینک بر پشت من راه می روی در صورتی که عاقبت در شکم من منزل می کنی.
۲- بر پشت من شادی می کنی و در شکم من غمگین می شوی.
۳- بر پشت من گناه می کنی و در شکم عذاب می شوی.
۴- بر پشت من خندانی و در شکم من گریان .
۵- بر پشت من حرام می خوری و در شکمم خوراک کرمها خواهی شد.۱

۱) مجموعه عباسی ٬ ص ۹۴

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم تیر 1386ساعت 12:46  توسط محمد رسول | 
رسول خدا (ص) فرمودند که : من در شب معراج در حال معراج به جماعتی برخورد کردم که در جلوی آنها سفره هایی از گوشتهای پاکیزه و طیب و سفره هایی از گوشتهای خبیث بود و آنها گوشتهای طیب را رها کرده و از گوشتهای خبیث می خوردند. از جبرئیل سوال کردم اینها چه کسانی هستند ؟ جبرئیل گفت : جماعتی از امت تو هستند که غذای حلال را رها نموده و از غذای حرام می خوردند. رسول خدا فرمود : از آنجا عبور کردیم به جماعتی برخورد کردیم که لبهای کلفتی مانند لبهای شتر داشتند و با آن لبها گوشتهای بدن خود را قیچی کرده و در دهان خود قرار می دادند . من گفتم : اینان چه کسانی هستند ٬ ای جبرئیل ؟ جبرئیل گفت : افرادی که پیوسته در صدد عیب جویی از مردم برآمده و با زبان و اشاره به عیب ظاهر و باطن مردم می پردازند. رسول خدا فرمود : و از آنجا عبور کردم به گروهی که صورتها و سرهای آنان با سنگ کوبیده می شد برخورد کردم. گفتم : ای جبرئیل ! این گروه چه کسانند ؟ گفت : افرادی که نماز عشا را ترک می کنند . سپس گذشتیم از آنجا تا رسیدیم به جماعتی که آتش در دهانشان فرو می رفت و از دُبُرشان خارج می شد. گفتم ای جبرئیل ! اینان کیانند ؟ گفت : اینان افرادی هستند که اموال یتیم را از روی ظلم و ستم می خورند ٬ اینان در حقیقت آتش می خورند و به زودی به آتش سعیر آتش گرفته و در آن سوخته خواهند شد . از آنجا نیز عبور کرده و رسیدیم به اقوامی که از بزرگی شکم هرچه می خواستند از زمین بر می خیزند ٬ نمی توانستند . گفتم : ای جبرئیل! اینان چه دسته ای هستند ؟ گفت : اینها کسانی هستند که ربا می خورند و نمی توانند از جای خود برخیرند مگر مانند برخاستن کسی که جن زده شده و عقل خود را به کلی از دست داده است ٬ و اینها در راه و روش آل فرعونند و هر صبحگاه و شبانگاه بر آتش عرضه می شوند . و از آن محل عبور کردیم به زنانی که به پستانهای خود آویخته شده بودند رسیدیم. پرسیدم : ای جبرئیل ! اینان چه گروهی از زنانند ؟ جبرئیل گفت : اینان زنانی هستند که اموالی را که شوهرهیشان باقی مانده و متعلق به فرزندان آن شوهران است ٬ به فرزندان غیر آن شوهرها داده اند و در حقیقت ارثیه یتیم های آنها را برای غیر آنها صرف نموده اند.۱

۱) تفسیر علی بن ابراهیم ص ۳۷۰  -  داستانهای عبرت انگیز ٬ ص ۹۵

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم تیر 1386ساعت 14:57  توسط محمد رسول | 
در تفسیر مجمع البیان در ذیل آیات مربوط به برزخ می گوید : وقتی سه روز از دفن میت بگذرد روح او از خداوند اجازه می گیرد تا در قبر به جسدش سری بزند ٬ هنگامی که به قبر می رود می بیند آب از بینی و دهان و گوشهایش جاری است پس گریه اش می گیرد و می گوید ٬ ای بدن بیچاره من ! آیا به خاطر داری ایام زنده بودنت را در دنیا ؟ این است منزل وحشت و بلا و پوسیده شدن بدن! و این است جای غم و پشیمانی ! سپس به آسمان می رود و بعد از پنج روز دوباره اجازه می گیرد و برمی گردد. وقتی به قبر می آید می بیند چرک و زرد آب از بینی و دهان و گوشهایش جاری است ٬ باز گریه می کند و می گوید : ای بدن بیچاره من! آیا هیچ در دنیا به فکر اینجا بودی تا چیزی از پیش بفرستی که اینجا به دردت بخورد؟! دوباره به آسمان می رود و بعد از هفت روز دوباره اجازه می گیرد و برمی گردد و می بیند خون و چرک مانند سیل از بینی و دهان و گوشهایش جاری است و کرم به آن افتاده باز گریه می کند و می گوید : این منزل جای محنت و بلا و عقربها و کرمهاست . آیا هیچ به فکر اینجا بودی ؟ کجایند آن اقوامت که کوچکترین ناراحتی پیدا می کردی دور و برت را می گرفتند؟!
امام صادق (ع) فرموده : میان دنیا و آخرت ٬ هزار عقبه است که آسانترین آنها مرگ است . همچنین امام صادق (ع) به ابو بصیر فرموده : به یاد آور آن وقتی را که تنها در قبر باشی و چشمایت از حدقه در بیاید و به صورتت بریزد . و بند بند بدنت از هم جدا شود . و گوشت بدنت را کرمها بخورند. وخیال کن که در آن حال هستی و هیچ زاد و توشه ای هم نداری و از خداوند می خواهی که تو را به دنیا برگرداند و جبران مافات کنی . حال که اینجا هستی تصور کن این خواسته تو را خداوند اجابت کرده و به دنیا برگردانده پس تا وقت باقی است جبران کن و کارهایی که مرضیّ خداوند است انجام بده و از کارهایی که موجب نارضایتی و سحظ خداوند است دست بکش.۱

۱) کفایة الموحدین ٬ ج ۴ ٬ ص ۲۵۴ به نقل از تفسیر مجمع البیان

+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم تیر 1386ساعت 16:34  توسط محمد رسول | 
از حضرت امیرالمومنین منقول است که فرمود :« برای اهل معصیت نَقبهایی در میان آتش زده اند ٬ و پاهای ایشان را در زنجیر کرده اند ٬ و دستهای ایشان را در گردن غل کرده اند ٬ و بر بدنهای ایشان پیراهنهایی از مس گداخته پوشانیده اند و جبّه هایی از آتش برای ایشان بریده اند ٬ در میان عذابی گرفتارند که گرمیش به نهایت رسیده و درهای جهنم را بر روی ایشان بسته اند ٬ پس هرگز آن درها را نمی گشایند ٬ و هرگز نسیمی داخل نمی شود ٬ و هرگز غمی از ایشان برطرف نمی شود. عذاب ایشان پیوسته شدید است ٬ و عقاب ایشان همیشه تازه است ٬ نه خانه ایشان و نه عمر ایشان به سر می آید . به مالک جهنم استغاثه می کنند که از پروردگار خود طلب کن که ما را بمیراند. در جواب می گوید که : همیشه در این عذاب خواهید بود . »۱

۱) منازل الآخره ٬ ص ۱۲۶

 

+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم تیر 1386ساعت 14:47  توسط محمد رسول | 
+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم تیر 1386ساعت 13:39  توسط محمد رسول | 
+ نوشته شده در  یکشنبه سوم تیر 1386ساعت 20:10  توسط محمد رسول | 
+ نوشته شده در  یکشنبه سوم تیر 1386ساعت 18:46  توسط محمد رسول | 
+ نوشته شده در  شنبه دوم تیر 1386ساعت 20:29  توسط محمد رسول | 
خداوند می فرماید:اگر ما قرآن را بر ملت عجم(هر ملتی که عرب نباشد عجم است) نازل می کردیم ملت عرب به آن ایمان نمی آورند ٬ اما اکنون که بر ملت عرب نازل شده ملت عجم به آن ایمان آورده است و این است فضیلت ملت عجم بر عرب ٬چرا که ملت عجم آن تعصبات قومی را که ملت عرب داشته و دارند ٬ ندارند.آری تعصب است که انسان را دوزخی می کند.
درباره تعصب و خطر کیفر آن حضرت علی (ع) فرمودند : به راستی که خداوند عزوجل ۶ طایفه را به علت شش خصلت عذاب خواهد کرد :
۱- ملّت عرب را به علت تعصب .
۲- کدخدایان را به علت تکبر .
۳- زمامداران را به علت ظلم و جور .
۴- فقها را به علت حسد .
۵- تجّار را به علت خیانت .
۶- روستائیان را به علت جهل .۱

۱) داستانهایی از قرآن ٬ ج ۲ ٬ ص ۱۲۵ .

+ نوشته شده در  شنبه دوم تیر 1386ساعت 19:52  توسط محمد رسول | 
+ نوشته شده در  شنبه دوم تیر 1386ساعت 19:26  توسط محمد رسول | 
+ نوشته شده در  شنبه دوم تیر 1386ساعت 12:31  توسط محمد رسول | 
+ نوشته شده در  شنبه دوم تیر 1386ساعت 11:41  توسط محمد رسول | 
+ نوشته شده در  شنبه دوم تیر 1386ساعت 10:43  توسط محمد رسول | 
« سَاُرْهِقُهُ صَعُوداً »۱ اهل جهنم را مجبور می کنند با عجله از صَعود بالا روند.  « صَعود » کوهی است از آتش در جهنم که بالا رفتن از آن خیلی دشوار است. ملائکه غلاظ و شداد ٬ اهل جهنم را مجبور می کنند که از آن کوه بالا روند تا به قله کوه برسند ٬ وقتی به قله کوه رسیدند از آنجا به طرف دره های عمیق پایین کوه پرتابشان می کنند.  امام صادق (ع) هم فرموده که : « صعود ٬کوهی است زرد رنگ از آتش در وسط جهنم.»۲

۱) مدثر / ۱۷ .          ۲) کفایه ٬ مبحث نار

+ نوشته شده در  جمعه یکم تیر 1386ساعت 23:12  توسط محمد رسول | 
+ نوشته شده در  جمعه یکم تیر 1386ساعت 21:5  توسط محمد رسول | 
+ نوشته شده در  جمعه یکم تیر 1386ساعت 11:21  توسط محمد رسول | 
پیامبر اسلام (ص) در سفر عظیم آسمانی معراج با همسفر گرامی خود جبرئیل از بهشت و جهنم دیدن کرده ٬ انواع نعمتهای درخشان بهشت را از نزدیک دیدند ٬ شعله های وحشت آور و عذابهای گوناگون دوزخ را نیز مشاهده کردند. دیدار به پایان رسید ٬ آنگاه عزم مراجعت نموده و آنجا را به قصد خروج ترک کردند. هنگام مراجعت ٬ جبرئیل از رسول خدا (ص) پرسید : آیا آنچه که بر روی درهای بهشت و جهنم نوشته شده بود ٬ خواندی یا نه ؟ حضرت فرمود : نه نخواندم. باید برگردیم و با هم آن نوشته ها را بخوانیم. به این ترتیب ابتدا از درهای بهشت دیدن کردیم و سپس به دیدار نوشته های درهای جهنم رفتیم و دیدیم سخنانی روی درهای هفتگانه دوزخ به این ترتیب نوشته شده است :

در درب اول - کسی که می خواهد در روز قیامت برهنه نباشد ٬ در دنیا برهنگان را بپوشاند. کسی که می خواهد در روز قیامت تشنه نباشد تشنگان را در دنیا سیراب کند و کسی که می خواهد در روز قیامت گرسنه نباشد ٬ گرسنگان را در دنیا طعام دهد.

در درب دوم - آن کس که امیدوار به خدا بود سعادتمند است. آن کس که از خدا ترسید از حوادث محفوظ و ایمن است. آن کس که به غیر خدا امیدوار است و از غیر خدا می ترسد٬ هلاکت و غرور او را گرفته است .

در درب سوم - سه طایفه مورد لعن خداوند هستند : ۱-دروغگویان . ۲-بخیلان. ۳-ستمگران.

در درب چهارم - آن کس که به اسلام اهانت می کند خدا او را ذلیل و خوار کند . آن کس که به خاندان جلیل پیامبر (ص) توهین کند ٬ خدا او را ذلیل و خوار نماید. آن کس که ستمکار را در ستم او بر دیگران کمک کند ٬ خدا او را ذلیل نماید.

در درب پنجم - پیروی از هوا و هوس نکن ٬ چون هوا و هوس در برابر ایمان است. گفتار بی مورد و سخنان زیادی که سود بخش نیست نگو ٬ تا از نظر خداوند نیفتی. یاور ظالم نباش ٬ زیرا بهشت برای ستمگران آفریده نشده است.

در درب ششم - من بر انسانهایی که در راه کسب معاش و سعادت و آبروی خود ٬ تلاش و کوشش می کنند حرام هستم. من به آنهایی که کمک به امور خیریه می کنند و احسان و انفاق می نمایند حرام هستم . من به آنهایی که روزه می گیرند حرام هستم.

در درب هفتم - پیش از آنکه خداوند به حساب شما رسیدگی کند ٬ به حساب خودتان برسید. پیش از آنکه خداوند شما را سرزنش کند ٬ خود را سرزنش کنید. پیش از آنکه شما را به محکمه عدل الهی رهنمون سازند خدا را همواره بخوانید که پس از آن قادر به این کار نخواهید بود .۱

 

۱) بحار ٬ ج۸ ٬ ص ۱۴۵ ٬ به نقل از روضه کافی .

+ نوشته شده در  جمعه یکم تیر 1386ساعت 10:48  توسط محمد رسول | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
بسم الله الرحمن الرحیم
با سلام خدمت شما خوانندگان عزیز .
نمی دانم درباره مطالب وبلاگ چی بگم ولی دوست داشتم چیزی بنویسم که کمی آدمی را به تفکر برانگیزاند که هیچ موجودی زنده نمی ماند و همه به سوی معبود باز می گردند. همانطور که برگها در بهار از درختی سبز می شوند عاقبت در فصل پاییز تک تک می ریزند , شاید دیر یا زود داشته باشد ولی آخر می ریزد. به درستی که حیات آدمی نیز همین گونه هست.


و اما منابع :
1)داستانهای شگفت انگیزی از جهنم و عذابهای جهنم - نویسنده: حیدر قنبری
2)داستانهای شگفت انگیزی از قبر و اجساد سالم - نویسنده: حیدر قنبری
3)داستانهای شگفت انگیزی از بهشت و نعمتهای بهشتی - نویسنده: حیدر قنبری





خدایا تشنگی روز قیامت را بر ما آسان کن.
بر محمد و آل محمد صلوات.
التماس دعــــــا

نوشته های پیشین
شهریور 1393
اسفند 1391
مهر 1390
آبان 1389
مهر 1389
شهریور 1389
مرداد 1389
تیر 1389
خرداد 1389
اردیبهشت 1389
فروردین 1389
اسفند 1388
بهمن 1388
دی 1388
آذر 1388
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آبان 1387
شهریور 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
آرشيو
آرشیو موضوعی
روزه و ماه رمضان
عذابــــــهای جهنـــــم
قبــــــــــر
عجایب و معجزات پیامبر اکرم (ص)
مـعـجـزات امــامــان معصوم (ع)
بهشــــــت و نعمتهای آن
برچسب‌ها
بهشت جهنم نعمت (1)
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM