تبليغاتX
جهنم و بهشت
 
 
 لا حول و لا قوة الا بالله  هو العلی العظیم و  صلی علی محمد و اله الطاهرین

فلق چاهی است در جهنم که اهل جهنم از شدت حرارت و خوف و ترس آن چاه به خداوند پناه می برند. این چاه از خداوند اذن خواست که نفس بکشد خداوند هم به آن اذن داد ، وقتی نفس کشید جهنم پر از آتش شد .
از پیامبر اکرم(ص) روایت شده است : در جهنم یک وادی از آتش است که اهل جهنم از حرارت آن روزی ۷۰ هزار بار به خداوند پناه می برند . و در آن وادی ، اتاقی از آتش است و در آن اتاق ، چاهی از آتش است و در داخل آن چاه ، تابوتی از آتش است و در داخل آن تابوت ، ماری از آتش است که ۱۰۰۰ نیش دارد و طول هر نیش آن ۵۰۰ متر است ، و لذا خداوند به پیامبر می فرماید : بگو پناه می برم به آفریدگار فلق.
یک طایفه از کسانی که اهل این چاه هستند ، شرابخواران می باشند.
«فلق یعنی صدع ، صدع به معنای سوراخ در یک چیز سفت و محکم است و مراد این است که در جهنم ، چاهی است که در آن ۷۰ هزار خانه است و در هر خانه ۷۰ هزار اتاق است و در هر اتاق ۷۰ هزار سیاهی است و در هر سیاهی ۷۰ هزار ظرف سم است که همه اهل جهنم باید از اینجا عبور کنند.۱»

۱)  بحار ـ ج۸ ـ مبحث جهنم ـ کفایه الموحدین ـ مبحث نار

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم آذر 1388ساعت 13:47  توسط محمد | 
 لا حول و لا قوة الا بالله  هو العلی العظیم و  صلی علی محمد و اله الطاهرین

امام صادق (ع) از رسول خدا (ص) نقل می کند که فرمودند : خداوند بهشت را با خشتی از طلا و خشتی از نقره آفریده و دیوارهای آن از یاقوت و سقف آن از زبرحد ٬ و سنگ ریزه های آن از مروارید ٬ و خاکش از زعفران و مشک ناب است .
همچنین شخصی از بلال ٬ موذن رسول خدا می پرسد ٬ تو از رسول خدا پرسیده ای بنای بهشت از چیست برای من بیان کن .
بلال می گوید : از رسول خدا شنیدم که می فرمود : دیوار بهشت و قصرهای بهشتی یک خشت از طلا و یک خشت از نقره و یک خشت از یاقوت سرخ و یاقوت سبز و یاقوت زرد است .۱

۱) بحار ٬ ج۸ ٬ ص۱۱۶.

سلام دوستان عزیز
راستش رو بخواهید پدرم یک مدتی است که به یک بیماری سختی دچار شده است. از تمام شما دوستان می خواهم که برای شفا پدرم دعا کنید.
به امید دیدار ارباب حسین (ع)
التماس دعا

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم آبان 1388ساعت 19:9  توسط محمد | 
 لا حول و لا قوة الا بالله  هو العلی العظیم و  صلی علی محمد و اله الطاهرین

با سلام خدمت دوستان عزیز
به خاطر مشکلاتی نتوانستم مطالب وبلاگ را به روز کنم و به نظرهای زیبایی که نوشتید پاسخ بدهم از همین جهت از تمام شما عزیزان عذر خواهی می کنم.

در مورد درهای بهشت ٬ چهار آیه در قرآن آمده که سلسله مراتب ورود بهشتیان به بهشت را می رساند . در آیه ۷۳ سوره زمر می فرماید : « حَتّی اِذا جاءُوها وَ فُتِحَتْ اَبْوابُها و قالَ لَهٌمْ خَزَنَتُها سَلامٌ عَلَیْکمْ » : « وقتی که بهشتیان به درهای بهشت می رسند ٬ درها باز می شوند و نگهبانان و دربانان بهشت به ایشان سلام می دهند . »
و در آیه ۵۰ سوره ص می فرماید : « جَنّاتُ عَدْنٍ مُفَتَّحَةً لَهُمُ الاَبْوابُ » : « درهای بهشت یا درهای باغهای بهشتی به روی ایشان کاملا باز است . »
آیه اول نشان می دهد که خازنان و نگهبان بهشت بی صبرانه در انتظار قدوم میهمانان بهشتی هستند تا با تشریفات مخصوص و سلام و صلوات از ایشان پذیرایی کنند . در أیه دوم نیز می فرماید که خود بهشت در انتظار ایشان است و درهای بهشت گشوده و باز است تا بهشتیان وارد شوند . و در سومین و چهارمین آیه ۲۳ و ۲۴ سوره رعد می فرماید : « ... وَ الْمَلائِکَةُ یَدْخُلوُنَ عَلَیْهِم مِنْ کُلِّ بابٍ سلامٌ عَلَیکُمْ بِما صَبَرْتُمْ فَنِعْمَ عُقْبَی الدّارِ » : « ملائکه و فرشتگان از هر دری بر ایشان وارد می گردند و به خاطر صبر و استقامت و پایداریشان بر ایشان ٬ سلام می دهند و می گویند : سرانجام آخرت شما چه نیکو است .» این آیه نشان می دهد که پس از باز شدن درهای بهشت حالا به امر خدا یا به وسیله ملائکه و خازنان بهشتی ٬ آن هم پس از انتظار زیاد بهشت و ملائکه برای آمدن میهمانان عزیز ٬ وقتی وارد بهشت می گردند ٬ فرشتگان الهی با رویی باز و آغوشی گشوده و با سلام و صلوات از ایشان استقبال می کنند و خوش آمد گویی می کنند و بهشت نیکو و سرانجام خوش را به خاطر صیر و شکیبایی شان بر آنان بشارت می دهند.

+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم آبان 1388ساعت 20:21  توسط محمد | 
 لا حول و لا قوة الا بالله  هو العلی العظیم و  صلی علی محمد و اله الطاهرین

« در جهنم آسیابی است که بعضی از اهل جهنم را به داخل آن می اندازند ٬ مثل آرد ٬ خرد می کند و بیرون می ریزد دوباره آنان به حالت اول بر می گردند ٬ باز ملائکه غلاظ و شداد آنان را به داخل آسیاب می ریزند و این حالت همچنان ادامه دارد . بعضی از افراد مخصوص این آسیاب ٬ ظالمین و ستمگران و زورگویان هستند ٬ و بعضی دیگر وزرا و وکلا و افرادی هستند که دستشان به جایی می رسد و در حق مردم خیانت می کنند و بیت المال را حیف و میل می نمایند »۱

۱) خصال ج ۲ ٬ ص ۱۴۲ ٬ نهج البلاغه ٬ خطبه ۱۶۴ 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم مهر 1388ساعت 13:52  توسط محمد | 
 لا حول و لا قوة الا بالله  هو العلی العظیم و  صلی علی محمد و اله الطاهرین

از پیامبر اکرم (ص) سوال شد : « در شب معراج خداوند با چه کلامی با تو سخن فرمود ؟ »
حضرت فرمود : « با زبان و کلام علی بن ابیطالب (ع) »
پیامبر در ادامه فرمود : « من با شگفتی عرض کردم : پروردگارا ! تو با من حرف می زنی یا علی؟ »
خداوند فرمود : « ای احمد ! هیچ موجودی به من شباهت ندارد و من با اشیاء توصیف نمی شوم. من ترا از نور خود آفریدم و علی را از نور تو . از زوایای قلب تو مطلع گشتم و محبوبتر از علی بن ابیطالب را در آن نیافتم ٬ به این جهت با لحن کلام علی با تو سخن گفتم تا قلبت آرام گیرد. »۱

۱) تفسیر صافی

 

امام علی (ع) : میان شما و موعظه پرده ای است از غرور و غفلت . ( حکمت ۲۸۲ )

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم شهریور 1388ساعت 22:1  توسط محمد | 
 لا حول و لا قوة الا بالله  هو العلی العظیم و  صلی علی محمد و اله الطاهرین

امام سجاد (ع) هر جمعه در مسجد پیامبر (ص) مردم را با این کلمات موعظه می کرد :
ای مردم ! خدا ترس باشید ! بازگشت شما به سوی اوست ٬ هرکس اینجا کار نیکی کرده است ٬ آنجا پیش روی خود خواهد یافت و هرکس عمل بد انجام داده ٬ دوست دارد میان او و اعمال بدش فاصله ی زیادی بیفتد ٬ خداوند شما را می ترساند.
افسوس تو ٬ ای فرزند آدم که غافلی ! اما از تو غافل نیستند ٬ مرگ سریعتر از هر چیز به سویت می آید و تو را می جوید و به زودی تو را در خواهد یافت ٬ و آن هنگام اجلت فرارسیده و تنها به قبرت در آیی و فرشتگان سوال ٬ برای پرسش و امتحانی سخت نزد تو می آیند.
نخستین سوال  از آفریدگاری است که او را پرستش می کردی . و از پیامبری که برای هدایت تو آمده بود و از دینی که بدان پایبند بودی و از کتابی که می خواندی و از امامی  که پیرویش بودی و  از دستوراتش اطاعت می نمودی.
آنگاه از عمرت می پرسند که در چه راه مصرف کردی و از مال و ثروتت می پرسند که از کجا آوردی و در چه راه خرج کردی ... پس در خود بنگر و پیش از پرسش آماده ی پاسخ باش!
اگر ایمان داری ٬ خداترس و دین شناسی ٬ و از پیشوایان راستگو پیروی می کنی و دوستار دوستان خدایی ٬ نگران مباش خداوند زبانت را به حق گویا خواهد کرد و تو را به بهشت و رضای خویش بشارت خواهد داد و فرشتگان با نعمتهای فراوان به استقبال تو خواهند آمد ٬ و گرنه زبانت بند آمده و از عهده ی پاسخ بر نخواهی آمد و تو را به آتش وعده خواهد داد و فرشتگان با آب جوشان و آتش سوزان از تو پذیرایی خواهند کرد.۱

۱) بحار ٬ ج۶ ٬ ص ۲۲۳

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم شهریور 1388ساعت 8:56  توسط محمد | 
 لا حول و لا قوة الا بالله  هو العلی العظیم و  صلی علی محمد و اله الطاهرین

در روایت است مردی از پیامبر اکرم (ص) سوال می کند : آیا شما گمان می کنید که بهشتیان می خورند و می آشامند ؟
حضرت می فرماید : بله ٬ قسم به خدا هر فردی در بهشت قوه و قدرت صد مرد را دارد و به اندازه صد نفر غذا می خورد و نوشیدنی می نوشد .
بعد او سوال می کند : بهشت که جای پاک و پاکیزه است و جای کثافات و آلودگی نیست ٬ پس اینها پس از این همه خوردن و نوشیدن احتیاج به دستشویی پیدا کنند چیکار می کنند ؟
حضرت می فرماید : آنچه را که خورده اید به صورت عرق خوشبو که بوی مشک و عنبر می دهد ٬ از بدنشان خارج می گردد ( و دیگر احتیاج به دستشویی ندارد . )۱
در روایت دیگری است که یک نصرانی از امام باقر (ع) سوال کرد : چگونه است که اهل بهشت غذا و میوه و نوشیدنی می خورند اما تغوّط نمی کنند و به دستشویی نمی روند ؟ در دنیا مثالی برای من بزن.
حضرت در پاسخ فرمودند : جنین در شکم مادرش از غذایی که مادرش می خورد او نیز می خورد اما در عین حال تغوّط نیز نمی کند و دستشویی ندارد.۲

۱) بحار ٬ ج۸ ٬ ص۱۴۹ ٬ به نقل از تنبیه الخاطر.
۲) بحار ٬ ج۸ ٬ ص ۱۲۲.

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم شهریور 1388ساعت 11:42  توسط محمد | 
 لا حول و لا قوة الا بالله  هو العلی العظیم و  صلی علی محمد و اله الطاهرین

به شما پیشنهاد می کنم که این مطلب را بخوانید ٬ من که خودم به شخصه خیلی تحت تاثیر قرار گرفتم.

مرحوم آیت الله العظمی حاج سید جمال الدین گلپایگانی می فرمود : من در دوران جوانی که در اصفهان بودم نزد دو استاد بزرگ مرحوم آخوند کاشی و جهانگیر خان قشقایی درس اخلاق و سیر و سلوک می آموختم و آنها مربی من بودند . به من دستور داده بودند که شبهای پنجشنبه و شبهای جمعه در بیرون اصفهان به قبرستان تخت فولاد بروم و قدری در عالم مرگ و ارواح تفکر کنم . عادت من این بود که شبهای پنجشنبه و جمعه به قبرستان تخت فولاد می رفتم و یکی دو ساعت در بین قبرها و در مقبره ها حرکت می کردم و تفکر می نمودم و بعد از آن چند ساعتی استراحت نموده ٬ و سپس برای نماز شب و مناجات بر می خواستم و نماز صبح را می خواندم و پس از آن به اصفهان بر می گشتم . آیت الله گلپایگانی می فرمود : شبی از شبهای زمستان که هواسرد بود و برف هم می آمد .من برای تفکر در ارواح و ساکنان وادی آن عالم از اصفهان حرکت کردم و به تخت فولاد آمدم و در یکی از حجرات رفتم .و خواستم دستمال خود را باز کرده چند لقمه ای غذا بخورم و بعد بخوابم تا حدود نیمه شب بیدار و مشغول کارها و دستورات خود از عبادت گردم ٬ در این حال مقبره را زدند تا جنازه ای را که از بستگان صاحبان مقبره بود و از اصفهان آورده بودند ٬ آنجا بگذارند و شخص قاری قرآن که متصدی مقبره بود مشغول تلاوت شد تا آنها صبح بیایند و جنازه را دفن نمایند. آن جماعت جنازه را گذاردند و رفتند و قاری قرآن هم مشغول تلاوت شد . من همین که دستمال را باز کرده و می خواستم مشغول خوردن غذا شوم ٬ دیدم که ملائکه عذاب آمدند و مشغول عذاب کردن آن مرده شدند.
عین عبارت آن عالم ربانی این است که : چنان گرزهای آتشین بر سر او می زدند که آتش به سوی آسمان زبانه می کشید ٬ و فریادهایی از این مرده بر می خواست که گویی تمام این قبرستان عظیم را را متزلزل می کرد . نمی دانم اهل چه معصیت بود ؟ از حاکمان جائر و ظالم بود که این طور مستحق عذاب بود ؟ و ابدا قاری قرآن اطلاعی نداشت ٬ آرام بر سر جنازه نشسته و به تلاوت اشتغال داشت . من از مشاهده ی این منظره از حال رفتم ٬ بدنم می لرزید ٬ رنگم پرید و هر چه به قاری قرآن اشاره می کردم که در را باز کن من می خواهم بیرون بروم ٬ او نمی فهمید ٬ هر چه می خواستم به او بگویم زبانم قفل شده بود و حرکت نمی کرد . بالاخره به او فهماندم که چفت در را باز کن ٬ من می خواهم بروم. گفت : آقا هوا سرد است ُ برف روی زمین را پوشانیده و در راه گرگ است تو را می درد. هرچه می خواستم به او بفهمانم که من طاقت ماندن ندارم ٬ او ادراک نمی کرد . به ناچار خود را به در اتاق کشاندم ٬ در را باز کردم و خارج شدم . و تا اصفهان با آنکه مسافت زیادی نیست بسیار به سختی رفتم و چندین بار به زمین خوردم ٬ رفتم در حجره و یک هفته مریض بودم . مرحوم آخوند کاشی و جهانگیر خان می آمدند حجره و عیادت می کردند و به من دوا می دادند . جهانگیر خان برای من کباب باد می زد و به زور به حلق من فرو می برد تا کم کم قدری قوت گرفتم .۱

دوستان عزیز این حالت آقای گلپایگانی را مکاشفه می گویند که خداوند به خاطر لطفی که به ایشان داشتند چشمان برزخی ایشان را باز کرد تا توانست این صحنه ها را ببیند.

۱) جمال عرفان ٬ ص ۶۹ ٬ به نقل از معاد شناسی ٬ ج۱ ٬ ص ۱۴۲.    -   در محضر لاهوتیان ٬ ص۱۵۶

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم شهریور 1388ساعت 22:22  توسط محمد | 
 لا حول و لا قوة الا بالله  هو العلی العظیم و  صلی علی محمد و اله الطاهرین

رسول اکرم (ص) می فرماید : « در بهشت درختی است که از آن اسبهای ابلق ( سیاه و سفید ) با دو بال و با زینهایی از یاقوت بیرون می آیند . اولیای خدا بر آنها سوار می شوند و به هر جای بهشت بخواهند به پرواز در می آیند . اهل بهشت از خدا می پرسند : خدایا ! این بندگان تو چگونه به این مقام و جایگاه رسیده اند که ما از آن محروم هستیم ؟ جواب می شنوند :
آنها کسانی هستند که در دنیا شبها از بستر خواب بیرون می آمدند و به نماز و راز و نیاز مشغول بودند ٬ در حالی که شما در خواب بودید ٬ و روزها که شما می خوردید و می نوشیدید ٬ آنها روزه می گرفتند و همیشه از ترس و شوق من می گریستند. »۱

۱) صائمان صالح ٬ ص ۱۱۹.

+ نوشته شده در  شنبه هفتم شهریور 1388ساعت 16:27  توسط محمد | 
 لا حول و لا قوة الا بالله  هو العلی العظیم و  صلی علی محمد و اله الطاهرین

در روایتی در تفسیر علی بن ابراهیم آمده است که :
امام صادق (ع) فرموده : از حیوانات دنیایی در بهشت تنها چند حیوان خواهد بود:
۱) الاغ بلعم بن باعور ( مشهور به بلعم باعورا )
۲) ناقه حضرت صالح
۳)گرگ حضرت یوسف
۴) سگ اصحاب کهف.۱
بعضی هم گفته اند : گوسفند قربانی هابیل و گوسفند قربانی حضرت ابراهیم (ع) که به جای حضرت اسماعیل ذبح کرد وارد بهشت خواهند شد و احتمالا حیوانات دیگری هم باشند.

۱) تفسیر علی بن ابراهیم ٬ ص ۳۹۴    -     بحار ٬ ج۸ ٬ ص ۱۹۵

 

+ نوشته شده در  شنبه هفتم شهریور 1388ساعت 16:15  توسط محمد | 
 لا حول و لا قوة الا بالله  هو العلی العظیم و  صلی علی محمد و اله الطاهرین

« فَالَّذینَ کَفَروا قُطِّعَتْ لَهُمْ ثِیابُ مِنْ نارٍ »۱
« وَ تَرَی الْمُجْرِمینَ یَوْمَئِذٍ مُقَرَّنینَ فِی الْاَصْفادِ سَرابیلُهُمْ مِنْ قطِرانٍ وَ تَغْشی وُجوهُهُمُ النّارُ »۲

« کسانی که کافر شدند لباسهایی از آتش برای آنها بریده می شود . و در روز قیامت مجرمان را باهم در غل و زنجیر می بینی که لباسهایشان از ماده چسبنده بدبوی اشتعال زاست و صورتهایشان را آتش می پوشاند . »
« قطران » نوعی ماده سیاه رنگ قابل اشتعال است ٬ چیزی شبیه مخلوطی از قیر و بنزین که خیلی هم بدبو و بدمنظر است و در آتش دوزخ سریعا آتش می گیرد و شعله ور می شود .
لباس اهل جهنم یا قطعه هایی از مس و آهن گداخته و سرخ شده است و یا قطران است.
امام باقر (ع) می فرماید : « به اهل جهنم هفتاد جامه از آتش می پوشانند و کلاهی از آتش بر سرشان می گذارند.
جبرئیل هم به پیامبر اکرم (ص) عرض کرد که : اگر یکی از پیراهن و سرابیل اهل جهنم بین زمین و آسمان آویزان شود ٬ تمام اهل زمین از بوی بد و حرارت آن می میرند .پیامبر اکرم (ص) با شنیدن این حرف گریه کرد.۳ 

۱) حج/۱۹      ۲) ابراهیم / ۵۰ -۴۹
۳) اقتباس از بحار ٬ ج۸ ٬ باب النار

+ نوشته شده در  شنبه هفتم شهریور 1388ساعت 15:46  توسط محمد | 
 لا حول و لا قوة الا بالله  هو العلی العظیم و  صلی علی محمد و اله الطاهرین

علامه سید محمد حسین طباطبایی صاحب تفسیر المیزان نقل کرده که : استاد ما عارف برجسته « حاج میرزا علی آقا قاضی » می گفت :
در نجف اشرف در نزدیکی منزل ما ٬ مادر یکی از دخترهای افَنْدِی ها ( سنّی های دولت عثمانی ) فوت کرد.
این دختر در مرگ مادر ٬ بسیار ضجّه و گریه می کرد ٬ و جداً ناراحت بود ٬ و با تشییع کنندگان تا کنار قبر مادرش آمد و آنقدر گریه و ناله کرد که همه ی حاضران به گریه افتادند .
هنگامی که جنازه ی مادر را در میان قبر گذاشتند ٬ دختر فریاد می زد : من از مادرم جدا نمی شوم ٬ هر چه می خواستند او را آرام کنند ٬ مفید واقع نشد ٬ دیدند اگر بخواهند با اجبار دختر را از مادر جدا کنند ٬ ممکن است جانش به خطر بیفتد ٬ سرانجام بنا شد دختر را در قبر مادرش بخوابانند ٬ و دختر هم پهلوی مادر در قبر بماند ٬ ولی روی قبر را از خاک انباشته نکنند ٬ و فقط روی قبر را با تخته ای بپوشانند ٬ و دریچه ای هم بگذارند تا دختر نمیرد و هر وقت خواست از آن دریچه بیرون آید. دختر در شب اول قبر ٬ کنار مادر خوابید ٬ فردا آمدند و سرپوش را برداشتند تا ببینند به سر دختر چه آمده است ٬ دیدند تمام موهای سرش سفید شده است.
پرسیدند : چرا اینطور شده ای ؟
در پاسخ گفت : شب کنار جنازه ی مادرم در قبر خوابیدم ٬ ناگاه دیدم دو نفر از فرشتگان آمدند و در دو طرف ایستادند و یک شخص محترمی هم آمد و در وسط ایستاد ٬ آن دو فرشته مشغول سوال از عقاید مادرم شدند و او جواب می داد ٬ سوال از توحید نمودند ٬ جواب درست داد ٬ سوال از نبوت نمودند ٬ جواب درست داد که پیامبر من محمد بن عبدالله (ص) است .
تا اینکه پرسیدند : امام تو کیست ؟
آن مرد محترم که در وسط ایستاده بود گفت :« من امام او نیستم » ( آن مرد محترم ٬ امام علی (ع) بود . )
در این هنگام آن دو فرشته چنان گرز بر سر مادرم زدند که آتش آن به سوی آسمان زبانه می کشید.
من بر اثر وحشت و ترس زیاد به این وضع که می بینید که همه موهای سرم سفید شده در آمدم.
مرحوم قاضی می فرمود : چون تمام طایفه ی آن دختر ٬ در مذهب اهل تسنّن بودند ٬ تحت تاثیر این واقعه قرار گرفته و شیعه شدند ( زیرا این واقعه با مذهب تشیَع ٬ تطبیق می کرد ) و خود آن دختر ٬ جلوتر از آنها به مذهب تشیّع ٬ اعتقاد پیدا کرد. ۱ 

۱) معادشناسی علامه محمد حسین تهرانی ٬ ج۳ ٬ ص۱۱۰ -  داستان دوستان ٬ ج۵ ٬ ص ۲۱۷ 

 

+ نوشته شده در  جمعه ششم شهریور 1388ساعت 13:45  توسط محمد | 
 لا حول و لا قوة الا بالله  هو العلی العظیم و  صلی علی محمد و اله الطاهرین

صداها و نغمه های خوش ٬ جیزی است که با روح و فطرت انسان سازگار است ٬ منتهی اسلام جلو ساز و آوازهای مطرب و حرام را که انسان را حالی به حالی می کند گرفته . نغمه ها و آوازهای غیر مطرب که هم با ساختمان وجودی بشر سازگار است و هم با دستورات اسلام ٬ نه تنها حرام نیست بلکه مستحب نیز می باشد . مثلا تاکید شده است که قرائت قرآن با صوت حسن و زیبا باشد . یا کسی اذان بگوید که صدایش نیکو است . در بهشت نیز نغمه های خوش فراوان است ٬ مثلا شاخه های درختها چنان منظم به هم می خورند و صداهای خوش تولید می کنند که روح را صفا می دهد . و پرندگان بهشتی در کنار چشمه سارها و باغها و درختان و نهرهای بهشتی چنان با الحان خوش می خوانند که با توجه به محیط مناسب و صدای آبشارها و جویبارها چنان فضایی ایجاد می شود که روح انسان مدهوش می شود .
امام رضا (ع) : می فرماید : « بر روی درختان پر میوه بهشتی مرغان آواز خوانی هستند که بدن ایشان از مروارید است و بالهایشان از یاقوت ٬ این مرغان آواز خوان با انواع و اقسام صداهای خوش و دلکش برای بهشتیان آواز می خوانند و نغمه سرایی می کنند. »
همچنین امام صادق (ع) می فرماید : « در بهشت درختی است که خداوند به بادها دستور می دهد که بر آن درخت بوزند ٬ آنگاه از آن درخت آوازی بلند می شود که هرگز خلایق ٬ ساز و آوازی به خوشی و خوبی آن نشنیده باشند . » سپس فرمودند : « این در عوض آن است که پرهیزگاران در دنیا از ترس خدا شنیدن غنا و موسیقی مطرب را ترک کردند . »۱
پیامبر اکرم (ص) می فرماید : هر بنده ای که وارد بهشت می شود دو تا حورالعین بالای سرش می نشینند و دو تا هم پایین پایش و با صورت زیبا برای او غنا و موسیقی و ساز و آواز می زنند و می خوانند که البته با ساز شیطانی نیست بلکه با تمجید و تقدیس رحمانی است و صدای ساز و آواز آنان را تمام جن و انس می شنوند.
همچنین در روایت بعدی آمده که : پیامبر اکرم (ص) برای مردم صحبت می کرد و از نعمتها و زنان بهشتی می گفت ٬ یک بادیه نشین که در بین جمع حاضر بود روی دو زانو نشست و عرض کرد : ای رسول خدا ! آیا در بهشت غنا و موسیقی هم هست ؟ حضرت فرمود : بلی ای اعرابی ٬ در بهشت نهری است که در اطراف آن دختران سفید و زیبا و خوشگلی هستند که با صدای زیبا و دلکش مشغول نغمه سرایی و آواز خوانی هستند که همانند آن را هرگز خلایق تا آن موقع نشنیده اند ٬ و این بهترین نعمت بهشتی است.
و در روایت بعدی آمده است که : در بهشت درختانی است که بر آنها زنگهایی از نقره بسته اند که هرگاه دل اهل بهشت ٬ غنا و موسیقی بخواهد خداوند ٬ از زیر عرش ٬ بادهایی بر آن زنگها می وزد و آنها به صدا در می آیند و چنان صدای خوش و آواز قشنگی از آنها بر می خیزد که اگر اهل دنیا آن صداها و ساز و آواز شادی بخش را بشنوند از خوشحالی زیاد قالب تهی خواهند کرد .
در روایت بعدی آمده که : پیامبر اکرم (ص) در مورد درجات و نهرها و مقامات بهشتی صحبت می کرد ٬ فردی بلند شد و عرض کرد : یا رسول الله ! من صوت حسن و آوازهای خوش را دوست دارم آیا در بهشت آواز خوش هم برای من است ؟ حضرت فرمود : آری قسم به خداوندی که جانم در دست اوست ٬ در بهشت درختی است که خداوند به آن دستور می دهد بر گوش بندگان من که در دنیا مشغول عبادت و ذکر و یاد من بودند از صداهای خوش و ساز و آوازت برسان . آن درخن نیز چنان با صدای بلند می خواند و می نوازد که خلایق مثل آن را قبل از آن هرگز نشنیده اند و صدای ساز و آواز آن درخت ٬ تسبیح خداوند است.۲
همچنین پیامبر اکرم (ص) فرمودند : به هر بهشتی تعداد زیادی از زنان بهشتی و حورالعین می دهند ٬ هر ساعت که نوبت هر یک از آنان باشد همه زنان پیش او جمع می شوند و با صدای زیبا و دلکش شروع به آواز خوانی می کنند که هیچ چیزی شیرین تر از آن نیست ٬ طوری که تمام موجودات بهشتی از آن صدای دلکش به اهتزاز در می آیند و خوشحال می شوند . آنان دسته جمعی چنین می خوانند :
نحن الخالدات فلا نموت ابدا
نحن الناعمات فلا نباس ابدا
نحن الراضیات فلا نسخط ابدا۳
یعنی : ما همیشه در بهشت هستیم و هرگز نخواهیم مرد . و خیلی نرم خو و لطیف و ملایم هستیم و هرگز غمگین و محزون و ناراحت نمی شویم . وما همیشه راضی و خوشنود هستیم و هرگز غیظ و غضب نمی کنیم.
زنان و حوریان بهشتی با این اشعار پر معنی مشغول ترانه خوانی و نغمه سرایی می شوند و خوشحالی شوهران بهشتی خویش را صد چندان می کنند.
و در روایت دیگری آمده که : زنان بهشتی دست یکدیگر را می گیرند و به طور دسته جمعی با صدای زیبا و دلربا شروع به خواندن می کنند. حورالعین ها اشعاری که قبلا ذکر شد می خواندند ٬ غیر حورالعین ها و زنان دنیایی نیز چنین می خوانند:
نحن المصلیات و ما صلیتین
نحن الصائمات و ما صمتنّ
نحن المتوضیات و ما توضیتنّ
نحن المتصدقات و ما تصدقتنّ
فغلبنهن و الله ۴
یعنی : ما در دنیا نماز خواندیم امل حورالعین ها نماز نخواندند . ما روزه گرفتیم ٬ آن ها روزه نگرفتند . ما وضو گرفتیم ٬ آنها وضو نگرفتند . ما صدقه دادیم ٬ آنها صدقه ندادند ٬ پس به خدا ما بر آنها غلبه کردیم و پیروز گشتیم .
همچنین در روایت دیگری آمده که :
در بهشت نهری است که دختران بهشتی دور تا دور آن نهر را گرفته اند ٬ خداوند به ایشان دستور می دهد که تمجید و تسبیح و تحمید مرا به گوش بندگانم برسانید . آنان نیز با صدای بلند و با لحن و آواز خوش شروع به آواز خوانی می کنند که خلائق هرگز همانند آن را نشنیده اند و اهل بهشت همه شان با شنیدن آن آواز ٬ بسیار خوشحال و شاد و مسرور می گردند.۵

۱)کفایة الموحدین ٬ ج۴ ٬ ص۳۸۱.
۲)بحار ٬ ج۸ ٬ ص ۱۹۶.                       ۳) بحار ٬ ج۸ ٬ ص ۱۹۸ .
۴) بحار ٬ ج۸ ٬ ص ۱۰۷.                      ۵) همان ٬ ص ۲۱۴.

+ نوشته شده در  جمعه ششم شهریور 1388ساعت 12:48  توسط محمد | 
 لا حول و لا قوة الا بالله  هو العلی العظیم و  صلی علی محمد و اله الطاهرین

وقتی میت در قبر گذاشته می شود و همه می روند مَلَکی ظاهر می شود به نام «رومان» یا «فتّان القبور» بعضی هم اسم او را «رومان فتّان» گفته اند . به هر حال این ملک قبل از نکیر و مکر در نزد میّت حاضر می شود و کارش این است که ببیند اعمال میت چه صورت و وضیعتی دارد آیا از اهل سعادت است یا شقاوت . عبدالله بن سلام می گوید : از رسول خدا (ص) در مورد رومان سوال کردم فرمود : او ملکی است قبل از نکیر و منکر وارد می شود و به میت می گوید : تمام کارها و اعمالی که در دنیا انجام داده ای را بشمار . او می گوید : من یادم نیست . رومان می گوید : من یادم است می گویم تو بنویس . می گوید : با چی بنویسم و بر چی بنویسم ؟ می گوید : با انگشتت به عنوان قلم و با آب دهنت به عنوان مرکب و بر کفنت به عنوان کاغذ بنویس . او ابتدا اعمال خوب خویش را می نویسد بعد نوبت اعمال بد می رسد ٬ خجالت می کشد بنویسد. رومان می گوید : ای خطاکار ! در دنیا وقتی آن اعمال زشت و قبیح را انجام می دادی از خدا خجالت نمی کشیدی ٬ حالا خجالت می کشی ؟ ! رومان گرز را بر می دارد او را بزند . می گوید : مهلت بده تا بنویسم. همه گناهان و خطاهایش را هم می نویسد . رومان می گوید : حالا مهر کن . می گوید : من که مهر ندارم؟ می گوید : با انگشتت مهر کن سپس به گردنت بنداز و تا روز قیامت این اعمالت در گردنت خواهد ماند که خداوند در قرآن فرمود :
« وَ کُلَّ اِنْسانٍ اَلْزَمْناهُ طائِرَهُ فی عُنُقِهِ وَ نُخْرِجُ لَهُ یَوْمَ الْقِیامَةِ کِتاباً یَلْقاهُ مَنْشوُراً » ( اسراء/۱۳ و ۱۴ ) 
یعنی : « و کارنامه ی هر انسانی را به گردنش آویخته ایم ٬ و روز قیامت برای او نامه ای که آن را گشوده می بیند بیرون می آوریم. »
شاهد این روایت ٬ جریان آن مرده ای است که حضرت سلمان در آخر عمرش با همراهان به قبرستان رفت و مرده ای را صدا زد و سوالاتی از او کرد او هم جریان رومان را بیان کرد که ما مشروح جریان سلمان با آن مرده را در مطالب قبل نوشتیم .
در هر صورت رومان فتان القبور بعد از شناسایی او پیش نکیر و منکر می رود و گزارش می دهد تا نکیر و منکر با توجه به اعمال او با صورت نیکو یا زشت وارد شوند.۱

۱) کفایة الموحدین ٬ ج۴ ٬ ص ۲۳۱.

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم شهریور 1388ساعت 13:12  توسط محمد | 
 لا حول و لا قوة الا بالله  هو العلی العظیم و  صلی علی محمد و اله الطاهرین

از امام صادق (ع) نقل شده که فرمود « وقتی که جنازه ی انسان را دفن می کنند ٬ دو فرشته به نام نکیر و منکر ٬ نزد او می آیند ٬ که صدایشان مانند رعد غرنده ٬ و چشمهایشان مانند برق خیره کننده است ٬ که زمین را با نیش های خود می شکافند ٬ و پاهای خود را با موهای خود به شدت بر زمین می کوبند و به سوی مرده می آیند.۱
و در روایت دیگر آمده که :
« نکیر و منکر با غیظ و غضب وارد قبر می شوند و با صدایشان چنان بلند و ترسناک است که همچون صدای غرش رعد است . و چشمهایشان همچون نور رعد و برق می درخشد . و چنان صیحه ای بر میت می زنند که موهای بدنش سیخ سیخ می شود . او را بلند می کنند و می نشانند بعد شروع می کنند به سوال کردن ٬ که مرده وقتی این افراد و این حالت ها را می بیند لال می شود .۲
البته چگونگی برخورد آنها با میت ٬ بر اساس ایمان و انحراف او است ٬ و چهره ی آنها در برخورد با مومن خالص ٬ با چهره ی آنها در برخورد با کافر خالص ٬ تفاوت دارد ٬ چنان که ابوبصیر از امام صادق (ع) پرسید : « آیا این دو فرشته بر مومن و کافر ٬ به یک صورت ٬ وارد می شوند ؟»
امام صادق (ع) فرمود : « نه »۳

۱) فروع کافی ٬ ج۳ ٬ ص ۲۳۸ و ۲۳۶.
۲) بحار ٬ ج۶ ٬ باب احوال القبر و البرزخ.
۳) فروع کافی ٬ ج۳ ٬ ص ۲۳۸.

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم شهریور 1388ساعت 11:53  توسط محمد | 
 لا حول و لا قوة الا بالله  هو العلی العظیم و  صلی علی محمد و اله الطاهرین

مرحوم دستغیب شیرازی در سرای دیگر فرموده : مراد از « وَ ظِلٍّ مَمْدودٍ » ( سایه گسترده و کشیده شده ) سایه عرش الهی و لطف خداوندی است ٬ یعنی همه بهشتیان ٬ در سایه لطف خداوند قرار می گیرند و از رحمت و نعمت و رافت الهی بهره مند می گردند .
بعد فرموده : هفت طایفه در زیر سایه لطف الهی هستند :
۱- کسی که نمازش را در مسجد می خواند و وقتی که از مسجد بیرون می رود دلش در مسجد است تا وقت نماز بعدی شود و وارد مسجد گردد.
۲- کسی که شهوت حرامی برایش پیش آید اما از ترس خدا آن را ترک کند .
۳- کسی که پنهانی صدقه بدهد ٬ طوری که غیر از خدا احدی نفهمد .
۴- کسی که به یاد گناهانش بیفتد و بترسد و بلرزد و از چشمانش اشک جاری شود .
۵- امام و پیشوای عادل که برای رضای خدا مومنان را راهنمایی کند.
۶- جوانی که جوانی خود را در عبادت و اطاعت خداوند صرف کند.
۷- دو نفری که همدیگر را برای خدا دوست بدارند و از هم جدا بودنشان در فرمان برداری از خدا باشد.۱

۱) سرای دیگر ٬ ص ۲۰۵.
لازم به ذکر است که : در قرآن چندین آیه دیگر مربوط به سایه است که حالتهای مختلف آن را بیان می کند از جمله سجده آن برای خدا که چون در مورد بهشت نیست ما نیاورده ایم اما آدرس بخشی از آنها را در اینجا بیان می کنیم.
بقره: ۵۷ ٬ ۲۱۰ /اعراف :  ۱۶ ٬ ۱۷ / رعد : ۱۵ / نحل : ۴۸ ٬ ۸۱/فرقان : ۴۵ / فاطر : ۲۱.

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم شهریور 1388ساعت 10:56  توسط محمد | 
 لا حول و لا قوة الا بالله  هو العلی العظیم و  صلی علی محمد و اله الطاهرین

رئیس فرشتگان بهشتی ٬ رضوان خازن و اختیاردار بهشت است که فرشته ای زیبا ٬ خوشرو ٬ خوش اخلاف و خنده رو است که خداوند او را از جمال خویش خلق کرده است و کاملا نقطه مقابل خازن جهنم است که بسیار بد اخلاق ٬ زشت ٬ سیاه چهره ٬ ترسناک و وحشتناک است .
هرکس وارد بهشت شود باید با اطلاع و اجازه رضوان ٬ خازن بهشت باشد مگر گروهی که خداوند را مخفیانه عبادت کرده اند که در روایت است : در روز قیامت ٬ رضوان خازن بهشت گروهی می بیند که بدون اطلاع او و بدون آمدن پیش او وارد بهشت شده اند ٬ به ایشان می گوید : شماها چه کسانی هستید و از کجا وارد بهشت شدید؟
آنان در جواب می گویند : ما گروهی هستیم که خداوند را مخفیانه عبادت و پرستش کردیم ٬ خداوند نیز ما را مخفیانه و به طور سرّی وارد بهشت کرد.۱

۱) بحار ٬ ج ۸ ٬ ص ۱۴۶

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم شهریور 1388ساعت 19:18  توسط محمد | 
 لا حول و لا قوة الا بالله  هو العلی العظیم و  صلی علی محمد و اله الطاهرین

حضرت هود (ع) در زمان پادشاهی شخصی به نام شداد ٬ زندگی می کرد و پیوسته او را دعوت به یکتاپرستی و ایمان آوردن به خدای یگانه می نمود.
روزی شداد گفت : اگر من ایمان بیاورم ٬ خدا به من چه خواهد داد ؟
هود در پاسخ گفت : جایگاه تو را در بهشت برین قرار می دهد و زندگی جاوید به تو خواهد بخشید .
شداد اوصاف بهشت را از هود پرسید . آن حضرت خصوصیاتی از بهشت را برایش بیان نمود . شداد گفت : این که چیزی نیست . من خودم می توانم بهشتی بهتر از آنچه تو گفتی ٬ تهیه نمایم !
به همین علت در صدد ساختن شهری برآمد که شبیه بهشت برین باشد.
یک نفر را پیش ضحاک تازی که خواهرزاده او بود فرستاد  - در آن زمان ضحاک بر مملکت جمشید ( ایران ) حکومت می کرد - و از او خواست که هر چه می تواند طلا و نقره فراهم سازد.
ضحاک بنا به دستور شداد ٬ هر چه توانست زر و زیور تهیه کرده و به شام فرستاد.
شداد به اطراف مملکت خویش نیز اشخاصی فرستاد و در تهیه طلا و نقره و جواهر و مشک و عنبر کوشش فراوان نمود و استادان و مهندسین ماهر برای ساختن شهر بهشتی آماده کرد و در اطراف شام ٬ محلی را که از نظر آب و هوا بی مانند بود انتخاب نمود . دستور داد که دیوار آن شهر را به بهترین اسلوب بساززند و در میان آن ٬ قصری از طلا و نقره به وجود آورند و دیوارهای آن را با جواهرات گوناگون بیارایند و در کف جویهای آن شهر ٬ به جای ریگ و سنگریزه ٬ جواهر بریزند . و درختهایی از طلا ساختند که بر شاخه های آن مشک و عنبر آویخته بود و هر وقت باد می وزید ٬ بوی خوشی از آن درختها در فضا منتشر می شد.
نوشته اند ٬ دوازده هزار کنگره از طلا که به یاقوت و جواهر آراسته بود ٬ بر گرد قصر او ساختند و پانصد سرهنگ داشت که برای هریک ٬ فراخور مقامش ٬ در اطراف قصر ٬ کوشک بلند مناسب با آن قصر تهیه نمودند و زنان بسیاری را از اطراف جمع نموده و در بهشت مصنوعی خود جای داد و از هر نظر وسایل استراحت و خوشگذرانی را فراهم کرد.
در مدت پانصدسال هر چقدر سیم و زر و قدرت بود ٬ برای ایجاد آن شهر بکار برده شد . تا اینکه یه شداد خبر دادند بهشتی را که دستور داده بودید آماده است.
شداد در محلی به نام « حضرموت » به سر می برد ٬ پس از اطلاع با لشکری فراوان برای دیدن آن شهر حرکت کرد ٬ وقتی به یک منزلی شهر رسید ٬ آهویی به چشمش خورد که پاهایش از نقره و شاخهایش از طلا بود . از دیدن چنین آهویی در شگفت شد و اسب از پی آن تاخت تا از لشکر خود جدا گردید.
ناگاه در میان بیابان ٬ سواری مهیب و وحشت آور پیش او آمد و گفت : ای شداد ! خیال کردی با این عمارت که ساختی از مرگ محفوظ می مانی ؟!
از این سخن لرزه بر اندام شداد افتاد. پرسید که : تو کیستی ؟
جواب داد : من عزرائیل هستم.
پرسید : با من چه کار داری و در این بیابان چرا مزاحم من شده ای ؟!
عزرائیل گفت : برای گرفتن جان تو آمده ام !
شداد التماس کرد که مهلت بده تا فقط برای یکبار باغ و بستان خود را ببینم ٬ آنگاه هر چه می خواهی بکن!
عزرائیل در پاسخ گفت : به من این اجازه را نداده اند و در آن حال شداد از اسب در غلتید و روحش از قالب تن جدا شد . و تمام لشکر او نیز با بلایی آسمانی از میان رفتند و آرزوی دیدار بهشت را به گورستان بردند.۱

۱) مثل آباد ٬ ج۲ ٬ ص ۵۱.

بعضی از دوستان می پرسن مگه می شه شداد ۵۰۰ سال عمر کند؟
باید بگم که بله ٬ در زمانهای قدیم میانگین عمر مردم خیلی بالا بوده ٬ مصداق آن را در حضرت نوح (ع) دیدیم. چیز دیگری که می خواستم بگم اینه که من تمام این مطالب را از منابع معتبر می نویسم.
متشکرم

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم شهریور 1388ساعت 15:57  توسط محمد | 

 لا حول و لا قوة الا بالله  هو العلی العظیم و  صلی علی محمد و اله الطاهرین

با سلام موضوع امروز با موضوعات قبل کمی فرق دارد و به ماه پر فضیلت رمضان ربط دارد. این مطالب برگرفته از کتاب شهر قرآنی مبحث روزه از آقای محمد هادی طباطبائی از انتشارات مرکز آموزش سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران.

« یا اَیُّهَا الَّذینَ امَنوُا کُتِبَ عَلَیْکُمُ الصِّیام کَما کُتِبَ عَلَی الَّذینَ مَن قَبلِکُم لَعَلَّکُم تَتَّقون »
« ای کسانی که ایمان آورده اید ! روزه بر شما نوشته شده ٬ همان گونه که بر کسانی که قبل از شما بودند نوشته شد ٬ تا پرهیزگار شوید ( بقره/ ۱۸۳ ) »

روزه اثبات عبودیت به درگاه معبود!
تو نیت می کنی و خود را برای مجاهده ای عظیم آماده می سازی ٬ روزه می گیری تا بیاموزی عشق یعنی چه؟
تو از علائق مادی می گذری و آرام و مطمئن ٬ به جلب رضایت او می اندیشی ...
و می دانی که فلسفه روزه چیست ٬ که نه تنها اجتناب از خوردن و آشامیدن است بلکه چندین شرط دارد برای خود.
تو روزه می گیری و چشم از خطا می پوشانی که نظر ٬ منزلگاه هواهای نفسانی است و فریب می دهد دل را ٬ و تو آن را مهار کرده ای ٬ که چشم روزه دار ٬ کشف می کند دنیای روحانی دیگری را و این تو را شادمان می سازد...
تو روزه می گیری و گوش از نا شنیدنی ها می بندی که گوش نا آگاه ٬ استراق حقیقت می کند و راهزن است ٬ و تو گوش خود را مجرای عبوری برای کلام حق قرار داده ای ٬ و دستت را از خطا باز می داری که دستت ٬ عامل به خطاست و تو آمرانه آن را از اشتباه حفظ می کنی ...
و قدمت را از پیمودن مسیر ضلال باز می داری که قدم روزه دار ٬ تنها در مسیر سعادت و رستگاری تا رسیدن به عشق حقیقی گام بر می دارد.
تو عاشقی ٬ رها از تعلق ٬
و بی حجاب به سوی معبودت گام بر می داری.
مراقب باش ٬ که روزه دار را در مسیر سلوک ٬ گردنه هایی است صعب العبور که گذشت از آنها ٬ تنها تقوی می طلبد و اراده ٬ یعنی که یقین کنی برای عبور از مسیر عزم خود جزم کنی تا بگذری ٬ به سوی عروج و رهایی ٬ که فلسفه روزه همین است ٬ کامل شدن.
پس دل از اندیشه اغیار خالی کن و جان به حلیت عشق حق ٬ متجلی ساز که رستگاری ٬ همین نزدیکی است و روزه ٬ پلی است برای رسیدن به این سعادت عظیم !
اسب همین زین کن و در میدان یقن ٬ یکه تاز باش تا یکتایی و یگانگی اش را درک کنی ...

پیامبر اکرم (ص) : « درهای آسمان در اولین شب ماه رمضان گشوده می شود و تا آخرین شب آن بسته نخواهد شد .»

ای در غرور نفس به سر برده روزگار 
                 برخیز٬ کـــــار کن که کنونست وقت کـــــــار
ای دوست ماه روزه رسید و تو خفته ای 
                 آخـــــر ز خواب غفلت دیرینه ســــــر بــــر آر
پنداشتی که چون بخوری روزه تو نیست 
                 بسیار چــــــــــیز است جز آن شرط روزه دار
هر عضو را بدان که به تحقیق روزه ای است
                 تا روزه تــو روزه بـــود نــــزد کـــــــــــــردگــــار
اول نگاه دار نظر ٬ تا رخ چو گل
                 در چشم تو نیفکند از عشق خویش خـــوار
دیگر ببند گوش زهر ناشنیدنی
                 کـــز گفت و گوی هرزه شود عقل تار و مـــار
دیگر زبان خویش که جای ثنای اوست
                 از غــــــــیبت و دروغ فـــــــروبند اســــــــــتوار
دیگر به وقت روزه گشادن مخور حرام
                 زیرا که خــــون خوری تو از آن به هـــــــزار بار
دیگر بسی مخست که در تنگنای گور 
                 چندانت خواب هست که آن هست در شمار
این است شرط روزه اگر کرد روزه ای
                 گـــر چه ز روی عقل یکی گفــــتم از هـــــــزار

عطار نیشابوری

 
امام علی (ع) : « روزه نفس از لذتهای دنیوی ٬ سودمندترین روزه هاست .»
امام صادق (ع) : « خداوند روزه را واجب کرده تا بدین وسیله دارا و ندار ( غنی و فقیر ) مساوی گردند. »

اولین حکایت :
حضرت علی (ع) از پیامبر خدا (ص) نقل می کند که پیامبر فرموده : « هیچ مومنی نیست که ماه رمضان را فقط به حساب خدا روزه بگیرد ٬ مگر آنکه خدای تبارک و تعالی هفت خصلت را برای او واجب و لازم گرداند :
۱- هرچه حرام در پیکرش باشد محو و ذوب گرداند.
۲- به رحمت خدای عزوجل نزدیک می شود .
۳- (با روزه خویش ) خطای پدرش حضرت آدم را می پوشاند .
۴- خداوند لحظات جان کندن را بر وی آسان گرداند .
۵- از گرسنگی و تشنگی روز قیامت در امان خواهد بود .
۶- خدای عزوجل از خوراکی های لذیذ بهشتی او را نصیب دهد.
۷- خدای عزوجل برائت و بیزاری از آتش دوزخ را به او عطا فرماید. »

امام علی (ع) :« روزه پرهیز از حرام هاست ٬ همچنان که شخص از خوردنی و نوشیدنی پرهیز می کند .»

دومین حکایت :
ابونصیر و زراره روایت نموده اند که امام صادق (ع) فرمود : زکات فطره به طور حتم ٬ کامل کننده ی روزه است ٬ همان گونه که صلوات بر پیامبر اکرم (ص) - در حال تشهد - کامل کننده ی نماز است ٬ زیرا هر کس روزه بگیرد ولی زکات فطره را عمدا نپردازد روزه ای برایش نیست ٬ همان گونه که اگر در حال نماز صلوات بر پیامبر (ص) را ترک نماید٬ نمازی برای او به شمار نمی آید . ( در اهمیت پرداخت زکات فطره ٬ همین بس که ) خدای عزوجل زکات را بر نماز مقدم داشته ٬ در آنجا که می فرماید : «قَد اَفْلَحَ مَن تَزَکّی و ذَکَرَ اسمَ رَبّه فَصَلّی »

سومین حکایت :
شبلی گوید : در قافله ای به شام می رفتم . اعراب بیرون آمدند ٬ قافله را گرفتند و نزد سر دسته ی آنها که نشسته بود ٬ بردند و اموال قافله را بر او عرضه کردند . ظرفی را بیرون آوردند که در آن بادام و شکر بود و شروع کردند به خوردن ٬ جز امیر که هیچ نخورد . او را گفتم : چرا نمی خوری ؟ گفت : من روزه دارم ! گفنم : راهزنی می کنی و اموال مردم را می گیری و آن ها رو می کشی و روزه می گیری ؟ گفت : ای شیخ ! برای صلح جایی باقی بگذار ! پس از آن ٬ روزی او را در طواف دیدم و او مُحرم بود و چون خیکی خشکیده و پوسیده ٬ تکیده بود . او را گفتم : تو آن مردی ؟ گفت : آن روزه مرا به اینجا رسانید.

امام رضا (ع) :« کسی که در ماه رمضان آیه ای از کتاب خدا (قرآن) را بخواند ٬ مانند کسی است که در دیگر ماه ها تمام قرآن را خوانده باشد. »

اقسام روزه :
۱- روزه های واجب : روزه ماه مبارک رمضان ٬ روزه قضا ٬ روزه کفاره ٬ روزه استیجاری ( روزه هایی که شخص مزد می گیرد و به نیابت از میت انجام می دهد ) ٬ روزه روز سوم ایام اعتکاف ٬ روزه بدل قربانی حج ( اگر حاجی نتواند قربانی کند ٬ باید به جای آن ٬ سه روز در حج و هفت روز پس از مراجعت از حج روزه بگیرد ) و روزه ای که به سبب نذر واجب است.
۲- روزه های حرام : روز عید فطر( روز اول ماه شوال) ٬ روز عید قربان ( روز دهم ماه ذی الحجه ) ٬ روزه نذر معصیت ٬ روزه ایان تشریق ( ۱۱ و ۱۲ و ۱۳ ذی الحجه ) برای کسی که در منا است ٬ روزه سکوت ( روزه گرفتن با این نیت که با کسی سخن نگوید ) ٬ روزه وصال ( روزه گرفتن پی در پی بدون آنکه در بین آنها مبطلی انجام دهد ٬ با قصد وصال نه به طور اتفاقی ) ٬ روزه آخر شعبان به نیت اول رمضان ٬ روزه مستحبی فرزند که سبب اذیت پدر و مادر شود ٬ روزه مستحبی فرزند که پدر یا مادر او را از آن نهی کرده باشند ( به احتیاط واجب) و روزه مستحبی زن که شوهرش او را از آن نهی کرده باشد( به احتیاط واجب )
۳-روزه های مستحب : روزه گرفتن در تمام ایام سال به جز روزه های حرام و مکروه مستحب است ٬ ولی نسبت به  بعضی از روزهای تاکید و سفارش بیشتری شده که برخی از آنها بدین شرح است : هر پنجشنبه و جمعه ٬ اولین چهارشنبه بعد از دهه اول هر ماه ٬ روز مبعث ( ۲۷ ماه رجب ) ٬ عید غدیر ( ۱۸ ذی الحجه ) ٬ روز میلاد پیامبر اکرم (ص) ( ۱۷ ربیع الاول ) ٬ روز اول تا نهم ذی الحجه ٬ روز عرفه چنانچه روزه گرفتن سبب باز ماندن از دعاهای آن روز نشود ٬ روز اول و سوم محرم ٬ تمام رجب و شعبان ٬ روز اول فروردین و ۱۳ و ۱۴ و ۱۵ هر ماه.
۴- روزه های مکروه : روزه مستحبی مهمان بدون اجازه میزبان ٬ روزه مستحبی مهمان با نهی میزبان ٬ روزه مستحبی فرزند بدون اجازه پدر ٬ روزه عاشورا ٬ روزه عرفه اگر سبب باز ماندن از دعاهای آن روز بشود ٬ روزه روزی که نمی داند عرفه است یا عید قربان.

 

امام صادق (ع) : «دعای شخص روزه دار ٬ هنگام افطار مستجاب می شود .»

چهارمین حکایت :
حضرت امام جعفر صادق (ع) - بنا بر روایت ابونصیر - می فرماید : روزه داشتن تنها خودداری کردن از خوردنی ها و آشامیدنی ها نیست ٬ زیرا حضرت مریم - بنا بر نقل قرآن کریم - فرمود : « اِنّی نَذَرتُ لِلرَّحمنِ صوماً » و منظور از صَوم (=روزه ) ٬ صُمت (=سکوت ) بود ٬ پس شما به هنگام روزه داری زبان خویش را حفظ نمایید و نیز چشمانتان را و نسبت به یکدیگر حسد نورزید و با هم به نزاع بر نخیزید ٬ زیرا حسد ایمان آدمی را می بلعد ٬ همان گونه که آتش٬ هیزم را بلعیده و از بین می برد.


ای کاش می توانستم همه خاطرات الهام بخش این شب قدر را به یاد آورم. افسوس که شیرازه فکر و طغیان احساس و آتشفشان روح من ٬ آن قدر سریع و سوزان پیش می رفت که هیچ چیز قادر به ضبط آن نبود ...
نوری بود که در آن شب مقدس ٬ بر قلبم تابید ٬ بر زبانم جاری شد و به صورت اشک ٬ بر رخسارم چکید . من همه زندگی خود را به یک شب قدر نمی فروشم و به خاطر شبهای قدر زنده ام و تعالی شب قدر ٬ عبادت من و کمال من و هدف حیات من است.
(مصطفی چمران )


پیامبر اکرم (ص) : « خدای تعالی فرموده است : روزه برای من است و من پاداش آن را می دهم. »


پنجمین حکایت :
علامه طباطبائی در ماه رمضان ٬ روزه خود را با بوسه بر ضریح مقدس حضرت فاطمه معصومه (ع) افطار می کرد . یعنی ٬ هنگام غروب پیاده به حرم مطهر مشرف می شد و پس از بوسیدن ضریح به خانه می رفت و افطار می کرد.


واژه رمضان و معنای اصلاحی آن :
رمضان از مصدر « رمض » به معنای شدت گرما و تابش آفتاب بر رمل ( ریگ نرم ) معنا شده است . انتخاب چنین واژه ای براستی از دقت نظر و لطافت خاصی برخوردار است ٬ چرا که سخن از گداخته شدن است و شاید به تعبیری دگرگون شدن در زیر آفتاب گرم و سوزان نفس و تحمل ضربات بی امانش ٬ زیرا که رمضان ٬ ماه تحمل شدائد و عطش می باشد ٬ عطشی ناشی از آفتاب سوزان یا گرمای شدید روزهای طولانی تابستان .
و عطش دیگر ٬ حاصل از نفس سرکشی که پیوسته می گدازد ٬ و سوزش آن به راستی جبران ناپذیر است .


ششمین حکایت :
در کیمیای سعادت امام غزالی روزه به سه درجه تقسیم شده است : روزه عام ٬ روزه خواص ٬ روزه خاص الخاص.
روزه عوام که کمتر درجه است و آخرین تلاش و نهایت حد آن ٬ نگهداری شکم و دامن می باشد. روزه خواص که اعضا و جوارح را نیز ناشایست نگهدارند ٬ چشم نگاه بد نکند و گوش بد نشنود و دست بد ندهد و نگیرد و پا بد نرود و چون افطار شود از حرام و آنچه شبهه ای در آن است نخورند و از حلال هم پرخوری ننمایند و آخر اینکه بین بیم و امید باشند که ندانند روزه اش پذیرفته است یا خیر ! روزه خاص الخاص بالاترین درجات است ٬ علاوه بر آن چه گفته شد دل را از اندیشه غیر خدا نگهدارند و این ٬ درجه صدیقان است.


فضیلت اعمال مسستحبی ماه رمضان
۱- دعا و استغفار : از وظایف روزه داران در این ماه ٬ دعا و در خواست حوائج از حضرت حق است که بنده احساس نیاز به پیشگاه بی نیاز کرده و دست احتیاج خویش را به درگاه او دراز می کند .
علی بن ابی طالب (ع) فرمود : بر شما باد در ماه رمضان به استغفار و دعاهای زیاد ٬ دعاهای شما دافع بلا شماست و استغفار شما از بین برنده گناهان است.
۲- اعتکاف : طبق روایات رسیده از ائمه معصومین (ع) ٬ مستحب است که هر مسلمانی در صورت امکان دهه آخر ماه مبارک رمضان را در مسجد معتکف شود که پیامبر اکرم (ص) در تمامی عمرش چنین می کرد. رسول خدا فرمود: اعتکاف در یک دهه از ماه مبارک رمضان برابر ثواب دو حج و دو عمره است.
۳- تلاوت قرآن : بهترین اعمال در شبها و روزهای ماه مبارک رمضان ٬ تلاوت قرآن است . اگر چه تلاوت قرآن در تمامی اوقات ثواب دارد ٬ ولی چون قرأن در ماه رمضان نازل شده است ٬ از اجر و ثواب ویژه ای برخوردار است. پیامبر اکرم (ص) : اگر کسی در این ماه ٬ یک آیه از قرآن تلاوت کند ٬ ثوابش مثل کسی است که در غیر ماه رمضان یک بار قرآن را ختم می کند.
۴- افطاری و صدقه دادن : انسان روزه دار با انفاق می تواند بر ارزش عمل خود بیفزاید و اجر معنوی بیشتری کسب نماید. امام صادق (ع) فرمود : هرکس در ماه رمضان صدقه ای بدهد خداوند هفتاد نوع بلا را از او دور می کند.


هفتمین حکایت :
پیامبر اسلام (ص) از حضرت حق روایت کرده که خدا می فرماید : کسی که اعضا و جوارح او از محرمات من روزه نیست ٬ مرا چه نیازی است که خوردن و آشامیدن را برای خاطر من ترک کند؟

امام صادق (ع) : « هر کس کار نیکی انجام دهد ٬ ده برابر آن پاداش دارد و از جمله آنها سه روز روزه در هر ماه است .»


هشتمین حکایت :
حلاج گفت : روزه غیبت از ماسوی الله است برای رویت الله تعالی .

امام صادق (ع) : برای روزه دار دو سرور و خوشحالی است : ۱-هنگام افطار   ۲- هنگام لقاء پروردگار (وقت مردن و رد قیامت )
پیامبر اکرم (ص) : برای هر چیزی زکاتی است و زکات بدن ها روزه است .
امام صادق (ع) : هرکس یک روز ماه رمضان را ( بدون عذر ) افطار کند ٬ روح ایمان از او جدا می شود .


نهمین حکایت:
جنید گفت : هر مرید که روزه ندارد و به شب نماز نکند ٬ همچنان باشد که رزوی آن کند که صلاح او در آن نباشد.


نجـــــوا :
بار الها ! غرق در گناهم ٬ خوارم مکن . تنهایم ٬ رهایم مکن و اشتباهاتم را به دیده عفو بنگر که تحمل غضب و قهرت را ندارم ...
معبودا ! وصف قهاری ات را شنیده ام ٬ کیفرم مکن و به دیده لطف مرا بنگر که اگر قرار بود به عدل در مورد من تصمیم بگیری ٬ روزگارم تباه می شد .
خالقا ! راه از چاه باز نشناسم ٬ انسانم ٬ عاصی و غافل ! دورم گردان از مهلکه های زندگی و ظواهر فریبنده و همچون همیشه به مدد لطف و احسانت ٬ جانم را سیراب کن ٬ تشنه وصالم ...
(بر گرفته از دعای روز ششم ماه مبارک رمضان )


دوستا عزیز ضمن قبولی عبادات شما نزد درگاه حق ما رو هم در نماز و روزهاتون دعا کنید.
التماس دعا

 

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم شهریور 1388ساعت 19:56  توسط محمد | 

در کتاب فوائد المشاهد از حضرت امیرالمومنین علی (ع) روایت کرده که آن حضرت فرمود : در قبض روح مقدسه حضرت فاطمه (س) در نزدش نشسته بودم ٬ دیدم آن مخدره جواب سلام کسی را داد٬ گفتم : به که سلام کردی ؟ گفت : به جناب جبرئیل که آمده بود به من سلام کرده و گفت « الیلام یقرئک السلام » ای فاطمه ! خداوند به تو سلام می رساند . حضرت امیر (ع) فرمود : دیدم دفعه دوم جواب سلام گفت ٬ گفتم : به که سلام گفتی ؟ گفت : به میکائیل . حضرت امیر (ع) می فرماید : دیدم دفعه سوم آن مخدره رنگش زرد شد و چشمانش فرو رفت و گفت : « و علیکم السلام یا قابض الارواح عجل و لا تعذبنی » و بعد عرض کرد : « اللهم الیک لا الی النار » یعنی : مرا به سوی رحمت خود ببر نه به سوی آتش جهنم .
صدیقه طاهره با آن جلالت از خداوند می ترسد که به امیرالمومنین عرض می کند : یا علی ! بعد از دفن من در سر قبر من بمان که من از تنهایی قبر می ترسم .
از غفلت خود هوشیار باش ٬ ببین چه عمل لایقی تحفه می بری که در قبر مونست باشد ٬ و امر دین را نبین بزرگان دین از برای امر دین چه مصیبتها کشیده اند ٬ تا دین را اوج دهند. ۱

۱)کشکول النور ٬ ج۱ ٬ ص۳۳۶ به نقل از کتاب فوائد المشاهد     -    انوار آسمانی ٬ ص ۷۲

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم مرداد 1388ساعت 23:10  توسط محمد | 
 لا حول و لا قوة الا بالله  هو العلی العظیم و  صلی علی محمد و اله الطاهرین

« حاج آقا طاووسی » یکی از مداحان مخلص اهل بیت (ع) بود که برای من تعریف کرد:
من خاله ای داشتم که توی تکیه « آقا حسین خوانساری » رضوان الله تعالی علیه خدمت می کرد. من هم گاهی اوقات به خاله ام سر می زدم . شب جمعه ها « حاج شیخ اسد الله گیوه ای » منبر می رفت و احیا می گرفت.
یک روز حاج شیخ وصیت فرموده بودند که : که اگر من مردم مرا پهلوی « آقای حسین خوانساری » رضوان الله تعالی علیه دفن نمایید.
بعد از رحلت این بزرگوار خواستند قبری بکنند ٬ یک وقت دیدند یک قبری توی قبر در آمد ٬ وقتی که بیشتر کنند ٬ دیدند فرزند « آقا حسین » ٬ « آقا جمال خوانساری » است که بدنش هنوز صحیح و سالم است و حتی کفنش هم تازه است . کفن را پاره کردند دیدند این مرد خدا محاسنش قرمز و پاکیزه است و از آن نور ساطع است مثل اینکه تازه همین الآن خوابیده ٬ قبر ار دوباره می بندند.۱
بله دوستان عزیز این ویژگی کسانی است که در تمام طول زندگی خدا را فراموش نمی کردند.

۱)  داستانهایی از مردان خدا ٬ ص ۳۸

+ نوشته شده در  جمعه نهم مرداد 1388ساعت 15:1  توسط محمد | 
 لا حول و لا قوة الا بالله  هو العلی العظیم و  صلی علی محمد و اله الطاهرین

امیرالمومنین علی (ع) می فرماید : « روزی با فاطمه (س) محضر پیامبر خدا (ص) رسیدیم ٬ دیدیم حضرت به شدت گریه می کند .
گفتم : پدر و مادرم به فدایت یا رسول الله ! چرا گریه می کنی ؟
فرمود : یا علی ! آن شب که مرا به معراج بردند ٬ گروهی از زنان امت خود را در عذاب سختی دیدم و از شدت عذابشان گریستم . ( و اکنون گریه ام برای ایشان است . )
زنی را دیدم که از موی سر آویزان است و مغز سرش از شدت حرارت می جوشد.
زنی را دیدم که از زبانش آویزان کرده اند و از آب سوزان جهنم به گلوی او می ریزند.
زنی را دیدم که از پستانش آویزان کرده اند.
زنی را دیدم که دست و پایش را بسته اند و مارها و عقربها بر او مسلط هستند .
 زنی را دیدم که کر و کور و لال بود و در تابوتی از آتش قرار داشت که مغز سرش از سوراخ های بینی اش بیرون می آمد و بدنش از شدت جذام و برص قطعه قطعه شده بود.
زنی را دیدم که ٬ که از پاهایش در تنور آتشین جهنم آویران است.
زنی را دیدم که گوشت بدنش را با قیچی های آتشین ریز ریز می کنند .
زنی را دیدم که صورت و دستهایش در آتش می سوزد و امعا و احشای داخلی اش را می خورد.
زنی را دیدم که سرش سر خوک و بدنش بدن الاغ بود و به هزاران نوع عذاب گرفتار بود.
و زنی را به صورت سگ دیدم و آتش از نشیمنگاه او داخل می شود و از دهانش بیرون می آید و فرشتگان عذاب عمودهای آتشین بر سر و بدن او می کوبند.
حضرت فاطمه (س) عرض کرد : پدر جان ! این زنان در دنیا چه کرده بودند که خداوند آنان را چنین عذاب می کند؟!
رسول خدا (ص) فرمود :
دخترم ! زنی که از موی سرش آویخته شده بود ٬ موی سر خود را از نامحرم نمی پوشاند.
زنی که از پستانش آویزان بود ٬ زنی است که از حق شوهرش امتناع می ورزیده.
و زنی که از زبانش آویزان بود ٬ شوهرش را با زبان اذیت می کرد ...
و زنی که گوشت بدن خود را می خورد ٬ خود را برای دیگران زینت می کرد و از نامحرمان پرهیز نداشت.
و زنی که دست و پایش بسته بود و مارها و عقربها بر او مسلط شده بودند ٬ به وضو و طهارت لباس و غسل جنابت و حیض اهمیت نمی داد و نظافت و پاکیزگی را مراعات نمی کرد ٬ و نماز را سبک می شمرد و مورد اهانت قرار می داد.
و زنی که کر و کور و لال بود ٬ زنی است که از راه زنا بچه به دنیا می آورد و به شوهرش می گوید بچه تو است.
و زنی که گوشت بدن او را با قیچی می بریدند ٬ خود را در اختیار مردان اجنبی می گذاشت.
و زنی که صورت و دستانش می سوخت و او او امعا و احشای داخلی خودش را می خورد ٬ زنی است که واسطه کارهای نامشروع و خلاف عفت و عصمت قرار می گرفت .
و زنی که سرش مانند خوک و بدنش مانند الاغ بود ٬ او زنی سخن چین و دروغگو بود.
و اما زنی که در قیافه سگ بود و آتش از نشیمنگاه او وارد و از دهانش خارج می شد ٬ زنی خواننده و حسود بود.
سپس فرمودند: وای بر زنی که همسرش از او راضی نباشد و خوشا به حال آن که همسرش از او راضی باشد. »۱

۱) داستانهای بحارالانوار ٬ ج۵ ٬ص۶۹   -   زبده القصص ٬ ص۲۰۲ .

+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم مرداد 1388ساعت 23:41  توسط محمد | 
 لا حول و لا قوة الا بالله  هو العلی العظیم و  صلی علی محمد و اله الطاهرین

عمرو بن ثابت از امام باقر (ع) نقل می کند می کند که حضرت فرمود:
« اهل آتش جهنم در آنجا از شدت عذاب دوزخ همانند سگ وگرگ عوعو می کنند و زوزه می کشند . ای عمرو ! نظر و گمانت چیست در مورد قومی که مرگی برایشان نیست و عذابشان تخفیف پیدا نخواهدکرد؟ بسیار تشنه اند . بسار گرسنه اند . چشمشان کور ٬ گوششان کر و زبانشان لال است . صورتشان سیاه است. بسیار نادم و پشیمان هستند . مورد غضب واقع شده اند . از عذاب ٬ رحم نمی شوند و عذابشان کم نمی گردد . در آتش دوزخ شعله می کشند و می سوزند . از ماء الحمیم خواهند نوشید و از زقوم خواهند خورد.
با گرزهای آهنین و آتشین زده خواهند شد و ملائکه غلاظ و شداد هیچ رحمی به آنان نخواهند کرد . آنان به رو به آتش کشیده خواهند شد. با شیاطین همنشین و رفیق خواهندشد . در غل و زنجیر بسته خواهند شد.
هر چه داد و فریاد کنند کسی جوابشان را نخواهد داد. اگر چیزی بخواهند حاجتشان برآورده نخواهد شد.این است حال کسی که داخل در آتش جهنم و دوزخ گردد.»۱

۱) بحار ٬ ج۸ ٬ ص۲۸۱

+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم مرداد 1388ساعت 18:24  توسط محمد | 
 لا حول و لا قوة الا بالله  هو العلی العظیم و  صلی علی محمد و اله الطاهرین

یکی از پارسایان وارسته ٬ هر شب نیمه های آن ٬ از بستر برمی خواست و به نماز شب و مناجات با خدا می پرداخت ٬ در نماز شب سوره هایی که آیات عذاب در آن است می خواند و تکرار می کرد و از خوف خدا زار زار می گریست ٬ پس از مدتی ٬ چندین شب آیه ۲۱ سوره حدید را که آیه رحمت و بهشت است می خواند و گریه می کرد و آن آیه این است : « بشتابید به (سبب ) آمرزش از ناحیه پروردگارتان ٬ و به سوی بهشتی که وسعت آن همچون وسعت آسمان و زمین است که برای آنان که ایمان به خدا و رسولش آورده اند آماده شده است ٬ این از فضل و کرم خدا است که به هر کس بخواهد و (شایسته ببیند ) می دهد ٬ و خداوند صاحب فضل و کرم بزرگ است . »
یکی از همسایگان ٬ او را دید و به عنوان اعتراض به او گفت : تو مدتی شبها آیه های عذاب را در نماز می خواندی و گریه می کردی ولی اکنون مدتی است این آیه ای را که بیانگر رحمت و بهشت و فضل و کرم خدا است می خوانی ٬ و باز گریه می کنی ٬ برای چه؟
آن پارسای وارسته در پاسخ او گفت : بهشتی که آن همه پهناور و وسیع است - به وسعت زمین و آسمان - می بینم برای من در آنجا ٬ جای یک قدم نیست ( ترس آن دارم که از آن همه وسعت مرا مرحوم سازند ٬ واحسرتا که محروم شوم) و گریه ام از این جهت است.۱

۱) تفسیر ابوالفتح راضی ٬ج۱۱ ٬ ص۵۱     -     داستاهای صاحبدلان ٬ ج۲ ٬ ص ۱۲۸.

+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم مرداد 1388ساعت 15:29  توسط محمد | 
 لا حول و لا قوة الا بالله  هو العلی العظیم و  صلی علی محمد و اله الطاهرین

یکی از علما و محققین زمان قاجاریه می گوید : در زمان ناصرالدین شاه قاجار ٬ جنازه یکی از دولتمردان قاجار را می بردیم و در عتبات عالیات دفن کنیم . در یکی از منازل ٬ جنازه را نزدیک خود گذاشته و مشغول صحبت بودیم که ناگاه دیدیم تابوت به حرکت در آمد و سگی بدمنظر از میان آن بیرون آمد و رفت . وقتی ما این حالت را دیدیم تعجب کرده و درون تابوت را نگاه کردیم ٬ دیدیم چیزی درون تابوت نیست و تابوت خالی است فهمیدیم که ملک نقاله ٬ جنازه آن خبیث ر به جای نامناسبی برده اند و راضی نشده اند در جوار ائمه اطهار دفن شود . در نتیجه ناچار چوب کلفتی را به اندازه انسان مهیا کردیم و کفن نمودیم و در داخل تابوت گذاشتیم و سپس آن چوب را به عتبات عالیات برده و دفن کردیم.۱

۱) خزینه الجواهر ٬ ص ۵۶۲

+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم مرداد 1388ساعت 15:0  توسط محمد | 
 لا حول و لا قوة الا بالله  هو العلی العظیم و  صلی علی محمد و اله الطاهرین

رسول خدا (ص) بر زنی که آتش در تنور روشن کرده بود و نان می پخت گذشتند ٬ این زن طفلی داشت که پهلوی خود نشانیده بود . همین که چشمش به آن حضرت افتاد عرض کرد : یا رسول الله (ص) شنیده ام شما فرموده اید : « خداوند مهربانتر است به بنده خود از مادر نسبت یه فرزند خود » ایا راست است ؟  فرمودند : بلی.
زن عرض کرد : مادر طفل خود را در این تنور نمی اندازد خدا چگونه بنده خود را به جهنم می برد ؟!
پس رسول خدا (ص) ینا کرد گریه کردن و فرمود : خدا با آتش کسی را عذاب نمی کند مگر اینکه تکبر کند و از گفتن « لا اله ال الله » پرهیز کند.۱

۱) قصص الله ٬ج۱ ٬ ص ۸۲

+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم مرداد 1388ساعت 14:34  توسط محمد | 
 لا حول و لا قوة الا بالله  هو العلی العظیم و  صلی علی محمد و اله الطاهرین

در تفسیر آیه  « وَ اِذا رَاَیْتَ ثُمَّ رَاَیْتَ نَعیماً وَ مُلْکاً کَبیراً » آمده است که امام باقر (ع) فرمودند : حضرت علی (ع) از رسول خدا (ص) راجع به تفسیر آیه « لَهُمْ غُرَفٌ مِنْ فَوْقِها غُرَفٌ » سوالی کرد که چگونه و برای چه و برای کی این غرفه ها ساخته شده ؟
حضرت فرمود : ای علی ! خداوند این غرفه ها و اتاقها را برای اولیایش از در و یاقوت و زبرجد ساخته و سقف آنها از طلا و نقره به هم بافته شده است . هر غرفه ای ۱۰۰۰ در  از طلا دارد. و در هر دری فرشته ای است و در آن غرفه ها فرشهایی از حریر و دیبا ٬ با رنگهای مختلف بر روی هم انداخته شده است .
شن و ماسه حیات آنها از مشک و عنبر و کافور است ٬ هنگامی که مومن وارد بهشت می شود تاج بزرگی و کرامت بر سرش می گذارند و لباسهای فاخری با رنگهای مختلف بر تن او می پوشانند که از طلا و نقره و لولو و یاقوت سرخ بافته شده اند و هنگامی که مومن بر روی تخت خویش می نشیند ٬ تخت از خوشحالی به حرکت در می آید.
وقتی ولی و دوست خدا در منزلش مستقر می شود فرمانده فرشتگان و خدمت گزارانش می خواهد از او اجازه بگیرد و بر او وارد شود تا کرامات خداوند را بر او تبریک و تهنیت بگوید. اما خدمتگزارانش می گویند : فعلا صبر کن  چون ولی خدا بر اریکه خویش تکیه داده و همسر و حورالعینی که خداوند به او داده ٬ می خواهد به پیش ولی خدا برود . در این هنگام همسر حورالعینش از خیمه اش بلند می شود تا پیش او برود ٬ او ۷۰ لباس بافته شده از یاقوت و لولو و زبرجد رنگ آمیزی شده با مشک و عنبر بر تن دارد و تاج کرامت بر سر دارد . و کفشی از طلای آمیخته به یاقوت و لولو بر پا دارد و هنگامی که به ولی خدا می رسد از روی شوق و علاقه زایدالوصفی می گوید : ای ولی خدا ! امروز ٬ روز غصه و ناراحتی نیست چرا ایستاده ای من برای تو هستم و تو هم برای من هستی . در این هنگام هر دو با هم معانقه می کنند و دست در گردن یکدیگر می اندازند . سپس حوریه به او می گوید : ای ولی خدا ! تو محبوب من هستی و من محبوب تو هستم  ٬ من عاشق و شیفته و دلباخته تو هستم و تو عاشق و دلباخته من . سپس خدا ۱۰۰۰ فرشته مخصوص خداوند وقتی وارد اولین درب قصر آن ولی خدا می شوند ٬ به فرمانده نگهبانان درها می گویند : از ولی خدا برای ما اجازه بگیر ٬ خداوند ما را فرستاده تا به او تبریک و تهنیت بگوییم . او می گوید : صبر کنید تا من از دربان بعدی اجازه بگیرم و موقعیت شما را اعلام کنم . او می آید و به دربان بعدی می گوید و حال آنکه بین او و دربان بعدی سه تا باغ فاصله است ٬ به او می گوید : در جلو درب اول ٬ ۱۰۰۰ فرشته از طرف خداوند آمده اند برای تبریک گویی . او می گوید : من نمی توانم از ولی خدا اجازه بگیرم ٬ چون او هم اکنون در کنار همسرش است . بین آن دربان و ولی خدا هم دو تا باغ فاصله است . حاجب و دربان می آید پیش قیم و جریان را می گوید . قیم بلند می شود می رود پیش خدام مخصوص و جریان را می گوید ٬ آنان نیز به ولی خدا اطلاع می دهند و اجازه می گیرنر و ۱۰۰۰ فرشته مخصوص خدا بر ولی خدا وارد می شوند در اتاقی که ۱۰۰۰ در دارد و هر دری نگهبانی از فرشتگان است. ۱۰۰۰ فرشته خداوند هر کدام از یکی از این ۱۰۰۰ در وارد می شوند و تبریک و تهنیت خداوند را ابلاغ می کنند.
این است تفسیر آیه ای که می گوید : « و الملائکه یدخلون علیهم من من کل باب ».
و این است تفسیر آیه « وَ اِذا رَاَیْتَ ثُمَّ رَاَیْتَ نَعیماً وَ مُلْکاً کَبیراً »۱ که ملاوکه مخصوص پروردگار عالمیان بدون اجازه ٬ حق وارد شدن بر او را ندارند و این همه قصر و باغ و خدمه و حورالعین و ... در اختیار اوست.
تازه این قطره ایست از نعمت بیکران الهی اما مشت نمونه خروار است.

۱) تفسیر علی بن ابراهیم ٬ ص ۵۷۵       -     بحار ٬ ج۸٬ ص ۱۲۸

+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم مرداد 1388ساعت 0:13  توسط محمد | 
ا لا حول و لا قوة الا بالله  هو العلی العظیم و  صلی علی محمد و اله الطاهرین

دوستان عزیز طبق قراری که ما با شما عزیزان داشتم موضوع زیبای بهشت را به این وبلاگ اضافه کردم٬ که این را به امام عصر حضرت امام مهدی (عج) تقدیم می کنم که طاووس اهل بهشت است.
منابع : ۱) بهشت و نعمتهای بهشتی از حیدر قنبری
          ۲) آرامش ابدی از علیرضا زکی زاده رنانی

خداوند خالق و آفریننده بهشت است در مورد بزرگی بهشت چنین می فرماید : « بشتابید برای رسیدن به آمرزش پروردگارتان و بهشتی که وسعت آن ٬ آسمان ها و زمین است که برای پرهیزگاران آماده شده است. » ( آل عمران / ۱۳۳ ) مشابه این تعبیر در آیه ۲۱ سوره حدید نیز آمده است با این تفاوت که در آنجا گفته : آماده شده برای کسانی که به خدا و رسولش ایمان آورده اند اما اینجا گفته برای پرهیزگاران آماده شده و در آیه ۲۰ سوره انسان هم فرموده : « و هنگامی که آنجا را ببینی نعمتها و ملک عظیمی را می بینی. »
وقتی خود خداوند فرموده بزرگی بهشت به اندازه آسمانها و زمین است دیگر ما چه بگوییم.
در تفسیر این آیات آمده است که : مکان پایین ترین فرد بهشتی از لحاظ مقام و رتبه ٬ به اندازه هزار سال راه است و ملک و مقامش دائمی و زوال ناپذیر است و فرشتگان هنگام دخول ٬ اذن می گیرند و با سلام و تحیت بر آنان وارد می شوند و بهشتیان هر چه اراده کنند به آن دست می یابند.
همچنین در حدیثی آمده است که بوی بهشت از هزار سال راه به مشام می رسد و پایین ترین فرد بهشتی از نظر جا و مکان و امکانات به قدری است که اگر تمام جن و انس میهمان او شوند ٬ قدرت پذیرائی دارد و هر مقدار هم بخورند و بیاشامند چیزی از آن کم نمی شود.
خداوند کلید ورود بر بهشت عظیم و ملک کبیر را در هر دو آیه سوره آل عمران و حدید ٬ سرعت گرفتن و سبقت کردن بر مغفرت و آمرزش الهی دانسته است.۱
در اینجا دو سوال مطرح است : اول این که : این مقدار جا را انسان می خواهد برای چه؟
جوابش این است که : وقتی انسان در شکم مادر بوده اگر می گفتند بعد از این دنیایی است که به اندازه میلیاردها برابر اینجاست می گفت این مقدار جا را می خواهم برای چه ؟ اما وقتی به دنیا می آید هر مقدار زمین می خرد باز احساس می کند کم دارد. در بهشت نیز چنین است اما خداوند نخواسته انسان در آنجا حرص و ولع بورزد. لذا به قدری به او داده که سیر شود.۲
سوال دوم اینکه : اگر بهشت به اندازه همه آسمانها و زمین است پس جهنم کجاست ؟
جواب : چندین پاسخ برای این سوال داده شده یکی اینکه : عالم آخرت بسیار بزرگتر از عالم دنیاست و بهشت به اندازه آسمانها و زمین دنیاست و جهنم جدای از آن است. دوم اینکه : عالم آخرت مثل دنیا مزاحم هم نیست ٬ می شود یک جا برای کسی بهشت باشد و برای دیگری جهنم و هر دو کل عالم را گرفته باشند مثل اینکه موج رادیویی که صدای خوب و خوش و دلنواز پخش می کند کل دنیا را گرفته باشد و همزمان آن ٬ موج رادیویی دیگری هم که صدای خشن و وحشتناک پخش می کند باز دنیا را گرفته باشد و هیچکدام هم مزاحم دیگری نباشد.
در عین حال خداوند بهتر می داند که وضع بهشت و جهنم به چه ترتیب است.

۱) تفسیر نمونه ٬ ذیل سه آیه مورد بحث  -  بحار٬ ج۸٬ ص۱۲۰ .
۲)معاد آقای قرائتی٬ ص ۴۰۲.

+ نوشته شده در  سه شنبه ششم مرداد 1388ساعت 22:54  توسط محمد | 
ا لا حول و لا قوة الا بالله  هو العلی العظیم و  صلی علی محمد و اله الطاهرین

ولادت سید و سالار شهیدان حضرت اباعبدااله الحسین (ع) و همچنین ولادت علمدار کربلا حضزت عباس (ع) را به تمام عاشقان آن دو تبریک عرض می کنم.

روزی حضرت سلیمان (ع) بر بساط خود نشسته بود و در حال حرکت در هوا بود . از قضا عبورش بر روی زمین کربلا افتاد. ناگهان طوفان شدیدی سه مرتبه بساط او را چرخاند و به زمین فرودش آورد .چون اختیار باد و طوفان در اختیار حضرت سلیمان (ع) بود ٬ آن حضرت باد را مورد سرزنش قرار داد و دلیل این کارش را پرسید. در این هنگام باد به اذن خداوند متعال شروع به خواندن مصیبت امام حسی (ع) کرد و گفت : ای پیامبر خدا ! شهادتگاه حسین (ع) در این سرزمین است.۱

۱) بحارالانوار٬ج۴۴

+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم مرداد 1388ساعت 23:15  توسط محمد | 
ا لا حول و لا قوة الا بالله  هو العلی العظیم و  صلی علی محمد و اله الطاهرین

ز نظر علم و دین ثابت شده است که انسانها وقتی که از دنیا می روند ٬ ارواح آنها گهگاه با این جهان ٬ ارتباط برقرار می کنند ٬ و دانشمندانی نیز در این دنیا هستند که از طرق علمی و تجربی با ارواح گذشتگان ارتباط می گیرند.
از نظر روایات نیز این قضیه مسلم است ٬که ما در اینجا چند روایت نقل می کنیم :
۱) عبد الرحیم قصیر می گوید : « از امام سوال کردم : آیا روح مومن به دیدار خانواده اش می آید ؟ فرمود : بله از خداوند اجازه می گیرد ٬ خداوند نیز به او اجازه می دهد و دو تا فرشته به همراه او می فرستد به صورت بعضی از پرندگانی که روی دیوار می نشینند به دیار آنان می آید و به ایشان نگاه می کنند و کلامشان را می شنوند.۱

۲) اسحاق بن عمار می گوید : « به امام موسی کاظم (ع) عرض کردم : آیا روح مومن به دیدار خانواده اش می آید ؟ فرمودند : بله. عرض کردم : هر چند وقت یک بار به ملاقات ایشان می آید ؟ فرمودند : به اندازه فضیلت و قدر و منزلتی که هر کدام دارند . بعضی هر روز ٬ بعضی هر دو روز یک بار و بعضی هر سه روز یک بار و هرکدام که منزلتشان کم است هر جمعه. عرض کردم : در چه ساعتی می آیند ؟ فرمودند : هنگام ظهر و مانند آن. عرض کردم : در چه صورت و قیافه ای می آیند ؟ فرمودند : در شکل گنجشک یا کوچکتر از آن . خداوند فرشته ای را هم با او می فرستد تا آنچه مایه خوشحالی اوست به او نشان می دهد و آنچه مایه ناراحتی اوست از او می پوشاند . »۲

۳) امام صادق (ع) فرموده اند : « همانا مومنی که از دنیا رفته به دیدار خانواده ی خود می آید ٬ و خوبیها و خوشی های خانواده اش را می بیند ( و خوشحال می شود ) ٬ ولی کافر ٬ تنها بدی ها و ناخوشنودیها را می نگرد و خوشی ها را نمی بیند .( او غمگین می شود) »۳

۴) نیز آن حضرت فرمود : « هیچ مومن و کافری (که از دنیا رفته) نیست مگر اینکه هنگام ظهر به دیدار خانواده ی خود می آید ٬ و اگر مومن ببیند که خانواده اش به انجام کارهای نیک ٬ اشتغال دارند ٬ سپاس و حمد خدای را بر این نعمت ٬ بجا می آورد٬ و وقتی کافر ببیند که افراد خانواده اش به انجام کارهای نیک اشتغال دارند ٬ برای او موجب حسرت و ندامت خواهد شد.»۴

۵) یکی از اصحاب امام هفتم (ع) می گوید : « از امام کاظم (ع) پرسیدم : آیا میت از افراد خانواده اش دیدار می کند ؟ امام کاظم (ع) فرمود : آری . پرسیدم : در چه مقدار از زمان دیدار می کنند؟ امام فرمود : « در هر جمعه ٬ و در هر ماه و در هر سال یک بار ٬ به اندازه مقامی که آن مومن در پیشگاه خدا دارد. پرسیدم : آنها به چه شکلی به دیدار خانواده ی خود می آیند ؟ فرمودند: به شکل پرنده ی لطیفی که خود را به دیوارها می زند ٬ بر آنها اشراف پیدا می کند ٬ پس اگر آنها را در خیر و خوبی بنگرد ٬ خوشحال می شود ٬ و اگر آنها را در بدی و نیاز و اندوه ببیند ٬ غمگین می شود . »۵

۱) بحار ٬ ج۶٬ ص۲۵۷          ۲) همان
۳)فروع کافی ٬ ج۳ ٬ ص۲۳۰ - بحار٬ ج۶ ٬ص۲۵۶.                 ۴)همان مدرک
۵) همان مدرک -منظور این است که همان گونه که مرغها روی دیوارهای خانه شما می آیند و به آسانی رفت و آمد می کنند ٬ روح مومن نیز چنین است ٬ نه اینکه روح او در هیکل پرنده ای متجسد می شود.


دوســــتان عـــزیــز بنا بر تقاضا بسیاری از دوستان بنا دارم موضوع جدیدی به وبلاگ اضافه کنم به نام «بهشت و نعمتهای بهشتی» . خواهشمندم نظرات خود را پیرامون این مسئله و محتویات وبلاگ بیان کنید . از هرگونه نظر ٬ پیشنهاد و انتقاد استقبال می کنم.
یاحق
  

+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم تیر 1388ساعت 21:12  توسط محمد | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ


نوشته های پیشین
آذر 1388
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آبان 1387
شهریور 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
آرشیو موضوعی
روزه و ماه رمضان
عذابــــــهای جهنـــــم
قبــــــــــر
عجایب و معجزات پیامبر اکرم (ص)
مـعـجـزات امــامــان معصوم (ع)
بهشــــــت و نعمتهای آن
پیوندها
حــجاب
بهشـت
بـاده نـاب
چهارده نـور
راه بـهـشـت
شـور حسینی
من یک درختــم
پیامبر آســـمانی
گـــــنـج نـهـفـتـه
هیئت جوادالائمه(ع)
عاشــق شـهادت
شبســتان منتظــران
صــلوات کلید بهــشـت
تـرانه های جــــنــون
جمعه های سوت و کـور
بـــرکه ای به نـــــام ...
پـــیام امام حسـین(ع) ...
نجــاتم بده ای خـــدا
ماه بني هاشم عبــاس (ع)
هیئت محبین خمــسه طیبه (ع)
دلم گرفته خدایا به وقــــت غــروب
شناخت ائمه معصومین علیه السلام
آخر عشقا...مهدی صاحب الزمان(عج)
کی شود تا انتقام سیلی زهرا(س) بگیریم
خاطراتی از خدام حرم مطهر امام رضــا (ع)
آیا نمی داند که هــمانا خدا ناظر اوــت
تا کربلا هـــست زمــین را عــشـق اســت
دل نوشته های دو دختر شهید
هیئت ائمه بقیع
دعاها و اذکار الهی
ارتباط معنوی با امام زمان
مـــــــذهبی
شیرین تر از عـــسل
..::: یا ابا صالح المهدی ::..
رایحه
امکانات

 

 


RSS

                     RSS