![]() |
||
|
|
|
علامه اعلی الله مقامه در کتاب کشف الحق از ابی بصیر روایت کرده که گفت : با امام صادق (ع) به حج رفته بودیم در مدینه منوره مشغول زیارت قبر جد بزرگوار آن حضرت ٬ پبامبر اکرم (ص) بودیم که مردی از قبیله بنی یقظان آمد و عرض کرد : با بن رسول الله ! مردم گمان می کنند که چون قبر ابوبکر و عمر نیز در اینجا در کنار قبر رسول خداست و لذا آنان هم پیامبر اکرم را زیارت می کنند و هم ابوبکر و هم عمر را.
فرمود : ساکت شو ای ابا یقظان ٬ آنان دروغ گفته اند ٬ قسم به خدا که اگر این قبر شکافته شود خواهند دید که در قبر ابوبکر و عمر ٬ سلمان و ابوذر هستند . قسم به خدا که سلمان و ابوذر سزاوارتر هستند به این مکان از غیر آنها . عرض کردم : یابن رسول الله ! چگونه می شود که میت را از قبرش به جای دیگر منتقل کنند و دیگری را جای او بگذارند ؟ فرمود : ای ابا محمد ! خداوند هفتاد هزار ملک را آفریده که به آنها مَلک نقّاله گفته می شد . اینان در شرق و غرب عالم پخش می شوند و هر مرده ای را در مکانی که مستحق است دفن می کنند و مرده را از قبرش بر می دارند و مرده دیگر را در جای او می گذارند ولی مردم نمی دانند « و ما ذلک ببعید و ما ربّک بظلام للعبید . » |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و نهم خرداد 1387ساعت 14:19 توسط محمد |
|
|
جهنم هفت در دارد و با توجه به روایات وارده که جهنم هفت طبقه دارد ٬ هر یک از این هفت در ٬ به یک طبقه باز می شود .
از علی (ع) روایت شده که فرمودند : « آیا می دانید که درهای جهنم چگونه است ؟ راوی می گوید ٬ گفتیم : مثل درهای دنیا . حضرت فرمودند : نه ٬ بلکه دستهایشان را روی هم گذاشتند و فرمودند : درهای جهنم اینگونه است ٬ یعنی طبقه طبقه است و هر طبقه ای یک در دارد . »۱ در روایت دیگری از حضرت علی (ع) نام طبقات و درهای جهنم چنین ذکر شده : ۱- هاویه ۲- سعیر ۳- جحیم ۴- سقر ۵- حُطَمه ۶- لَظی ۷- جهنم ۲ « اولین طبقه جهنم ٬ هاویه است و آخرین و پایین ترین طبقه آن جهنم است .» در بعضی روایات عکس هم ذکر شده. در روایتی هم آمده : «در اول ویژه مسلمانان گنهکار است. در دوم مخصوص یهود . در سوم مخصوص نصارا. در چهارم مخصوص ستاره پرستان. در پنجم مخصوص مجوس . در ششم ویژه مشرکان . در هفتم مخصوص منافقان .» ۳ ۱) بحار الانوار - ج۸ - مبحث نار .
|
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و پنجم اسفند 1386ساعت 11:23 توسط محمد |
|
|
به طور کلی ٬ کارهای نیک ٬ نقش به سزایی در آرامش روح در عالم برزخ ٬ و رهایی از فشار قبر دارد ٬ ولی مطابق روایات ٬ بعضی از اعمال در این راستا ٬ نقش بیشتری دارند ٬ در این جا به این موارد توجه کنید :
۱) بحار - ج۸۷ - ص۱۶۱ ۲) همان- ج۸۵ -ص۱۰۷ ۳) خصال صدوق - ج۱ - ص۱۴۶ ٬ بحار ج ۹۹ - ص۲۰ |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و دوم بهمن 1386ساعت 12:59 توسط محمد |
|
|
۱ - بد اخلاقی در خانه و جامعه ٬ در حالات سعد بن معاذ آمده که : « او با خانواده و اهل بیتش بد اخلاقی و کنج خلقی می کرده . »۱
۲ - کفر و فسق و ظلم و نفاق . ۳ - سخن چینی. ۴ - پرهیز نکردن از ترشح ادرار. ۵ - غیبت کردن . ۶ - مردی زن و بچه اش را رها کند و برود به جایی که از او اطلاع نداشته باشند یا دسترسی به او دشوار باشد. ۷ - از بین بردن نعمتهای خدا و عدم استفاده صحیح از آنها که در روایت فرموده : « ضَغْطَةُ الْقَبْرِ لِلْمُؤمِنِ کَفّارةٌ لِما کانَ مِنْهُ مِنْ تَضْییعِ النِّعَمِ »۲ ۸ - نماز خواندن بدون وضو . ۹ - یاری نکردن و کمک ننمودن مظلوم . در ثواب الاعمال می گوید : « یکی از روحانیون بنی اسرائیل از دنیا رفت در قبر یک تازیانه به او زدند ٬ قبرش پر از آتش شد ٬ زیرا او یک بار نماز بدون وضو خوانده بود و از کنار مظلوم ضعیفی هم عبور کرده و او را کمک ننموده بود. » ۱) بحار - ج۶ - ص ۲۲۰ |
|
+ نوشته شده در
جمعه نوزدهم بهمن 1386ساعت 12:49 توسط محمد |
|
|
بعضی از گناهکاران چنان فشار قبر سختی می بینند که مغز سرشان از ناخن های پایشان خارج می شود . و چنان فریاد می زنند که غیر از جن و انس همه موجودات و حیوانات صدای آنها را می شنوند و وحشت می کنند و آنها آرزوی برپایی قیامت را می کنند.
وقتی حضرت رقیه (ع) ٬ دختر رسول خدا (ص) از دنیا رفت ٬ پیامبر اکرم (ص) در قبر او ایستاد و سرش را به آسمان بلند کرد و با چشمان اشک آلود فرمود : « خدایا ! رقیه ضعیف است به حق من از فشار قبر او در گذر.»۱ ۱) بحار - ج ۶ - ص ۲۶۶ |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه هفدهم بهمن 1386ساعت 19:14 توسط محمد |
|
|
فشار قبر برای همه است منتهی شدت و ملایمت آن نسبت به افراد فرق دارد. نسبت به کفار و فسّاق و منافقین و ... خیلی شدید است و کیفر اعمالشان حساب می شود اما نسبت به افراد دیگر ملایم تر است و جبران کوتاهی ها و کفاره گناهانشان محسوب می شود ٬ یعنی با این فشاری که می بینند از گناهانشان کم می شود.
پیامبر اکرم (ص) در روایتی می فرماید : « هیچ مومنی نیست مگر اینکه فشاری در قبر دارد. »۱ و در روایت دیگری امام صادق (ع) از رسول خدا (ص) نقل کرده که فرموده : « فشار قبر برای مومن ٬ کفاره ضایع کردن نعمتها از ناحیه اوست . »۲ حالا فشار قبر بر همین بدن وارد می شود یا بر بدن قالب مثالی که در عالم برزخ ٬ بدن در درون آن قرار دارد اختلاف است. آقای فلسفی در کتاب معادش می گوید : اینطور نیست که دیوارهای قبر به هم نزدیک شود و مرده را مورد فشار قرار دهد بلکه یک فشار نامرئی و غیر محسوس است که بر روح و جسم برزخی وارد می شود مانند فشاری که فرد اعدامی در شب قبل از اعدام می بیند و محسوس هم نیست و از هر فشار محسوس هم بدتر است . و شاید روی همین حساب است که تا کنون این همه کشف قبر شده هیچ اثری از فشار قبر بر بدن مرده احساس نشده . حتی سابق بر این بعضی برای اینکه فشار قبر و یا سوال و جواب در قبر را کشف کنند به دهن مرده آرد می ریختند و بعدا سر قبر را باز می کردند و نگاه می کردند اما چیزی برایشان معلوم نمی شد چون می دیدند آردها به همان حالت که ریخته می باشد. به هر حال اصل فشار قبر و اینکه بعضی از افراد به خاطر انجام بعضی از کارها فشار نمی بینند مسلم است و کیفیت فشار هم خیلی مهم نیست. در اینجا سوالی مطرح است و آن ٬ اینکه بعضی از افراد را که به دار می زنند مدتها در بالای دار می مانند ٬ یا می سوزانند یا وزنه سنگینی به پایشان می بندند و به قعر دریا می فرستند و ... فشارشان چگونه است ؟ جواب : امام صادق (ع) در جواب این سوال فرموده : « خدای زمین همان خدای هواست ٬ خداوندی که به زمین دستور می دهد تا مرده مدفون در زمین را فشار دهد به هوا نیز دستور می دهد که مرده در هوا را فشار دهد و همچنین به آب دستور می دهد تا مرده در درون آب را فشار دهد . »۳ یا حق ۱ ) بحار - ج۶ - ص ۲۲۱. |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه پانزدهم بهمن 1386ساعت 16:51 توسط محمد |
|
|
با سلام خدمت دوستان عزیز
وبلاگ جدید من با نام « نهج البلاغه » راه اندازی شد. که شامل خطبه ها ٬ نامه ها و ۰۰۰ از حضرت علی (ع) در نهج البلاغه به صورت موضوعی است. التماس دعا |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه سوم بهمن 1386ساعت 16:31 توسط محمد |
|
|
شهادت امام سجاد (ع) را به همه شیعیان تسلیت عرض می کنم
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه یکم بهمن 1386ساعت 15:3 توسط محمد |
|
|
در قیامت بارها میان اهل بهشت و دوزخ گفت و گو رخ می دهد ٬ که قرآن ترسیمی از آن گفت و گوها را بیان فرموده است ٬ یکی از آن صحنه ها که در سوره مدثر آمده این است که : اهل بهشت از مجرمان می پرسند : چه عاملی شما را به دوزخ رولنه کرد ؟ آنها می گویند : ۴ عامل : ۱ - « لَمْ نَکُ مِنَ الْمُصَلّینَ » ٬ پای بند به نماز نبودیم . ۲ - « لَمْ نَکُ نُطْعِمُ المِسْکینَ » ٬ به گرسنگان اعتنا نمی کردیم . ۳ - « کُنّا نَخوُضُ مَعَ الْخائِضینَ » ٬ ما در جامعه فاسد هضم شدیم . ۴ - « کُنّا نُکَذِّبُ بِیَوْمِ الدّین » ٬ قیامت را هم نمی پذیرفتیم . ۱ ۱) قصص الصلاة - ص ۱۸۹. |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه یکم بهمن 1386ساعت 13:15 توسط محمد |
|
|
منافقان در پایین ترین طبقه جهنم قرار دارند . بعضی هم گفته اند که : منافقین در تابوتهایی از آهن هستند که در جهنم بر روی آتش آویزان هستند و ایشان در داخل تابوتهای آهنی گداخته شده که هیچ راه فرار ندارند و جزغاله می شوند .۱
۱) بحار - ج۸ - ص ۲۴۱ |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه یکم بهمن 1386ساعت 13:13 توسط محمد |
|
|
سلمان فارسی ٬ آن یار برگزیده و ممتاز رسول خدا (ص) و علی (ع) گفت و گویی با یکی از مردگان دارد ٬ که ترسیمی روشن از حوادث هنگام مرگ و عالم برزخ و هول مطلع است ٬ آن را در اینجا برای روشن شدن بیشتر جزئیات حوادث مرگ و بعد از مرگ می آوریم : سلمان ساعات آخر عمر را می پیمود و در مدائن بود ٬ بیمار و بستری گردید ٬ « اصبغ بن نباته » یکی از یاران خاص امام علی (ع) می گوید : همواره به عیادت سلمان می رفتم ٬ وقتی که بیماریش سخت شد و یقین به مرگ یافت ٬ به من فرمود : « ای اصبغ ! رسول خدا (ص) به من خبر داده که هر گاه اجلم فرا رسید ٬ مردگان با من صحبت می کنند ٬ اگر ممکن است تابوتی فراهم کن و مرا در میان آن بگذار و چهار نفر را خبر کن تا گوشه ی تابوت مرا بلند کنند و مرا به قبرستان ببرند . ۱) در قرآن در آیه ی ۱۸ سوره «ق» می خوانیم : « هیچ سخنی را انسان تلفظ نمی کند مگر اینکه نزد آن فرشته رقیب (مرافب) و عتید (آماده) برای انجام ماموریت است . »
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه هفدهم دی 1386ساعت 13:46 توسط محمد |
|
|
امام صادق (ع) می فرماید :«در آن هنگامی که امام حسین (ع) شهید شد لشگریان ٬ شخصی را دیدیند که به شدت فریاد می کشد . گفتند : ای مرد بس کن ! این همه ناله و فریاد برای چیست ؟
او گفت : چگونه فریاد نزنم در حالی که رسول خدا (ص) را می بینم که ایستاده است و گاهی نظر بسوی آسمان می کند و زمانی بسوی میدان جنگ شما نظاره می فرماید . از این می ترسم که خدا را بخواند و نفرین کرده و تمام اهل زمین را هلاک نماید و من هم در میان ایشان هلاک شوم . بعضی از افراد لشگر با هم گفتند : این مرد دیوانه است و سخن سفیهانه ای می گوید. گروهی دیگر که به توابین نامیده شدند از این کلام متنبه شدندو گفتند : به خدا قسم که ستمی بزرگ به خود کردیم و به خاطر خوشنودی پسر سمیه ٬ سید جوانان اهل بهشت را کشتیم . پس همان جا توبه کردند و بر علیه ابن زیاد خروج نمودند. » به امام صادق عرض شد : « آن صیحه زننده چه کسی بود ؟ » حضرت فرمودند : « ما او را کسی جزء جبرئیل نمی دانیم و اگر خداوند به او اجازه فرموده بود در میان آنان صیحه ای می زد که از آن صیحه ٬ روح آنها از بدنهایشان خارج می شد و وارد آتش جهنم می شدند ولی خداوند برای اینکه آنها بر گناهشان بیفزایند و عذابشان بیشتر شود به آنان مهلت داد . »۱ ۱) منتهی الآمال - بحار الانوار ج ۴۵ |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه شانزدهم دی 1386ساعت 21:44 توسط محمد |
|
|
نگامی که حضرت امام حسین (ع) متولد شد ٬ حضرت رسول (ص) به اسماء فرمود : « ای اسماء ! فرزند مرا بیاور . »
اسماء می گوید : « آن حضرت را در جامعه ی سفیدی پیچیده و به خدمت پیامبر (ص) بردم . حضرت او را گرفت و در دامن خود گذاشت و در گوش راست او اذان و در گوش چپ اقامه گفت . » سپس جبرئیل نازل شد و گفت : « حق تعالی به تو سلام می رساند و می فرماید : چون علی (ع) نسبت به تو منزله ی هارون نسبت به موسی است پس او را به اسم پسر کوچک هارون یعنی «شبیر» نام بگذار و چون لغت تو عربی است او را حسین بنام . »۱ ۱) منتهی الآمال |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه شانزدهم دی 1386ساعت 20:29 توسط محمد |
|
|
دوستان عزیز با رسیدن ماه محرم می خواهم چند معجزه از سالار شهیدان اباعبدالله الحسین (ع) نقل کنم :
هنگام سیر حضرت آدم (ع) در زمین ٬ گذر آن حضرت به زمین کربلا افتاد . ناگهان نا خود آگاه سینه اش به تنگ آمد و غمناک شد چون به قتلگاه امام حسین (ع) رسید پایش لغزید و خون از پایش جاری گردید. ۱) گناه حضرت آدم (ع) ترک اولی بوده است . |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه شانزدهم دی 1386ساعت 20:0 توسط محمد |
|
|
۱- از حضرت صادق (ع) منقول است که : « چون مومن را داخل قبر کنند نماز در طرف راست او ٬ زکات در طرف چپ او و برّ و نیکویی و احسان مشرف بر او شود و صبر او در ناحیه ای قرار گیرد ٬ پس وقتی که دو ملک سوال بیایند ٬ صبر به نماز و زکات و برّ گوید : شما صاحب خود را دریابید یعنی میت را نگاهداری کنید . پس هرگاه از آن عاجز شدید من نزد او هستم . »۱
۲- علامه مجلسی فرموده : در « محاسن » به سند صحیح از حضرت صادق (ع) یا حضرت باقر (ع) روایت کرده است که : « چون مومن می میرد با او شش صورت داخل در قبرش می شود که یکی از آنها خوش رو و خوش بو تر و پاکیزه تر از باقی صورتها است . پس یکی در جانب راست می ایستد و یکی در جانب چپ و یکی در پیش رو و یکی در پشت سر و یکی در پایین پا و آنکه خوش صورت تر است در بالای سر ٬ پس سوال یا عذاب از هر جهت که می آید آنکه در آن جهت استاده است مانع می شود . پس آنکه از همه خوش صورت تر است به سایر صورتها می گوید : شما کیستید خدا شما را از جانب من جزای خیر دهد ؟ ۳- شیخ صدوق در فضیلت روزه ی شعبان روایت کرده که : هر که نه روز از آن روزه بگیرد منکر و نکیر در وقت سوال بر او مهربان شوند. ۴- از حضرت باقر (ع) روایت شده : فضیلت بسیار وارد شده برای کسی که شب بیست و سوم ماه رمضان را احیا دارد و صد رکعت نماز در آن بگزارد . از جمله آنکه حق تعالی از هول نکیر و منکر را دفع کند و از قبرش نوری بیرون بیاید که برای اهل جمع روشنی دهد.۳ ۵- از حضرت رسول (ص) روایت شده که : « در خضاب کردن چهارده خصلت است ٬ یکی از آنها این است که منکر و نکیر از او حیا می کنند .»۴ همچنین از خواص تربت پاک نجف آن است کسی که در آن مدفون است حساب « منکر » و « نکیر » از او ساقط می شود. ۶- دفن کردن میت در نجف اشرف : ابن طاووس در کتاب « فرحة الغّرا » نقل کرده که : مرد صالحی از اهل کوفه گفت : من در شب بارانی در مسجد کوفه بودم . ناگاه دری را که جانب قبر مسلم (ع) است کوبیدند . چون در را گشودند جنازه ای را داخل کردند و در صفّه ای که در جانب قبر مسلم است گذاشتند . یکی از ایشان را خواب ربود. در خواب دید که دو شخص نزد جنازه حاضر شدند ٬ و یکی به دیگری گفت که : ببین ما را با او حسابی هست از او بگیریم پیش از آنکه از رصافه بگذرد که بعد از آن ما نمی توانیم به نزدیک او برویم پس بیدار شد و خواب را برای رفیقان خود نقل کرد و در همان ساعت آن جنازه را برداشتند و داخل نجف کردند که از حساب و عذاب نجات یابد.۵ ۱) بحار الانوار - ج۶ - ص ۲۳۴. |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه سیزدهم دی 1386ساعت 23:15 توسط محمد |
|
|
با عرض پوزش که دیر به روز رساندم.
حضرت عیسی (ع) از کنار قبری می گذشت از خدای متعال خواست که صاحب قبر را زنده کند تا از او چیزی بپرسد. همین که زنده شد از او سوال کرد : حالت در عالم برزخ چگونه است ؟ عرض کرد : من باربری بودم ٬ روزی مقداری هیزم برای کسی بر دوش داشتم و می بردم ٬ خلالی از آن جدا کردم که دندان خود را با آن خلال کنم از آن زمان که مرده ام تا به حال گرفتار کیفر همان عملم .۱ ۱) کبریت احمر - ص ۲۷۲ |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه سیزدهم دی 1386ساعت 21:24 توسط محمد |
|
|
دوستان عزیز همراه با ولادت امام رضا (ع) بخش جدیدی را به نام معجزات امامان معصوم (ع) به وبلاگ اضافه کرده ام امیدوارم خوشتان بیاید.
سلیمان جعفری می گوید: در داخل باغی در خدمت حضرت امام رضا (ع) بودم ٬ ناگهان در مقابل آن حضرت گنجشکی بر زمین نشست و شروع به صیحه زدن و اضطراب نمود کرد. ۱) کشف الغمه |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه یکم آذر 1386ساعت 16:16 توسط محمد |
|
|
دوستان عزیز باید من رو ببخشید که دیر به روز رساندم چون برام مشکلی پیش آمده بود.
« هول مطَّلع » یعنی هراس و دلهره و اضطراب و نگرانی و ترس و وحشتی که هر فردی بعد از مرگ با اطلاع نسبت به قبر و برزخ و قیامت و عرضه اعمال به خداوند پیدا می کند. به عبارت دیگر وقتی روح ، از بدن جدا می شود و چشم برزخی انسان باز می شود تمام حقایق برایش منکشف می گردد حساب تر و وحشت ، تمام وجودش را می گیرد. خلاصه کلام اینکه : تمام این احتمالات صحیح است و معنای همه اینها این است که روح انسان بعد از مردن ، از همه چیز با خبر می شود و لذا وحشت و هول و هراس او را می گیرد. چند روایت در مورد هول مطلع : با خواندن این مطالب واقعا باید به حال خودمان گریه کنیم ، مایی که فکر می کنیم همیشه زنده هستیم . امیدوارم این مطلب مورد توجه شما عزیزان قرار گیرد.و مطلب آخر خداوند توبه پذیر است. 1) کفیایة الموحدین ، مبحث برزخ . |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و نهم شهریور 1386ساعت 23:32 توسط محمد |
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه ششم شهریور 1386ساعت 19:48 توسط محمد |
|
|
میلاد با سعادت منجي عالم بشريت، حضرت مهدي موعود (عج) را به تمام مسلمانان جهان تبریک عرض می کنم.
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه ششم شهریور 1386ساعت 19:22 توسط محمد |
|
|
گروههایی که قرآن می گوید وارد جهنـــــم می شوند عبــارتند از :
۱ـ کافران : بقره/۹۰ ٬ ۱۰۴ ٬ ۱۲۶ - آل عمران/ ۴ ٬ ۱۰ ٬ ۱۲ ٬ ۵۶ ٬ ۹۱ ٬ ۱۰۶ ٬ ۱۳۱ - نساء/ ۱۴ ٬ ۱۸ ٬ ۳۷ ٬ ۵۵ ٬ ۵۶ ٬ ۱۰۲ ٬ ۱۵۱ ٬ ۱۶۱ ٬ ۱۶۸ ٬ ۱۶۹ ٬ - انعام/ ۳۰ ٬ ۴۷ ٬ ۷۰ ٬ ۱۷۰ - انفال/ ۱۴ ٬ ۳۵ - مائده/ ۱۰ ٬ ۳۶ ٬ ۳۷ ٬ ۶۸ - توبه/ ۳ ٬ ۴۹ - یونس/ ۴ ٬ ۷۰ - عنکبوت/ ۵۴ - فاطر/ ۷ - شوری/ ۲۶ - جاثیه/ ۱۱ - احقاف/ ۳۴ - مجادله/ ۴ ٬ ۵ - ملک/ ۶ ٬ ۲۸ - معارج/ ۱ - احزاب/ ۸ - فصّلت/ ۲۷ - فتح/ ۲۵ - ابراهیم/ ۲ ٬ ۲۲ - غاشیه/ ۲۴ . ۲ـ ظالمان و ستمگران : آل عمران/ ۱۵۱ - نساء/ ۱۶۸ ٬ ۱۶۹ - مائده/ ۱۲۹ - اعراف/ ۴۱ - نحل/ ۱۱۳ ٬ ۸۵ - کهف/ ۲۹ - حج/ ۲۵ - انبیاء/ ۲۹ - مریم/ ۷۲ - ابراهیم/ ۲۲ - شوری/ ۲۱ ٬ ۴۴ ٬ ۴۵ - زخرف/ ۳۹ ٬ ۶۵ - سبأ/ ۴۲ - طور/ ۴۷ - فرقان/ ۱۹ ٬ ۳۷ - جن/ ۱۵ - انسان/ ۳۱ . ۳ـ مشرکان : توبه/ ۱۷ - اسراء/ ۳۹ - احقاف/ ۲۶ - بینه/ ۶ . ۴ـ منافقان : نساء/ ۱۳۸ ٬ ۱۴۰ ٬ ۱۴۵ ۵ـ طغیانگران و مستکبران : نساء/ ۱۷۳ - اعراف/ ۳۶ ٬ ۴۰ ٬ ۴۱ - مؤمن/ ۴۸ ٬ ۴۹ ٬ ۶۰ ٬ ۷۲ ٬ ۷۶ - احقاف/ ۲۰ - زمر/ ۶۰ - ص/ ۵۵ ٬ ۵۶ - جاثیه/ ۸ - ق/ ۲۴ - مدثر/ ۱۶ - نبأ/ ۲۱ ٬ ۲۲ - نازعات/ ۳۷ . ۶ـ پیروی از شیطان : اعراف/ ۱۸ - لقمان/ ۲۱ - ابراهیم/ ۲۲ . ۷ـ تکذیب کنندگان آیات اللهی : بقره/ ۱۰ ٬ ۲۴ - اعراف/ ۳۶ - مائده/ ۱۰ ٬ ۶۸ - انعام/ ۴۹ - فرقان/ ۱۱ ٬ ۲۰ - سجده/ ۲۰ - سبأ/ ۵ ٬ ۳۸ ٬ ۴۲ - طه/ ۲۰ - شعرا/ ۱۸۹ - واقعه/ ۵۰ - الرحمان/ ۴۲ - حدید/ ۱۹ - ملک/ ۹ - نغابن/ ۱۰ - مرسلات/ ۳۴ - مطففین/ ۱۷ - لیل/ ۱۶ . ۸ـ مرتدان : بقره/ ۲۱۷ - آل عمران/ ۸۸ - توبه/ ۱۷ - بینه/ ۶ . ۹ـ بت پرستان : احقاف/ ۲۱ . ۱۰ـ فسادکنندگان : نحل/ ۸۸ - بروج/ ۱۰ . ۱۱ـ آدمهای شقی و خبیث : انفال/ ۳۷ - اعلی/ ۱۱ - لیل/ ۱۵ . ۱۲ـ شیاطین و جن : اعراف/ ۱۷۹ - مریم/ ۶۸ ٬ ۶۹ ٬ ۷۰ ٬ ۷۱ ٬ ۷۲ - سجده/ ۱۳ . ۱۳ـ فاسقان : اعراف/ ۱۶۵ - انعام/ ۴۹ - سجده/ ۲۰ - احقاف/ ۲۰ . ۱۴ـ کسانی که آخرت را به دنیا فروختند : بقره/ ۸۶ . ۱۵ـ کسانی که غرق گناهند : بقره/ ۸۱ . ۱۶ـ آشکارا گناه کنندگان : احزاب/ ۳۰ . ۱۷ـ ربا خواران : بقره/ ۲۷۵ - آل عمران/ ۱۳۰ ٬ ۱۳۱ . ۱۸ـ مترفین : مؤمنون/ ۶۴ . ۱۹ـ اعراض کنندگان از ذکر خدا : جن/ ۱۷ . ۲۰ـ منع کنندگان کار خیر : ق/ ۲۵ . ۲۱ـ اصحاب شمال : واقعه/ ۴۱ . ۲۲ـ فراموش کنندگان آخرت و قیامت و جهنم : اسراء/ ۱۰ - سجده/ ۱۴ - ص/ ۲۶ - جاثیه/ ۳۴ - الرحمن/ ۴۲ - طور/ ۱۴ - مدثر/ ۴۶ . ۲۳ـ پیروان ستمگران : هود/ ۱۱۳ . ۲۴ـ مسخره و استهزای آیات اللهی : کهف ۱۰۶ - جاثیه/ ۱۰ ٬ ۳۵ . ۲۵ـ کسانی که مانع راه یابی مردم به حق می شوند و سد عن سبیل الله می کنند : نساء/ ۵۵ - نحل/ ۹۴ - مجادله/ ۱۶ . ۲۶ـ کسانی که با دستورات خدا و پیامبر مخالفت می کنند : نساء/ ۱۱۵ - جن/ ۳۳ . ۲۷ـ کسانی که از عقل و چشم و گوششان در راه یابی به حق استفاده نمی کنند : اعراف/ ۱۷۹ - ملک/ ۱۰ . ۲۸ـ کسانی که امید به ملاقات خداوند ندارند و به دنیا راضی اند : یونس/ ۷ ٬ ۸ . ۲۹ـ کسانی که به نعمتهای خدا کفران می ورزند : ابراهیم/ ۲۸ ٬ ۲۹ ٬ ۳۰ . ۳۰ـ دنیا پرستان : اسراء/ ۱۸ - هود/ ۱۵ ٬ ۱۶ - نازعات/ ۳۸ . ۳۱ـ زر اندوزان : توبه/ ۳۴ ٬ ۳۵ - الحاقه/ ۲۸ ٬ ۲۹ ٬ ۳۰ ٬ ۳۱ - همزه/ ۲ ٬ ۳ ٬ ۴ ٬ ۵ ٬ ۶ - مسد/ ۲ ٬ ۳ . ۳۲ـ فرار از جهاد ( زحف ) : انفال/ ۱۵ ٬ ۱۶ - توبه/ ۸۱ . ۳۳ـ آدم کشان : مائده/ ۳۲ - نساء/ ۹۳ - آل عمران/ ۲۱ . ۳۴ـ ترک کنندگان نماز : مدثر/ ۴۳. ۳۵ـ ترک کنندگان اطعام به مساکین و فقرا : مدثر/ ۴۴ . ۳۶ـ همنشینان با اهل باطل : مدثر/ ۴۵ . ۳۷ـ کسانی که زکات نمی دهند : فصلت/ ۷ - توبه/ ۳۵ . ۳۸ـ خورندگان مال یتیم : نساء/ ۱۰ . ۳۹ـ کم فروشان : مطففین/ ۱ ٬ ۴ ٬ ۵ ٬ ۷ . ۴۰ـ عیب جویان : همزه/ ۱ ٬ ۲ ٬ ۳ ٬ ۴ . ۴۱ـ غیبت کنندگان : همزه/ ۱ ٬ ۲ ٬ ۳ ٬ ۴ . ۴۲ـ اسراف کنندگان : مؤمن/ ۴۳ - اسراء/ ۲۷ . ۴۳ـ مجرمان : مریم/ ۸۶ - زخرف/ ۷۴ - مدثر/ ۴۱ - اعراف/ ۴۰ ٬ ۸۴ ٬ ۱۳۳ - حجر/ ۱۲ ٬ ۵۸ - فرقان/ ۳۱ - نمل/ ۶۹ - قمر/ ۴۷ - الرحمن/ ۴۱ ٬ ۴۲ ٬ ۴۳ ٬ ۴۴ ٬ ۴۵ - معارج/ ۱۱ - طه/ ۷۴ . ۴۴ـ تعدّی کنندگان از حدود اللهی : نساء/ ۱۴ - بقره/ ۱۸۷ ٬ ۲۲۹ ٬ ۲۳۰ - طلاق/ ۱ . ۴۵ـ دشمنان خدا و پیامبر و ائمه : فصّلت/ ۲۸ . ضمناً آنچه ما در این موضوع نقل کردیم با استفاده از معجم قرآن و سیری در آیات جهنم و استفاده از تفاسیر موضوعی و به ویژه تفسیر پیام قرآن ٬ ج ۶ مبحث دوزخ می باشد. التمـــاس دعــــا |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه سی ام مرداد 1386ساعت 14:22 توسط محمد |
|
|
ابو بصیر می گوید : من به حضرت صادق (ع) عرض کردم : آیا کسی از فشار قبر رهایی پیدا می کند ؟
حضرت فرمود : پناه بر خدا از فشار قبر ٬ چقدر افرادی که از فشار قبر رهایی پیدا کنند کم هستند . و سپس فرمودند : چون عثمان ٬ رقیه دختر رسول خدا را کشت ٬ رسول خدا (ص) بر کنار قبر او ایستاد و در حالی که سر خود را به آسمان بلند نموده و اشک از چشمانش جاری بود به مردم فرمود : من رقیه دخترم را به یاد آوردم و آنچه را که به او رسیده بود به یاد آوردم ٬ پس دلم شکست و خواستم که خدا او را از فشار قبر برهاند و عرض کردم: « اَللّهمَّ هَبْ لی رُقیَّة مِنْ ضَغطَةِ الْقَبْرِ فَوَهَبَها الله لَهُ .» « بار پروردگارا ! به خاطر من رقیه را از فشار قبر برهان ٬ پس خداوند او را رهانید .۱ » ۱) بحار ٬ ج ۶ ٬ باب قبر و برزخ |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و نهم مرداد 1386ساعت 13:41 توسط محمد |
|
|
از حضرت علی (ع) نقل شده که : در جنگ احد شمشیرم شکست . پس رو کردم بسوی رسول خدا (ص) و گفتم : « مرد با شمشیرش می جنگد و الآن شمشیر من شکسته است . »
در این هنگام چشم حضرت به بوته خشکیده خرمایی افتاد ٬ پس آن را برداشت و حرکت داد که ناگهان به صورت شمشیر ذوالفقار در آمد و به من داد و من آن را به هرکس که می زدم ٬ به دو نیم می شد.۱ ۱) بحار الانوار ٬ ج ۳۰ |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و چهارم مرداد 1386ساعت 22:55 توسط محمد |
|
|
سلام دوستان عزیـــــز
موضوع جدیدی را به وبلاگ اضافه کردم به نام « عجایب و معجزات پیامبر اکرم (ص) » . لطفا نظرتان را در مورد این موضوع بیان کنید. یا حـــق می گویند : در جنگ بدر ٬ ابوجهل ضربتی به دست معاذ بن عفرا زد و دست او را قطع کرد . او با دست بریده به محضر پیامبر اکرم (ص) رسید. ۱) بحار الانوار ٬ ج ۱۸ |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و دوم مرداد 1386ساعت 22:50 توسط محمد |
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه چهاردهم مرداد 1386ساعت 20:41 توسط محمد |
|
|
قــال امیرالمومنین (ع) :
« ای بندگان خدا ! بعد از مرگ ٬ قبر برای کسی که آمرزیده نشود از مرگ بدتر است! بترسید از تنگی قبر و فشار و تاریکی و غربت آن ! قبر هر روز می گوید : من خانه وحشت و ترس و اضطراب و دلهره ام و من خانه کرمها هستم. قبر ٬ یا باغی از باغهای بهشت است و یا گودالی از گودالهای دوزخ. و این که خداوند در قرآن دشمنانش را ترسانده و فرموده : آنان زندگانی سختی خواهند داشت ٬ آن عذاب قبر است . همانا خداوند بر کافر در قبرش نود و نه مار مسلط می کند تا گوشتش را نیش بزنند و استخوانهایشرا بشکنند و تا روز قیامت او را عذاب دهند و پیش او رفت و آمد کنند . اگر یکی از مارها و افعی ها در روی زمین نفس بکشد هیچ زراعت و کشتی از شدت حرارت نفس او سالم نمی ماند و خشک می شود . ای بندگان خدا ! چگونه نفس ضعیف و بدنهای ظریف و ناتوان شما توانایی مقابله با آن عذابها و شدائد را دارد ؟! وقتی آدم کافر در قبر دفن می شود ٬ قبر می گوید : تو مبغوض ترین کسی بودی در روی من راه می رفتی حالا که آمدی داخل من و من بر تو ولایت پیدا کردم می دانم با تو چکار کنم . آن گاه چنان فشار بر او وارد می کند که دنده هایش داخل هم فرو می روند. بنابراین ٬ ای بندگان خدا ! شما که می توانید به کم قناعت و کفایت کنید به یاد نفس و جسمتان باشید و کارهایی را که خداوند دوست دارد انجام دهید و کارهایی را که خداوند بدش می آید ترک کنید.۱» ۱) بحار ٬ ج ۶ ٬ ص ۲۱۸ |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه یازدهم مرداد 1386ساعت 13:46 توسط محمد |
|
|
امام صادق (ع) می فرماید :
« آسانترین عذاب در جهنم برای کسی است که یک جفت نعل از آتش به پایش می زنند که از شدت حرارت آن ٬ مغز سرش می جوشد و خیال می کند که در دوزخ ٬ عذاب هیچ کس به شدت عذاب او نیست. در حالی که عذاب او در جهنم از همه عذابها آسانتر و سبک تر است.» |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه دهم مرداد 1386ساعت 12:28 توسط محمد |
|
|
چقدر خوب بود که همیشه این عکس رو جلوی چشمامون می گذاشتیم و فراموش نمی کردیم که یه روزی ما هم تو همین یه متر جا می خوابیم . اونوقت بیشتر به فکر اون دنیا و زندگی ابدی در اونجا می بودیم . خواهشن یه مقدار فکر کنیم و همین الان از خدا تقاضای بخشش کنیم . ( بر گرفته از وبلاگ باده ناب )
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه نهم مرداد 1386ساعت 14:43 توسط محمد |
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه هشتم مرداد 1386ساعت 14:8 توسط محمد |
|
|
مرحوم استاد احمد امین در کتاب « التکامل فی الاسلام » نقل کرده است : دو نفر مامور پست ٬ تهران را به منظور زیارت قبر حضرت سید الشهدا (ع) ترک کردند و چون دولت اجازه مسافرت به عتبات عالیات مقدسه را به کسی نمی داد ناچار از راه قاچاق رفتند ٬ در بیابان شوره زاری گرفتار شدند و به قدری تشنگی بر آنها فشار آورد که یکی از آنها از تشنگی مرد و دیگری سخت به زحمت افتاد و بلاخره خودش را به تهران رساند . پس از مدتی آن دوست و همکار و همسفر خود را در خواب دید که در باغ زیبایی با کمال راحتی به سر می برد ٬ از حال او پرسید ٬ پاسخ داد : خدا را سپاسگذارم کاملا راحتم ولی عقربی همه روزه پیش من می آید و انگشت ابهام پای مرا نیش می زند و به قدری مرا رنج می دهد که نزدیک است جان بدهم.
به من خبر دادند که این ناراحتی برای این است که روزی در خانه فلان دوستم مهمان بودم و ضمن اینکه با دوستم باقلا می خوردم ٬چاقوی کوچکی از خانه او سرقت کردم و آن را در گوشه سمت چپ در فلان نقطه خانه ام پنهان ساخته ام ٬ از تو انتظار دارم که به خانه ام بروی و سلام مرا به همسرم برسانی و از قول من به او بگویی که چاقو را به تو بدهد و به صاحبش برگردانی و از او برای من بخشش بخواهی ٬ شاید خداوند از خطای من بگذرد. این شخص گوید من طبق خوابی که دیده بودم عمل نمودم ٬ مرتبه دیگر دوستم را در خواب دیدم که در کمال خوشی و راحتی است و از من سپاسگزاری نمود.۱ ۱ ) داستانهای شگفت ٬ ص ۲۲۵ |