تبليغاتX
جهنم
   

 

علامه اعلی الله مقامه در کتاب کشف الحق از ابی بصیر روایت کرده که گفت : با امام صادق (ع) به حج رفته بودیم در مدینه منوره مشغول زیارت قبر جد بزرگوار آن حضرت ٬ پبامبر اکرم (ص) بودیم که مردی از قبیله بنی یقظان آمد و عرض کرد : با بن رسول الله ! مردم گمان می کنند که چون قبر ابوبکر و عمر نیز در اینجا در کنار قبر رسول خداست و لذا آنان هم پیامبر اکرم را زیارت می کنند و هم ابوبکر و هم عمر را.
فرمود : ساکت شو ای ابا یقظان ٬ آنان دروغ گفته اند ٬ قسم به خدا که اگر این قبر شکافته شود خواهند دید که در قبر ابوبکر و عمر ٬ سلمان و ابوذر هستند . قسم به خدا که سلمان و ابوذر سزاوارتر هستند به این مکان از غیر آنها .
عرض کردم : یابن رسول الله ! چگونه می شود که میت را از قبرش  به جای دیگر منتقل کنند و دیگری را جای او بگذارند ؟
فرمود : ای ابا محمد ! خداوند هفتاد هزار ملک را آفریده که به آنها مَلک نقّاله گفته می شد . اینان در شرق و غرب عالم پخش می شوند و هر مرده ای را در مکانی که مستحق است دفن می کنند و مرده را از قبرش بر می دارند و مرده دیگر را در جای او می گذارند ولی مردم نمی دانند « و ما ذلک ببعید و ما ربّک بظلام للعبید . »
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم خرداد 1387ساعت 14:19  توسط محمد | 
جهنم هفت در دارد و با توجه به روایات وارده که جهنم هفت طبقه دارد ٬ هر یک از این هفت در ٬ به یک طبقه باز می شود .
از علی (ع) روایت شده که فرمودند :
« آیا می دانید که درهای جهنم چگونه است ؟ راوی می گوید ٬ گفتیم : مثل درهای دنیا . حضرت فرمودند : نه ٬ بلکه دستهایشان را روی هم گذاشتند و فرمودند : درهای جهنم اینگونه است ٬ یعنی طبقه طبقه است و هر طبقه ای یک در دارد . »۱
در روایت دیگری از حضرت علی (ع) نام طبقات و درهای جهنم چنین ذکر شده :
۱- هاویه   ۲- سعیر   ۳- جحیم   ۴- سقر   ۵- حُطَمه   ۶- لَظی   ۷- جهنم ۲
« اولین طبقه جهنم ٬ هاویه است و آخرین و پایین ترین طبقه آن جهنم است .»
در بعضی روایات عکس هم ذکر شده.
در روایتی هم آمده : «در اول ویژه مسلمانان گنهکار است. در دوم مخصوص یهود . در سوم مخصوص نصارا. در چهارم مخصوص ستاره پرستان. در پنجم مخصوص مجوس . در ششم ویژه مشرکان . در هفتم مخصوص منافقان .» ۳

۱) بحار الانوار - ج۸ - مبحث نار .
۲) بحار الانوار - ج۸ - مبحث نار.
۳) قارعه / ۱۱ - ۸

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم اسفند 1386ساعت 11:23  توسط محمد | 

به طور کلی ٬ کارهای نیک ٬ نقش به سزایی در آرامش روح در عالم برزخ ٬ و رهایی از فشار قبر دارد ٬ ولی مطابق روایات ٬ بعضی از اعمال در این راستا ٬ نقش بیشتری دارند ٬ در این جا به این موارد توجه کنید :


۱ - نماز شب : امام رضا (ع) فرمودند : « کسی که نماز شب بخواند ٬ و در قنوت نماز « وِتْر » هفتاد بار استغفار کند « اُجِیرَ مِنْ عَذابِ الْقَبْرِ » : « از عذاب قبر ٬ پناه داده می شود »۱
۲ - به طور کامل و صحیح انجام دادن رکوع : امام باقر (ع) فرمودند : « کسی که رکوع نمازش را کامل انجام دهد ٬ وحشت قبر به او نمی رسد . »۲
۳ - صدقه دادن : رسول اکرم (ص) فرمودند : « بر میت ساعتی سخت تر از شب اول قبر نیست ٬ پس رحم نمایید به مردگان خود با صدقه دادن . »
۴ - نماز وحشت خواندن برای مرده : ( به طور مفصل به این موضوع می پردازیم )
۵ - حج : امام صادق (ع) فرمودند : « کسی که چهار بار ٬حج انجام دهد ٬ هرگز فشار قبر به او نرسد . »۳
۶ - مردن در جمعه : مردن بین ظهر پنجشنبه تا ظهر جمعه ٬ موجب رفع فشار قبر می گردد ٬ و طبق بعضی روایات ٬ امام صادق (ع) فرمودن : « کسی که در روز جمعه بمیرد برای او برات آزادی از فشار قبر مقرّر می شود . »۴
۷ - نهادن دو چوب تر همراه میت : مستحب موکد است ٬ دو چوب تر و تازه ( دو شاخه درخت را بگیرند و برگهایش را از آن جدا نمایند ٬ هر یک از آن به اندازه یک ذراع یعنی از آرنج تا سر انگشتان باشد و اگر کوتاهتر باشد هم مانعی ندارد .) یکی از آن دو چوب را در جانب راست از گلوگاه تا هر جا که رسید چسبیده به بدن بگذارند ٬ و دیگری را در جانب چپ ٬ روی پیراهن زیر روپوش به همان ترتیب بگذارند ٬ و ظاهر این است که هر گونه بگذارند ایرادی ندارد. و مستحب است ٬ این دو چوب تازه از درخت خرما باشد ٬ اگر نبود از درخت سدر ٬ و اگر نبود از درخت بید ٬ و اگر نبود از درخت انار ٬ و اگر نبود ٬ هرگونه چوب تر و تازه ٬ کافی است . و مستحب است ٬ نام میت و اینکه او به یکتایی خدا و رسالت محمد (ص) و امامت امامان (ع) گاهی می دهد ٬ در آن دو چوب نوشته شود.۵
زراره می گوید : به امام باقر (ع) عرض کردم : « چرا چوب تازه همراه میت قرار داده می شود ؟ » فرمودند : « زیرا همین دو چوب تازه ٬ عذاب و حساب قبر را تا مدتی که خشک نشده اند ٬ دور می کند .» سپس در پایان فرمودند : « به خواست خدا ٬ پس از آنکه آن دو چوب خشک شدند ٬ غذاب و حساب قبر به سراغ میت نمی رود .»۶
نظیر این سوال ٬ از امام صادق (ع) شد ٬ و آن حضرت همان جواب فوق را داد.۷
روایت شده که : « رسول خدا (ص) از کنار قبری عبور کرد و دریافت که صاحبش را غذاب می کنند ٬ چوب تازه ای خواست و آن را دو نصف کرد ٬ یکی از آنها را در ناحیه ی بالای سر قبر ٬ و دیگری را در ناحیه ی پا بر قبر او فرو کرد و فرمودند : تا هنگامی که این دو چوب تازه اند ٬ عذاب او کاهش می یابد . »۸
در روایت دیگر آمده : « حضرت آدم (ع) وصیت کرد که دو چوب تازه ٬ در میان کفنش بگذارند تا اُنس داشته باشد این سنت بین پیامبران ٬ معمول بود و در زمان جاهلیت ٬ ترک شد ٬ پیامبر اسلام (ص) دوباره آن را زنده کرد . »۹
۸ - ریختن آب ٬ روی قبر : مستحب است ٬ پس از آنکه میت به خاک سپرده شد ٬ شخصی رو به قبله بایستد و از ناحیه ی بالای سر میت تا روبروی  پای او آب بپاشد و سپس از آنجا تا بالای سر او بپاشد و اگر آب زیاد آمد ٬ به وسط قبربپاشد ٬ چنان که این مطلب از امام کاظم (ع) نقل شده است .۱۰ بعید نیست که پاشیدن آب ٬ بر روی قبر تا ۴۰ روز یا ۴۰ ماه ٬ مستحب است .۱۱
پیامبر (ص) دستور می داد ٬ روی قبر ٬ آب بپاشیدند. و این سنت در زمان رسول خدا ٬ عمل می شد .۱۲
محدّث قمی
(رحمة الله ) می گوید : « پاشیدن آب ٬ روی قبر در هر وقت ٬ نیکو است . »۱۳
امام صادق (ع) درباره پاشیدن آب بر روی قبر فرمودند : « تا وقتی که رطوبت آب روی خاک قبر است ٬ عذاب قبر از میت دور می گردد. »۱۴
لازم به ذکر است که : مردم به این کار استحابی ٬ خوب عمل می کنند ٬ چون هر عصر پنجشنبه که به زیارت اهل قبور می روند سنگ قبر و حتی تمام روی قبر را با آب یا گلاب می شویند.
۹ - خواندن بعضی از سوره های قرآن : امام علی (ع) فرمودند : « کسی که هر جمعه ٬ سوره ی نساء را بخواند ٬ از فشار قبر در امان باشد . »۱۵
امام صادق (ع) فرمودند : « سوره ی یاسین ٬ قلب قرآن است ٬ هرکس آن را قبل از غروب بخواند از فشار قبر ٬ ایمن باشد . » ۱۶
همچنین کسی که به خواندن سوره ی « زُخْرف » مداومت کند ٬ خداوند او را در قبرش ٬ از فشار قبر و جانوران زمین ٬ ایمن گرداند .۱۷
پیامبر (ص) فرمودند : « کسی که هنگام خواب ٬ سوره ی تکاثر را بخواند ٬ از سختی قبر ایمن گردد . »۱۸
امام صادق (ع)  فرمودند : « کسی که سوره ی 
((ن وَ الْقَلَم)) را در نماز واجب یا نافله بخواند ٬ او را از فشار قبر ٬ پناه دهد . »۱۹
و خواندن بعضی از دعاها نیز دارای این اثر خواهد بود که در کتابهای دعا ذکر شده است.۲۰
۱۰ - آن که در هر روزی ده مرتبه « اَعْدَدْتُ لِکُلِّ هَوْلٍ لا اِلهَ الّا الله » تا آخر بخواند که در سفینة البحار ٬ ماده فبر موجود است . هرکس این دعا را بخواند حق تعالی چهار هزار گناه کبیره او را بیامرزد و از سنکرات مرگ و فشار قبر و صد هزار هول قیامت نجات دهد و از شر شیطان و لشکرهای او محفوظ گردد و غم و اندوهش زایل شود.
۱۱ - آنکه دفن شود در نجف الاشرف و کربلا ٬ زیرا که از خواصّ آن تربت شریف آن است که ساقط می شود عذاب قبر و حساب منکر و نکیر از کسی که در آن مدفون شود .۲۱
۱۲ - آنکه روز اول رجب ده رکعت نماز بخواند و در هر رکعت یک مرتبه حمد و سه مرتبه توحید ٬ تا محفوظ بماند از فتنه ی قبر و عذاب روز قیامت . و در شب اول رجب بعد از نماز مغرب بیست رکعت به حمد و توحید خواندن برای رفع عذاب قبر نافع است .۲۲
۱۳ - آنکه چهار روز از ماه رجب روزه بگیرد۲۳  و همچنین روزه گرفتن دوازده روز از شعبان .۲۴
۱۴- از چیزهایی که باعث نجات از عذاب قبر است خواندن سوره ی « تَبارَکَ الْمُلک » بالای قبر میت است ٬ چنان که قطب راوندی از ابن عباس نقل کرده که : مردی رو به روی قبری خیمه ای زد و ندانست که آن قبر است و سوره ی « تَبارَکَ الْمُلک »را خواند ٬ پس شنید صیحه زننده ای را که گفت : این سوره نجات دهنده است. این مطلب را به حضرت رسول (ص) کرد . آن حضرت فرمودند : آن سوره نجات دهنده است از عذاب قبر .۲۵
شیخ کلینی از حضرت امام محمد باقر (ع) روایت کرده که فرمودند : « سوره ی ملک ٬ مانعه است ٬ یعنی منع می کند از عذاب قبر .۲۶
۱۵ - از « دعوات رواندی » نقل شده که حضرت روسل (ص) فرمودند : وقتی جنازه ای دفن شد هر که نزد قبر او سه مرتبه بگوید : « اَللّهُمَّ اِنّی اَسْاَلُکَ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ اَنْ لا تُعَذِّبَ هذا الْمَیِّتَ » حق تعالی غذاب را از او بردارد تا روزی که در صور دمیده شود .۲۷
۱۶ - شیخ طوسی در « مصباح المتهجّد » از حضرت رسول (ص) روایت کرده که هر که در شب جمعه دو رکعت نماز بخواند ٬ در هر رکعت حمد و پانرده مرتبه « اذّا زلزلت » ٬ حق تعالی او را از عذاب قبر و از هول های روز قیامت ایمن گرداند.۲۸
۱۷ - و نیز از برای عذاب قبر نافع است ٬ سی رکعت نماز خواندن در شب نیمه ی رجب که در هر رکعت یک مرتبه حمد و ده مرتبه توحید.۲۹  و همچنین در شب شانزدهم و شب هفدهم رجب .۳۰  و نیز در شب اول شعبان صد رکعت نماز بخواند به حمد و توحید چون از نماز فارغ شود پنجاه مرتبه « توحید » بخواند . و در شب بیستو چهارم شعبان دو رکعت نماز بخواند در هر رکعت حمد یک مرتبه و « اذا جاءَ نَصْرُ اللهِ » ده مرتبه. و در روز نیمه ی رجب نیز پنجاه رکعت نماز به حمد و توحید و فلق و ناس وارد است که برای رفع عذاب قبر نافع است. همچنین در شب عاشورا .
۱۸ - شهادت در راه خدا : امام صادق (ع) می فرمایند : «شهیدان همان ضربه ای را که در راه خدا خورده اند برای ایشان کافی است .»۳۱

۱) بحار - ج۸۷ - ص۱۶۱     ۲) همان- ج۸۵ -ص۱۰۷      ۳) خصال صدوق - ج۱ - ص۱۴۶ ٬ بحار ج ۹۹ - ص۲۰
۴) المحاسن البرقی - ص۶۰ ٬ بحار - ج۶ - ص۱۳۰        ۵) عروة الوثقی - ص۱۳۳ ٬ فروع کافی - ج۳ - ص ۱۵۱ تا ۱۵۳
۶) فروع کافی - ج۳ - ص۱۵۲         ۷) همان ٬ ص۱۵۳        ۸) عروة الوثقی - ص۱۳۳      ۹ ) همان مدرک
۱۰) فروع کافی - ج۳ - ص۱۹۹     ۱۱) عروة الوثقی - ص۱۴۴      ۱۲)فروع کافی- ج۳ - ص۲۰۰ ٬ علل الشرایع- ص۳۰۷
۱۳)سفینة البحار -ج۲ -ص۳۹۷     ۱۴)فروع کافی -ج۳ -ص۲۰۰      ۱۵) ثواب الاعمال- ص ۲۳۵     ۱۶) همان - ص۲۵۰
۱۷) ثواب الاعمال - ص۲۴۳         ۱۸) سفینة البحار - ماده قبر         ۱۹) همان     ۲۰) برزخ در چند قدمی ما - ص ۱۲۵
۲۱) ارشاد القلوب - ج۲ -ص۳۴۷     ۲۲)اقبال الاعمال - ص ۱۲۰     ۲۳) اقبال الاعمال - ص۱۲۹ 
۲۴) امالی شیخ صدوق - ص ۷۶ - مجلس هفتم - حدیث ۴۳        
۲۵)مستدرک الوسائل - ج۱ -ص ۳۰۱  ٬ بحارالانوار - ج ۸۲ - ص ۶۴        ۲۶) کافی - ج۲ - ص ۶۳۳
۲۷)سفینة البحار - ج۴ -ذیل کلمه «قبر»      ۲۸) مصباح المتهجّد -ص ۲۶۰ - چاپ بیروت
۲۹) اقبال الاعمال - ص۱۵۷ - چاپ بیروت         ۳۰) همان ماخذ - ص ۱۷۰ و ۱۷۱
۳۱) سفینة البحار - ماده قبر  ٬ منازل الاخره - ص۳۸   ٬ مستدرک - ج۱ -ص۳۴۰  ٬ بحار- ج۶ -باب قبر

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم بهمن 1386ساعت 12:59  توسط محمد | 
۱ - بد اخلاقی در خانه و جامعه ٬ در حالات سعد بن معاذ آمده که : « او با خانواده و اهل بیتش بد اخلاقی و کنج خلقی می کرده . »۱
۲ - کفر و فسق و ظلم و نفاق .
۳ - سخن چینی.
۴ - پرهیز نکردن از ترشح ادرار.
۵ - غیبت کردن .
۶ - مردی زن و بچه اش را رها کند و برود به جایی که از او اطلاع نداشته باشند یا دسترسی به او دشوار باشد.
۷ - از بین بردن نعمتهای خدا و عدم استفاده صحیح از آنها که در روایت فرموده : « ضَغْطَةُ الْقَبْرِ لِلْمُؤمِنِ کَفّارةٌ لِما کانَ مِنْهُ مِنْ تَضْییعِ النِّعَمِ »۲
۸ - نماز خواندن بدون وضو .
۹ - یاری نکردن و کمک ننمودن مظلوم .

در ثواب الاعمال می گوید : « یکی از روحانیون بنی اسرائیل از دنیا رفت در قبر یک تازیانه به او زدند ٬ قبرش پر از آتش شد ٬ زیرا او یک بار نماز بدون وضو خوانده بود و از کنار مظلوم ضعیفی هم عبور کرده و او را کمک ننموده بود. »

۱) بحار - ج۶ - ص ۲۲۰
۲) بحار - ج ۶ - ص ۲۲۱

+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم بهمن 1386ساعت 12:49  توسط محمد | 
بعضی از گناهکاران چنان فشار قبر سختی می بینند که مغز سرشان از ناخن های پایشان خارج می شود . و چنان فریاد می زنند که غیر از جن و انس همه موجودات و حیوانات صدای آنها را می شنوند و وحشت می کنند و آنها آرزوی برپایی قیامت را می کنند.
وقتی حضرت رقیه (ع) ٬ دختر رسول خدا (ص) از دنیا رفت ٬ پیامبر اکرم (ص) در قبر او ایستاد و سرش را به آسمان بلند کرد و با چشمان اشک آلود فرمود : « خدایا ! رقیه ضعیف است به حق من از فشار قبر او در گذر.»۱

۱) بحار - ج ۶ - ص ۲۶۶

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم بهمن 1386ساعت 19:14  توسط محمد | 
فشار قبر برای همه است منتهی شدت و ملایمت آن نسبت به افراد فرق دارد. نسبت به کفار و فسّاق و منافقین و ... خیلی شدید است و کیفر اعمالشان حساب می شود اما نسبت به افراد دیگر ملایم تر است و جبران کوتاهی ها و کفاره گناهانشان محسوب می شود ٬ یعنی با این فشاری که می بینند از گناهانشان کم می شود.
پیامبر اکرم (ص) در روایتی می فرماید : « هیچ مومنی نیست مگر اینکه فشاری در قبر دارد. »۱
و در روایت دیگری امام صادق (ع) از رسول خدا (ص) نقل کرده که فرموده : « فشار قبر برای مومن ٬ کفاره ضایع کردن نعمتها از ناحیه اوست . »۲
حالا فشار قبر بر همین بدن وارد می شود یا بر بدن قالب مثالی که در عالم برزخ ٬ بدن در درون آن قرار دارد اختلاف است. آقای فلسفی در کتاب معادش می گوید : اینطور نیست که دیوارهای قبر به هم نزدیک شود و مرده را مورد فشار قرار دهد بلکه یک فشار نامرئی و غیر محسوس است که بر روح و جسم برزخی وارد می شود مانند فشاری که فرد اعدامی در شب قبل از اعدام می بیند و محسوس هم نیست و از هر فشار محسوس هم بدتر است . و شاید روی همین حساب است که تا کنون این همه کشف قبر شده هیچ اثری از فشار قبر بر بدن مرده احساس نشده . حتی سابق بر این بعضی برای اینکه فشار قبر و یا سوال و جواب در قبر را کشف کنند به دهن مرده آرد می ریختند و بعدا سر قبر را باز می کردند و نگاه می کردند اما چیزی برایشان معلوم نمی شد چون می دیدند آردها به همان حالت که ریخته می باشد.
به هر حال اصل فشار قبر و اینکه بعضی از افراد به خاطر انجام بعضی از کارها فشار نمی بینند مسلم است و کیفیت فشار هم خیلی مهم نیست.
در اینجا سوالی مطرح است و آن ٬ اینکه بعضی از افراد را که به دار می زنند مدتها در بالای دار می مانند ٬ یا می سوزانند یا وزنه سنگینی به پایشان می بندند و به قعر دریا می فرستند و ... فشارشان چگونه است ؟
جواب : امام صادق (ع) در جواب این سوال فرموده : « خدای زمین همان خدای هواست ٬ خداوندی که به زمین دستور می دهد تا مرده مدفون در زمین را فشار دهد به هوا نیز دستور می دهد که مرده در هوا را فشار دهد و همچنین به آب دستور می دهد تا مرده در درون آب را فشار دهد . »۳

یا حق

۱ ) بحار - ج۶ - ص ۲۲۱.
۲) بحار -  ج۶ - ص۲۲۱.
۳) فروغ کافی - ج۳ - ص۲۴۱ .

+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم بهمن 1386ساعت 16:51  توسط محمد | 
با سلام خدمت دوستان عزیز
وبلاگ جدید من با نام 
« نهج البلاغه » راه اندازی شد. که شامل خطبه ها ٬ نامه ها و ۰۰۰ از حضرت علی (ع) در نهج البلاغه به صورت موضوعی است.
التماس دعا

www.40sokhan.blogfa.com

+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم بهمن 1386ساعت 16:31  توسط محمد | 
         شهادت امام سجاد (ع) را به همه شیعیان تسلیت عرض می کنم

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم بهمن 1386ساعت 15:3  توسط محمد | 

در قیامت بارها میان اهل بهشت و دوزخ گفت و گو رخ می دهد ٬ که قرآن ترسیمی از آن گفت و گوها را بیان فرموده است ٬ یکی از آن صحنه ها که در سوره مدثر آمده این است که : اهل بهشت از مجرمان می پرسند : چه عاملی شما را به دوزخ رولنه کرد ؟
آنها می گویند : ۴ عامل :

۱ - « لَمْ نَکُ مِنَ الْمُصَلّینَ » ٬ پای بند به نماز نبودیم .
۲ - « لَمْ نَکُ نُطْعِمُ المِسْکینَ » ٬ به گرسنگان اعتنا نمی کردیم .
۳ - « کُنّا نَخوُضُ مَعَ الْخائِضینَ » ٬ ما در جامعه فاسد هضم شدیم .
۴ - « کُنّا نُکَذِّبُ بِیَوْمِ الدّین » ٬ قیامت را هم نمی پذیرفتیم . ۱

۱) قصص الصلاة - ص ۱۸۹.

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم بهمن 1386ساعت 13:15  توسط محمد | 
منافقان در پایین ترین طبقه جهنم قرار دارند . بعضی هم گفته اند که : منافقین در تابوتهایی از آهن هستند که در جهنم بر روی آتش آویزان هستند و ایشان در داخل تابوتهای آهنی گداخته شده که هیچ راه فرار ندارند و جزغاله می شوند .۱

۱) بحار - ج۸ - ص ۲۴۱

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم بهمن 1386ساعت 13:13  توسط محمد | 
دوستان عزیز خواهشاً این مطلب را بخوانید .

سلمان فارسی ٬ آن یار برگزیده و ممتاز رسول خدا (ص) و علی (ع) گفت و گویی با یکی از مردگان دارد ٬ که ترسیمی روشن از حوادث هنگام مرگ و عالم برزخ و هول مطلع است ٬ آن را در اینجا برای روشن شدن بیشتر جزئیات حوادث مرگ و بعد از مرگ می آوریم :

سلمان ساعات آخر عمر را می پیمود و در مدائن بود ٬ بیمار و بستری گردید ٬ « اصبغ بن نباته » یکی از یاران خاص امام علی (ع) می گوید : همواره به عیادت سلمان می رفتم ٬ وقتی که بیماریش سخت شد و یقین به مرگ یافت ٬ به من فرمود : « ای اصبغ ! رسول خدا (ص) به من خبر داده که هر گاه اجلم فرا رسید ٬ مردگان با من صحبت می کنند ٬ اگر ممکن است تابوتی فراهم کن و مرا در میان آن بگذار و چهار نفر را خبر کن تا گوشه ی تابوت مرا بلند کنند و مرا به قبرستان ببرند .
اصبغ می گوید : به دستور سلمان عمل کردیم ٬ تابوت را برداشته و به قبرستان بردیم ٬ و در آن جا بر زمین نهادیم ٬ از ما خواست که او را رو به قبله اش بنشانیم ٬ وقتی که رو به قبله اش کردیم ٬ با صدای بلند ٬ خطاب به مردگان گفت :
« سلام بر شما ای همنشینان با خاک محنت ٬ سلام بر شما ای چشم پوشیدگان از دنیا. »
هیچ کس پاسخ سلمان را نداد .
بار دوم صدا زد :
« سلام بر شما ای کسانی که زمین پوشش شما شده ٬ و با اعمال خود در دنیا ملاقات کرده اید ٬ سلام بر شما ای منتظران نفخه ی نخستین قیامت ٬ شما را به خدا سوگند می دهم که یکی از شما جواب مرا بدهد و با من سخن بگوید ٬ من سلمان فارسی آزاد شده به دست رسول خدا (ص) هستم ٬ پیامبر (ص) به من وعده داد که هرگاه مرگم فرا رسید ٬ مرده ای با من سخن می گوید . »
وقتی سلمان به این جا رسید و ساکت شد ٬ ناگاه مرده ای در قبر خود به زبان آمد و گفت :
« سلام و رحمت و برکات خدا بر تو باد ٬ ای صاحبان خانه ی فاین ٬ و سرگرم شدگان به امور دنیا ٬ ما سخن تو را شنیدیم و به پاسخت شتافتیم ٬ از هر چه می خواهی بپرس که خدا تو را رحمت کند . »
آنگاه بین سلمان و آن مرده ٬ چنین گفت و گو شد :
سلمان : آیا تو اهل بهشت هستی ٬ یا اهل جهنم ؟
مرده : ای سلمان ! من از کسانی هستم که خدا به فضل و کرمش بر من منت نهاد و مرا از اهل بهشت نمود .
سلمان : ای بنده خدا اکنون ٬ چگونگی مرگ را برای من تعریف کن ٬ که آن را چگونه یافتی و هنگام آن چه دیدی و با تو چه شد ؟
مرده : آرام بگیر ای سلمان ! سوگند به خدا اگر مرا با قیچی بریده بریده می کردند و با اره جدا جدا می نمودند ٬ از سکرات مرگ بر من آسان تر بود ٬ بدان که من در دنیا از کسانی بودم که خداوند توفیق انجام کارهای نیک را به من داده بود ٬ واجبات الهی را به جا می آوردم ٬ و قرآن را تلاوت می کردم و در نیکی به پدر و مادر اقدام جدی داشتم ٬ و از کارهای حرام دوری می نمودم و ستم نمی کردم و در طلب روزی حلال کوشا بودم ٬ به خاطر آنکه از حساب الهی ٬ ترس داشتم ٬ در بهترین زندگی و غرق در نعمتها بودم که ناگهان بیمار شدم ٬ چند روزی نگذشت که لحظات عمرم فرا رسید ٬ شخص تنومند بد منظری را دیدم که در برابر صورتم ایستاد٬ تا به چشمانم اشاره کرد ٬ نابینا شدم ٬ و به گوشم اشاره کرد ٬ کر شدم ٬ و به زبانم اشاره نمود ٬ لال شدم ٬ در این حال صدای بستگان به گریه بلند شد ٬ از آن شخص پرسیدم : « کیستی که این گونه بر من مسلط می باشی ؟ »  گفت : عزرائیل هستم ٬ آمده ام تا تو را به سرای آخرت کوچ دهم ٬ که مدت زندگی تو به پایان رسید . در همین هنگام دو نفر خوش قیافه آمدند و یکی در طرف راست ٬ و دیگری در طرف چپم قرار گرفتند ٬ بر من سلام کردند و گفتند : ما نامه ی عمل تو را آورده ایم ٬ بگیر و بخوان ٬ ما دو فرشته ای هستیم که در دنیا اعمال تو را می نوشتیم . آن دو فرشته ی « رقیب » و « عتید » ۱بودند که نامه ی نیکی ها را از فرشته « رقیب » گرفتم و خواندم ٬ شادمان شدم ٬ ولی با دیدم نامه ی گناهان که از فرشته ی « عتید » به من رسید گریان و غمگین گشتم .
آن دو فرشته به من گفتند : به تو مژده باد ٬ نگران مباش که به تو نیکی می رسد .
در این هنگام ٬ عزرائیل روحم را به طور کلی قبض کرد ٬ صدای گریه ی بستگانم بلند شد ٬ عزرائیل به بستگانم می گفت : « چرا گریه می کنید ؟ سوگند به خدا ما به او ظلم نکردیم تا گله کنید ٬ و به او تعدی نکردیم تا ناله و گریه کنید ٬ ما و شما بنده ی یک خدا هستیم ٬ اگر خدا به شما درباره ی ما فرمان می داد ٬ اطاعت می کردیم ٬ چنان که ما امر او را اطاعت نمودیم و ما روح این را قبض نکردیم ٬ مگر پس از آنکه دوران عمرش سپری شد ٬ و اجلش فرا رسید ٬ ناراحت نباشید که او به سوی خدای بزرگوار کوچ می کند ٬ که هر طور بخواهد درباره اش حکم نماید که خداوند بر همه چیز توانا است ٬ پس اگر صبر کنید از طرف خدا پاداش می برید ٬ و اگر بی تابی کنید ٬ گناه کرده اید ٬ من بسیار به سراغ شما می آیم ٬ پسران و دختران و پدران و مادران را از شما می گیرم . »
سپس عزرائیل از من منصرف شد و روح مرا همراهش برد ٬ در این هنگام فرشته ای نرد او آمد و روح مرا از او گرفت و در میان پارچه ی حریر نهاد و در یک لحظه به سوی آسمان بالا برد ٬ و در پیشگاه عدل الهی قرار داد ٬ خداوند مطالبی در مورد اعمال کوچک و بزرگ ٬ نماز ٬ روزه ٬ حج ٬ قرائت قرآن ٬ زکات ٬ صدقات ٬ ساعات شب و روز ٬ اطاعت پدر و مادر ٬ آدم کشی ٬ خوردن مال یتیم و حرام و امثال این امور پرسید . سپس آن فرشته ٬ روح مرا به اذن خدا به سوی زمین رد کرد ٬ در این هنگام غسل دهنده آمد و لباسهایم را از تنم خارج ساخت و به غسل دادن بدنم مشغول شد ٬ روحم با او فریاد می زد :
« ای بنده خدا ! با یان بدن ضعیف مدارا کن » ٬ سوگند به خدا از رگی خارج نشدم مگر اینکه پاره شد ٬ از عضوی بیرون نرفتم مگر اینکه کوبیده شد ٬ سوگند به خدا ٬ اگر غسل دهنده فریاد مرا می شنوید ٬ هرگز مرده ای را غسل نمی داد ٬ سپس او آب را بر بدنم جاری ساخت و مرا سه غسل داد . در سه پارچه کفن کرد و حنوط نمود و این آخرین توشه ام بود که به سوی آخرت رفتم ٬ بعد از غسل ٬ انگشترم را از دست راستم بیرون آورد و به پسر بزرگم داد و به او تسلیت گفت ٬ پس از کفن کردن مرا تلقین نمود و سپس خویشانم را صدا زد : بیایید و با وی وداع کنید ٬ آنها برای وداع آمدند ٬ پس از وداع ٬ جنازه را در میان تابوت نهاد و برداشتند ٬ روحم در این هنگام بین چهره و کفنم بود ٬ تا اینکه مرا برای نماز بر زمین نهادند و نماز خواندند و سپس مرا به کنار قبر آوردند و در داخل قبر سرازیر نمودند ٬ در این وقت ٬ وحشت عظیمی مرا فرا گرفت .
ای سلمان ! گویی از آسمان به زمین افتادم ٬ سپس خشت لحد را چیدند و قبر را با خاک پوشاندند ٬ در این هنگام روحم به زبان و قلبم مراجعه کرد ( پیوندش با این سه عضو برقرار شد ) آنگاه بستگانم مراجعت کردند ٬ در این هنگام پشیمانی مرا فرا گرفت و گفتم :  ای کاش من نیز با آنها مراجعت می کردم ٬ شخصی از جانب قبر در جوابم گفت : « نه ٬ چنین نیست ٬ این فقط گفتاری است که او به زبان می گوید ٬ و در پشت سر آن ها برزخی است تا هنگامی که بر انگیخته می شوند . » (سوره ی مومنون / ۱۰ )
از آن جواب دهنده پرسیدم : کیستی ؟ ٬ گفت فرشته « منبّه » ( بیدادگر ) هستم ۲ خداوند مرا بر همه ی انسانها مامور کرده ٬ که بعد از مرگ ٬ اعمال آنها را به آنها خبر دهم ٬ سپس همین فرشته مرا نشانید و گفت: بنویس.
گفتم : کاغذ ندارم .
گوشه کفنم را گرفت و گفت : این کاغذ ٬ بنویس .
گفتم : قلم ندارم .
گفت : انگشت سبّابه ات قلم تو است .
گفتم : مرکّب نیست.
گفت : آب دهانت ٬ مرکّب است .
سپس او می گفت و من می نوشتم ٬ همه ی اعمالم از کوچک و بزرگ را گفت و من نوشتم ٬ آنگاه نامه ی مرا گرفت و مهر کرد و پیچید و به گردنم افکند.
به فرشته منبّه گفتم : چرا با من چنین می کنی ؟
گفت : آیا نشنیده ای که خداوند در قرآن می فرماید : « اعمال هر انسانی را به گردنش قرار دادیم ٬ و روز قیامت کتابی برای او بیرون می آوریم که آن را در برابر خود گشوده می بیند ٬ کتابت را بخوان ٬ کافی است که امروز خود حسابگر خود باشی » ( سوره ی اسرار / ۱۳ و ۱۴ )
سپس فرشته ی منبّه رفت ٬ فرشته ی « منکر » آمد ... گفت : ای بنده ی خدا ! به من بگو : پروردگارت کیست ؟ دینت چیست ؟ و پیامبرت کدام است ؟... من به لطف خدا در پاسخ گفتم : خدا ٬ پروردگار من است. محمد (ص) پیامبر من است . اسلام ٬ دین من است . قرآن ٬ کتاب من است . کعبه ٬ قبله ی من است . علی (ع) امام من است . مومنان ٬ برادران من هستند . و به یکتایی خدا و رسالت محمد (ص) گواهی می دهم ٬ این سخن و اعتقاد من است و بر این اساس با خدایم در معاد ٬ ملاقات می کنم . در این هنگام فرشته « منکر » به من گفت : « ای بنده ی خدا ! سلامت و نجات بر تو بشارت باد ٬ تو از ( عذاب و بازجویی ) رهایی یافتی » سپس از نزد من رفت ٬ و فرشته ی «نکیر » با هیئتی ... نزد من آمد و گفت : اعمال خود را بیاور . اعتقادات و اعمال خود را شرح دادم ... مرا به نعمتهای الهی بشارت داد و مرا در قبرم خوابانید و گفت : « مانند خواب ناز عروس بخواب. » آنگاه از ناحیه ی سر ٬ دری از بهشت را به رویم گشود ٬ و از ناحیه ی پا دری از دوزخ را به سویم باز کرد ٬ قبرم می ورزید ٬ سپس در دوزخ را که از ناحیه ی پا بود یست ... این است سرگذشت من !
آنگاه آن مرد مرده ٬ شهادتین را به زبان جاری کرده ... و سخنش قطع شد . سلمان به اصبغ بن نباته و همراهان گفت : مرا به پایین بیاورید و تکیه دهید ٬ آنها چنین کردند ٬ سلمان دعایی خواند و سپس ماجرای وفات سلمان پیش آمد.۳

۱) در قرآن در آیه ی ۱۸ سوره «ق» می خوانیم : « هیچ سخنی را انسان تلفظ نمی کند مگر اینکه نزد آن فرشته رقیب (مرافب) و عتید (آماده) برای انجام ماموریت است . »
۲) مطابق پاره ای از روایات ٬ این فرشته ٬ « رومان » نام دارد.
۳) اقتباس و تلخیص از بحارالانوار ٬ ج۲۲ ٬ ص ۳۷۴ الی ۳۸۰   -   عالم برزخ در چند قدمی ما ٬ ص ۱۹۶

 

نظــــــــر یادتون نــــره

+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم دی 1386ساعت 13:46  توسط محمد | 
امام صادق (ع) می فرماید :«در آن هنگامی که امام حسین (ع) شهید شد لشگریان ٬ شخصی را دیدیند که به شدت فریاد می کشد . گفتند : ای مرد بس کن ! این همه ناله و فریاد برای چیست ؟
او گفت : چگونه فریاد نزنم در حالی که رسول خدا (ص) را می بینم که ایستاده است و گاهی نظر بسوی آسمان می کند و زمانی بسوی میدان جنگ شما نظاره می فرماید . از این می ترسم که خدا را بخواند و نفرین کرده و تمام اهل زمین را هلاک نماید و من هم در میان ایشان هلاک شوم .
بعضی از افراد لشگر با هم گفتند : این مرد دیوانه است و سخن سفیهانه ای می گوید.
گروهی دیگر که به توابین نامیده شدند از این کلام متنبه شدندو گفتند : به خدا قسم که ستمی بزرگ به خود کردیم و به خاطر خوشنودی پسر سمیه ٬ سید جوانان اهل بهشت را کشتیم .
پس همان جا توبه کردند و بر علیه ابن زیاد خروج نمودند. »
به امام صادق عرض شد : « آن صیحه زننده چه کسی بود ؟ »
حضرت فرمودند : « ما او را کسی جزء جبرئیل نمی دانیم و اگر خداوند به او اجازه فرموده بود در میان آنان صیحه ای می زد که از آن صیحه ٬ روح آنها از بدنهایشان خارج می شد و وارد آتش جهنم می شدند ولی خداوند برای اینکه آنها بر گناهشان بیفزایند و عذابشان بیشتر شود به آنان مهلت داد . »۱

۱) منتهی الآمال - بحار الانوار ج ۴۵

+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم دی 1386ساعت 21:44  توسط محمد | 
نگامی که حضرت امام حسین (ع) متولد شد ٬ حضرت رسول (ص) به اسماء فرمود : « ای اسماء ! فرزند مرا بیاور . »
اسماء می گوید : « آن حضرت را در جامعه ی سفیدی پیچیده و به خدمت پیامبر (ص) بردم . حضرت او را گرفت و در دامن خود گذاشت و در گوش راست او اذان و در گوش چپ اقامه گفت . » سپس جبرئیل نازل شد و گفت : « حق تعالی به تو سلام می رساند و می فرماید : چون علی (ع) نسبت به تو منزله ی هارون نسبت به موسی است پس او را به اسم پسر کوچک هارون یعنی «شبیر» نام بگذار و چون لغت تو عربی است او را حسین بنام . »۱

۱) منتهی الآمال

+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم دی 1386ساعت 20:29  توسط محمد | 
دوستان عزیز با رسیدن ماه محرم می خواهم چند معجزه از سالار شهیدان اباعبدالله الحسین (ع) نقل کنم :

هنگام سیر حضرت آدم (ع) در زمین ٬ گذر آن حضرت به زمین کربلا افتاد . ناگهان نا خود آگاه سینه اش به تنگ آمد و غمناک شد چون به قتلگاه امام حسین (ع) رسید پایش لغزید و خون از پایش جاری گردید.
پس سرش را بسوی آسمان بلند کرد و خدمت خداوند متعال عرض کرد : « پروردگارا ! آیا من مرتکب گناه دیگری۱ شده ام که اینک مرا به کیفر می رسانی ؟ »
خداوند فرمود : « ای آدم ! گناهی تازه ای نکرده ای بلکه در این سرزمین فرزند تو حسین (ع) به ظلم و ستم کشته می شود و خون تو نیز به خاطر همدردی و موافقت با او به زمین ریخته شد . »
حضرت آدم (ع) فرمود : « قاتل او کیست ؟ »
خداوند فرمود : « قاتلش ٬ یزید که مورد لعن اهل آسمانها و زمین است می باشد.»
در این هنگام حضرت آدم (ع) به حضرت جبرئیل گفت : « حالا چه کار بکنم ؟ »
جبرئیل گفت : « بر یزید لعنت بفرست . »
پس حضرت آدم (ع) چهار مرتبه بر یزید لعنت فرستاد . ۲

۱) گناه حضرت آدم (ع) ترک اولی بوده است .
۲) بحارالانوار ٬ ج ۴۴   حسین بن علی (ع) ٬ ص ۱۹۰

+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم دی 1386ساعت 20:0  توسط محمد | 
۱- از حضرت صادق (ع) منقول است که : « چون مومن را داخل قبر کنند نماز در طرف راست او ٬ زکات در طرف چپ او و برّ و نیکویی و احسان مشرف بر او شود و صبر او در ناحیه ای قرار گیرد ٬ پس وقتی که دو ملک سوال بیایند ٬ صبر به نماز و زکات و برّ گوید : شما صاحب خود را دریابید یعنی میت را نگاهداری کنید . پس هرگاه از آن عاجز شدید من نزد او هستم . »۱

۲- علامه مجلسی فرموده : در « محاسن » به سند صحیح از حضرت صادق (ع) یا حضرت باقر (ع) روایت کرده است که : « چون مومن می میرد با او شش صورت داخل در قبرش می شود که یکی از آنها خوش رو و خوش بو تر و پاکیزه تر از باقی صورتها است . پس یکی در جانب راست می ایستد و یکی در جانب چپ و یکی در پیش رو و یکی در پشت سر و یکی در پایین پا و آنکه خوش صورت تر است در بالای سر ٬ پس سوال یا عذاب از هر جهت که می آید آنکه در آن جهت استاده است مانع می شود . پس آنکه از همه خوش صورت تر است به سایر صورتها می گوید : شما کیستید خدا شما را از جانب من جزای خیر دهد ؟
صاحب جانب راست گوید : من نمازم . صاحب جانب چپ گوید : من زکاتم . آنکه در پیش روی است گوید : من روزه ام . آنکه در عقب سر است گوید : من حج و عمره ام . و آنکه در پایین پا است گوید : من برّ و احسان به برادران مومنم . پس آنها به او گویند : تو کیستی که از همه ی ما بهتر و خوشبو تری ؟ گوید : من ولایت آل محمّد صلوات الله علیهم اجمعین هستم . »۲

۳- شیخ صدوق در فضیلت روزه ی شعبان روایت کرده که : هر که نه روز از آن روزه بگیرد منکر و نکیر در وقت سوال بر او مهربان شوند.

۴- از حضرت باقر (ع) روایت شده : فضیلت بسیار وارد شده برای کسی که شب بیست و سوم ماه رمضان را احیا دارد و صد رکعت نماز در آن بگزارد . از جمله آنکه حق تعالی از هول نکیر و منکر را دفع کند و از قبرش نوری بیرون بیاید که برای اهل جمع روشنی دهد.۳

۵- از حضرت رسول (ص) روایت شده که : « در خضاب کردن چهارده خصلت است ٬ یکی از آنها این است که منکر و نکیر از او حیا می کنند .»۴ همچنین از خواص تربت پاک نجف آن است کسی که در آن مدفون است حساب « منکر » و « نکیر » از او ساقط می شود.

۶- دفن کردن میت در نجف اشرف : ابن طاووس در کتاب « فرحة الغّرا » نقل کرده که : مرد صالحی از اهل کوفه گفت : من در شب بارانی در مسجد کوفه بودم . ناگاه دری را که جانب قبر مسلم (ع) است کوبیدند . چون در را گشودند جنازه ای را داخل کردند و در صفّه ای که در جانب قبر مسلم است گذاشتند . یکی از ایشان را خواب ربود. در خواب دید که دو شخص نزد جنازه حاضر شدند ٬ و یکی به دیگری گفت که : ببین ما را با او حسابی هست از او بگیریم پیش از آنکه از رصافه بگذرد که بعد از آن ما نمی توانیم به نزدیک او برویم پس بیدار شد و خواب را برای رفیقان خود نقل کرد و در همان ساعت آن جنازه را برداشتند و داخل نجف کردند که از حساب و عذاب نجات یابد.۵

۱) بحار الانوار - ج۶ - ص ۲۳۴.
۲) بحارالانوار - ج۶ - ص ۲۳۴.
۳) « اقبال اللعمال » ابن طاووس - ص ۵۰۶ - چاپ بیروت .
۴) «الخصال» شیخ صدوق - ج۲- ص ۴۹۷ - ابواب الاربعة عشر - حدیث اول
۵) « فرحة الغری » عبدالکریم بن طاووس - ص ۱۵۹

+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم دی 1386ساعت 23:15  توسط محمد | 
با عرض پوزش که دیر به روز رساندم.

حضرت عیسی (ع) از کنار قبری می گذشت از خدای متعال خواست که صاحب قبر را زنده کند تا از او چیزی بپرسد. همین که زنده شد از او سوال کرد : حالت در عالم برزخ چگونه است ؟ عرض کرد : من باربری بودم ٬ روزی مقداری هیزم برای کسی بر دوش داشتم و می بردم ٬ خلالی از آن جدا کردم که دندان خود را با آن خلال کنم از آن زمان که مرده ام تا به حال گرفتار کیفر همان عملم .۱

۱) کبریت احمر - ص ۲۷۲

+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم دی 1386ساعت 21:24  توسط محمد | 
دوستان عزیز همراه با ولادت امام رضا (ع)  بخش جدیدی را به نام معجزات امامان معصوم (ع) به وبلاگ اضافه کرده ام امیدوارم خوشتان بیاید.

سلیمان جعفری می گوید: در داخل باغی در خدمت حضرت امام رضا (ع) بودم ٬ ناگهان در مقابل آن حضرت گنجشکی بر زمین نشست و شروع به صیحه زدن و اضطراب نمود کرد.
امام رضا (ع) به من فرمود : « ای فلانی ! آیا می دانی که این گنجشک چه می گوید ؟ »
گفتم : نه
حضرت فرمود : « می گوید که ماری می خواهد جوجه های مرا بخورد ٬ پس این عصا را بردار و به داخل خانه برو و آن مار را بکش. »
من عصا را گرفتم و داخل خانه شدم و دیدم ماری در آنجاست پس آن را کشتم .۱

۱) کشف الغمه

+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم آذر 1386ساعت 16:16  توسط محمد | 
دوستان عزیز باید من رو ببخشید که دیر به روز رساندم چون برام مشکلی پیش آمده بود.

« هول مطَّلع » یعنی هراس و دلهره و اضطراب و نگرانی و ترس و وحشتی که هر فردی بعد از مرگ با اطلاع نسبت به قبر و برزخ و قیامت و عرضه اعمال به خداوند پیدا می کند. به عبارت دیگر وقتی روح ، از بدن جدا می شود و چشم برزخی انسان باز می شود تمام حقایق برایش منکشف می گردد حساب تر و وحشت ، تمام وجودش را می گیرد.
در هول مطلع چندین احتمال وجود دارد :
1- اطلاع میت بعد از جان دادن از امر آخرت از یک مکان مرتفع و عالی و بلند ، یعنی وقتی جان داد ، روح او را به آسمان می برند ، روح او از آنجا به احوال آینده خود اطلاع پیدا می کند و هول و هراس ، تمام وجودش را فرا می گیرد ، مانند یک آدم سرطانی یا ایدزی که وقتی بفهمد مبتلای به این مرض مهلک است چه حالی پیدا می کند ! یا کسی که محکوم به اعدام می شود و به او ابلاغ کنند ! کسی که ورشکست شود با ضرر مالی ببیند و یک دفعه اطلاع پیدا کند!  سپس روح او را به طرف جسدش در زمین بر می گردانند.
2- وقتی روح از بدن انسان خارج گشت ملک الموت ، او را به مَلَک دیگری می سپارد و او ، آن روح را در پارچه حریری قرار می دهد و در آسمان به پیشگاه خداوند عرضه می کند و در پیشگاه ربوبی از تمام گناهان صغیره و کبیره و نماز و روزه و حج و زکات و قرآن و صدقه و ... از او سوال می کنند سپس روح او را به طرف جسدش پایین می آورند. وآن روح در هنگام صعود به پیشگاه خداوند از اینکه اعمال خودش را می بیند و از طرفی با این اعمال ننگینش می خواهد نزد خداوند برود و از او سوال شود ، ترس و وحشت تمام وجودش را فرا می گیرد . و این پاسخ به سوالات ، قبل از پاسخ نکیر و منکر در قبر است .
این احتمال دوم همان معنایی است که حضرت سلیمان در آخر عمرش رفت به قبرستان و از مرده ای پرسید و او همین گونه پاسخ داد .
در روایتی از امام باقر (ع) هم آمده است که وقتی آن فرشته ، ارواح مومنین را به آسمان می برد دربهای آسمان باز می شود اما وقتی ارواح کافر را می برد درهای آسمان بسته می شود و دستور می دهند او را به سجین برگردانید، یعنی برهوت.
شاهد بردن ارواح بعد از مردن به آسمان و ارائه به خداوند در آیات 61 و 62 سوره انعام می باشد که معنی آن این است : « وقتی اجل کسی رسید ، ملائکه ارواح ، روح او را قبض می کنند سپس به پیش خداوند می برند ، بدانید که حکم و داوری مخصوص اوست و او سریعترین حسابگران است . »
3- بعضی هم گفته اند : هول مطلع ، قبل از مردن و در هنگام سکرات موت است . یعنی : در آن آخرین لحظات زندگی که انسان در حال احتضار است ، چشم برزخی اش باز می شود و از همه چیز مطلع می شود و وحشت و هراس سراسر وجودش را فرا می گیرد.
4- بعضی هم گفته اند : مراد از هول مطلع آن حالتی است که مرده را می خواهند از تابوت به زمین بگذارند و سرازیر قبر گردد احساس می کند که او را دارند از آسمان به زمین می اندازند خیلی می ترسد و وحشت می کند روی همین حساب است که گفته اند : تابوت را قبل از رسیدن به قبر ، سه بار بگذارند زمین بعد بلند کنند تا وحشت مرده کمتر گردد.
5- بعضی ها هم احتمال داده اند که : هول مطلع وقتی است که مرده داخل قبر می گذارند و او میبیند که جایگاهش آنجاست و از اعمال و جا و مکان و انیس و مونسش اطلاع پیدا می کند وحشت و هراس ترس سراسر وجودش را می گیرد.

خلاصه کلام اینکه : تمام این احتمالات صحیح است و معنای همه اینها این است که روح انسان بعد از مردن ، از همه چیز با خبر می شود و لذا وحشت و هول و هراس او را می گیرد.

چند روایت در مورد هول مطلع : 
1- امام علی (ع) می فرمایند : بعد از مرگ ، هول مطلع است و آن توقف در پیشگاه خداوند حاکم عادل است .
2- امام رضا (ع) فرمودند : هنگامی که مرگ امام حسن (ع) فرا رسید آن حضرت گریه می کرد و به او گفتند : ای پسر رسول خدا! آیا شما هم گریه می کنی با آن مکان و منزلتی که به رسول خدا داشتی و بیست حج پیاده انجام دادی و سه بار تمام اموالت را در راه خدا تقسیم کردی و نصف آن را دادی حتی لنگه کفشت را ؟ حضرت فرمودند : برای دو چیز گریه می کنم برای هول مطلع ، و دوری از دوستان و عزیزان .
3- در دعا داریم که فرموده اند : « اَعُوذُ بِکَ مِن هَولِ المُطِّلَعِ » یعنی : « خدایا ! به تو پناه می برم از هول مطلع. »
4- در روایت دیگر چنان آمده : « اگر همه آن چه روی زمین است مال من بود حاضر بودم همه آنها را بدهم اما هول مطلع نداشته باشم . »1
5- « خدایا ! مرا بر هول مطلع ، یاری و کمک فرما . »2
6- امیر مومنان علی (ع) می فرمایند : « اگر آنچه مردگان پس از مرگ ، مشاهده کرده اند ، همه می دیدند ، وحشت می کردند و می ترسیدن و ( سخنان حق را ) می شنیدند و اطاعت می کردید ، ولی آنچه آنها دیدند ، از شما پوشیده است ، اما به زودی پرده ها کنار میرود .( و شما نیز مشاهده خواهید کرد . ) »3
7- امام باقر (ع) می فرمایند : « هیچ مومنی و هیچ کافری نیست ، مگر اینکه هنگامی که او را در قبرش می نهند ، اعمال او بر رسول خدا (ص) و امام علی (ع) و امامان دیگر ارائه می شود.» 4

با خواندن این مطالب واقعا باید به حال خودمان گریه کنیم ، مایی که فکر می کنیم همیشه زنده هستیم . امیدوارم این مطلب مورد توجه شما عزیزان قرار گیرد.و مطلب آخر خداوند توبه پذیر است.
یاحق

1)  کفیایة الموحدین ، مبحث برزخ .
2) منازل الآخره ، ص 34 .
3) نهج البلاغه ، خطبه 20
4) بحار ، ج6 ، ص 183

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم شهریور 1386ساعت 23:32  توسط محمد | 
سلام
یک فایل فلش در مورد حضرت مهدی (عج) گذاشتم.امیدوارم خوشتان بیاد.

به امید ظهورش

فلش

+ نوشته شده در  سه شنبه ششم شهریور 1386ساعت 19:48  توسط محمد | 
میلاد با سعادت منجي عالم بشريت، حضرت مهدي موعود (عج) را به تمام مسلمانان جهان تبریک عرض می کنم.

+ نوشته شده در  سه شنبه ششم شهریور 1386ساعت 19:22  توسط محمد | 
گروههایی که قرآن می گوید وارد جهنـــــم می شوند عبــارتند از :

۱ـ کافران : بقره/۹۰ ٬ ۱۰۴ ٬ ۱۲۶ - آل عمران/ ۴ ٬ ۱۰ ٬ ۱۲ ٬ ۵۶ ٬ ۹۱ ٬ ۱۰۶ ٬ ۱۳۱ -  نساء/ ۱۴ ٬ ۱۸ ٬ ۳۷ ٬ ۵۵ ٬ ۵۶ ٬ ۱۰۲ ٬ ۱۵۱ ٬ ۱۶۱ ٬ ۱۶۸ ٬ ۱۶۹ ٬ -  انعام/ ۳۰ ٬ ۴۷ ٬ ۷۰ ٬ ۱۷۰ -  انفال/ ۱۴ ٬ ۳۵  -  مائده/ ۱۰ ٬ ۳۶ ٬ ۳۷ ٬ ۶۸ -  توبه/ ۳ ٬ ۴۹ -  یونس/ ۴ ٬ ۷۰ -  عنکبوت/ ۵۴ -  فاطر/ ۷ -  شوری/ ۲۶ -  جاثیه/ ۱۱ -  احقاف/ ۳۴ -  مجادله/ ۴ ٬ ۵ -  ملک/ ۶ ٬ ۲۸ -  معارج/ ۱ -  احزاب/ ۸ -  فصّلت/ ۲۷ -  فتح/ ۲۵ -  ابراهیم/ ۲ ٬ ۲۲ -  غاشیه/ ۲۴ .
لازم به ذکر است که بیشترین آیات جهنم ٬ مربوط به کــافران است .

۲ـ ظالمان و ستمگران : آل عمران/ ۱۵۱ -  نساء/ ۱۶۸ ٬ ۱۶۹ -  مائده/ ۱۲۹ -  اعراف/ ۴۱ -  نحل/ ۱۱۳ ٬ ۸۵ -  کهف/ ۲۹ -  حج/ ۲۵ -  انبیاء/ ۲۹ -  مریم/ ۷۲ -  ابراهیم/ ۲۲ -  شوری/ ۲۱ ٬ ۴۴ ٬ ۴۵ -  زخرف/ ۳۹ ٬ ۶۵ -  سبأ/ ۴۲ -  طور/ ۴۷ -  فرقان/ ۱۹ ٬ ۳۷ -  جن/ ۱۵ -  انسان/ ۳۱ .

۳ـ مشرکان : توبه/ ۱۷ -  اسراء/ ۳۹ -  احقاف/ ۲۶ -  بینه/ ۶ .

۴ـ منافقان : نساء/ ۱۳۸ ٬ ۱۴۰ ٬ ۱۴۵

۵ـ طغیانگران و مستکبران : نساء/ ۱۷۳ -  اعراف/ ۳۶ ٬ ۴۰ ٬ ۴۱ -  مؤمن/ ۴۸ ٬ ۴۹ ٬ ۶۰ ٬ ۷۲ ٬ ۷۶ -  احقاف/ ۲۰ -  زمر/ ۶۰ -  ص/ ۵۵ ٬ ۵۶ -  جاثیه/ ۸ -  ق/ ۲۴ -  مدثر/ ۱۶ -  نبأ/ ۲۱ ٬ ۲۲ -  نازعات/ ۳۷ .

۶ـ پیروی از شیطان : اعراف/ ۱۸ -  لقمان/ ۲۱ -  ابراهیم/ ۲۲ .

۷ـ تکذیب کنندگان آیات اللهی : بقره/ ۱۰ ٬ ۲۴ -  اعراف/ ۳۶ -  مائده/ ۱۰ ٬ ۶۸ -  انعام/ ۴۹ -  فرقان/ ۱۱ ٬ ۲۰ -  سجده/ ۲۰ -  سبأ/ ۵ ٬ ۳۸ ٬ ۴۲ -  طه/ ۲۰ -  شعرا/ ۱۸۹ -  واقعه/ ۵۰ -  الرحمان/ ۴۲ -  حدید/ ۱۹ -  ملک/ ۹ -  نغابن/ ۱۰ -  مرسلات/ ۳۴ -  مطففین/ ۱۷ -  لیل/ ۱۶ .

۸ـ مرتدان : بقره/ ۲۱۷ -  آل عمران/ ۸۸ -  توبه/ ۱۷ -  بینه/ ۶ .

۹ـ بت پرستان : احقاف/ ۲۱ .

۱۰ـ فسادکنندگان : نحل/ ۸۸ -  بروج/ ۱۰ .

۱۱ـ آدمهای شقی و خبیث : انفال/ ۳۷ -  اعلی/ ۱۱ -  لیل/ ۱۵ .

۱۲ـ شیاطین و جن : اعراف/ ۱۷۹ -  مریم/ ۶۸ ٬ ۶۹ ٬ ۷۰ ٬ ۷۱ ٬ ۷۲  -  سجده/ ۱۳ .

۱۳ـ فاسقان : اعراف/ ۱۶۵ -  انعام/ ۴۹ -  سجده/ ۲۰ -  احقاف/ ۲۰ .

۱۴ـ کسانی که آخرت را به دنیا فروختند : بقره/ ۸۶ .

۱۵ـ کسانی که غرق گناهند : بقره/ ۸۱ .

۱۶ـ آشکارا گناه کنندگان : احزاب/ ۳۰ .

۱۷ـ ربا خواران : بقره/ ۲۷۵ -  آل عمران/ ۱۳۰ ٬ ۱۳۱ .

۱۸ـ مترفین : مؤمنون/ ۶۴ .

۱۹ـ اعراض کنندگان از ذکر خدا : جن/ ۱۷ .

۲۰ـ منع کنندگان کار خیر : ق/ ۲۵ .

۲۱ـ اصحاب شمال : واقعه/ ۴۱ .

۲۲ـ فراموش کنندگان آخرت و قیامت و جهنم : اسراء/ ۱۰ -  سجده/ ۱۴ -  ص/ ۲۶ -  جاثیه/ ۳۴ -  الرحمن/ ۴۲ -  طور/ ۱۴ -  مدثر/ ۴۶ .

۲۳ـ پیروان ستمگران : هود/ ۱۱۳ .

۲۴ـ مسخره و استهزای آیات اللهی : کهف ۱۰۶ -  جاثیه/ ۱۰ ٬ ۳۵ .

۲۵ـ کسانی که مانع راه یابی مردم به حق می شوند و سد عن سبیل الله می کنند : نساء/ ۵۵ -  نحل/ ۹۴ -  مجادله/ ۱۶ .

۲۶ـ کسانی که با دستورات خدا و پیامبر مخالفت می کنند : نساء/ ۱۱۵ -  جن/ ۳۳ .

۲۷ـ کسانی که از عقل و چشم و گوششان در راه یابی به حق استفاده نمی کنند : اعراف/ ۱۷۹ -  ملک/ ۱۰ .

۲۸ـ کسانی که امید به ملاقات خداوند ندارند و به دنیا راضی اند : یونس/ ۷ ٬ ۸ .

۲۹ـ کسانی که به نعمتهای خدا کفران می ورزند : ابراهیم/ ۲۸ ٬ ۲۹ ٬ ۳۰ .

۳۰ـ دنیا پرستان : اسراء/ ۱۸ -  هود/ ۱۵ ٬ ۱۶ -  نازعات/ ۳۸ .

۳۱ـ زر اندوزان : توبه/ ۳۴ ٬ ۳۵ -  الحاقه/ ۲۸ ٬ ۲۹ ٬ ۳۰ ٬ ۳۱ -  همزه/ ۲ ٬ ۳ ٬ ۴ ٬ ۵ ٬ ۶ -  مسد/ ۲ ٬ ۳ .

۳۲ـ فرار از جهاد ( زحف ) : انفال/ ۱۵ ٬ ۱۶ -  توبه/ ۸۱ .

۳۳ـ آدم کشان : مائده/ ۳۲ -  نساء/ ۹۳ -  آل عمران/ ۲۱ .

۳۴ـ ترک کنندگان نماز : مدثر/ ۴۳.

۳۵ـ ترک کنندگان اطعام به مساکین و فقرا : مدثر/ ۴۴ .

۳۶ـ همنشینان با اهل باطل : مدثر/ ۴۵ .

۳۷ـ کسانی که زکات نمی دهند : فصلت/ ۷ -  توبه/ ۳۵ .

۳۸ـ خورندگان مال یتیم : نساء/ ۱۰ .

۳۹ـ کم فروشان : مطففین/ ۱ ٬ ۴ ٬ ۵ ٬ ۷ .

۴۰ـ عیب جویان : همزه/ ۱ ٬ ۲ ٬ ۳ ٬ ۴ .

۴۱ـ غیبت کنندگان : همزه/ ۱ ٬ ۲ ٬ ۳ ٬ ۴ .

۴۲ـ اسراف کنندگان : مؤمن/ ۴۳ -  اسراء/ ۲۷ .

۴۳ـ مجرمان : مریم/ ۸۶ -  زخرف/ ۷۴ -  مدثر/ ۴۱ -  اعراف/ ۴۰ ٬ ۸۴ ٬ ۱۳۳ -  حجر/ ۱۲ ٬ ۵۸ -  فرقان/ ۳۱ -  نمل/ ۶۹ -  قمر/ ۴۷ -  الرحمن/ ۴۱ ٬ ۴۲ ٬ ۴۳ ٬ ۴۴ ٬ ۴۵ -  معارج/ ۱۱ -  طه/ ۷۴ .

۴۴ـ تعدّی کنندگان از حدود اللهی : نساء/ ۱۴ -  بقره/ ۱۸۷ ٬ ۲۲۹ ٬ ۲۳۰ -  طلاق/ ۱ .

۴۵ـ دشمنان خدا و پیامبر و ائمه : فصّلت/ ۲۸ .

ضمناً آنچه ما در این موضوع نقل کردیم با استفاده از معجم قرآن و سیری در آیات جهنم و استفاده از تفاسیر موضوعی و به ویژه تفسیر پیام قرآن ٬ ج ۶ مبحث دوزخ می باشد.

منبع:کتاب جهنم و عذابهای جهنم نوشته حیدر قنبری

التمـــاس دعــــا

+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام مرداد 1386ساعت 14:22  توسط محمد | 
ابو بصیر می گوید : من به حضرت صادق (ع) عرض کردم : آیا کسی از فشار قبر رهایی پیدا می کند ؟
حضرت فرمود : پناه بر خدا از فشار قبر ٬ چقدر افرادی که از فشار قبر رهایی پیدا کنند کم هستند . و سپس فرمودند : چون عثمان ٬ رقیه دختر رسول خدا را کشت ٬ رسول خدا (ص) بر کنار قبر او ایستاد و در حالی که سر خود را به آسمان بلند نموده و اشک از چشمانش جاری بود به مردم فرمود : من رقیه دخترم را به یاد آوردم و آنچه را که به او رسیده بود به یاد آوردم ٬ پس دلم شکست و خواستم که خدا او را از فشار قبر برهاند و عرض کردم:
« اَللّهمَّ هَبْ لی رُقیَّة مِنْ ضَغطَةِ الْقَبْرِ فَوَهَبَها الله لَهُ .»
« بار پروردگارا ! به خاطر من رقیه را از فشار قبر برهان ٬ پس خداوند او را رهانید .۱ »

۱) بحار ٬ ج ۶ ٬ باب قبر و برزخ

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم مرداد 1386ساعت 13:41  توسط محمد | 
از حضرت علی (ع) نقل شده که : در جنگ احد شمشیرم شکست . پس رو کردم بسوی رسول خدا (ص) و گفتم : « مرد با شمشیرش می جنگد و الآن شمشیر من شکسته است . »
در این هنگام چشم حضرت به بوته خشکیده خرمایی افتاد ٬ پس آن را برداشت و حرکت داد که ناگهان به صورت شمشیر ذوالفقار در آمد و به من داد و من آن را به هرکس که می زدم ٬ به دو نیم می شد.۱

۱) بحار الانوار ٬ ج ۳۰

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم مرداد 1386ساعت 22:55  توسط محمد | 
سلام دوستان عزیـــــز
موضوع جدیدی را به وبلاگ اضافه کردم به نام « عجایب و معجزات پیامبر اکرم (ص) » .
لطفا نظرتان را در مورد این موضوع بیان کنید.
یا حـــق

می گویند : در جنگ بدر ٬ ابوجهل ضربتی به دست معاذ بن عفرا زد و دست او را قطع کرد . او با دست بریده به محضر پیامبر اکرم (ص) رسید.
حضرت رسول اکرم (ص) از آب دهانش به دست قطع شده مالید و آن را سر جایش گذاشت ٬ پس دست جدا شده او بهم چسبید و کاملا صحیح و سالم گردید.
همچنین منقول است که : پای عمرو بن معاذ در جنگ قطع شد و پیامبر اکرم (ص) آب دهانش را به آن مالید و پای وی وصل شده و کاملا خوب شد.۱

۱) بحار الانوار ٬ ج ۱۸

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم مرداد 1386ساعت 22:50  توسط محمد | 
+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم مرداد 1386ساعت 20:41  توسط محمد | 
قــال امیرالمومنین (ع) :
« ای بندگان خدا ! بعد از مرگ ٬ قبر برای کسی که آمرزیده نشود از مرگ بدتر است! بترسید از تنگی قبر و فشار و تاریکی و غربت آن ! قبر هر روز می گوید : من خانه وحشت و ترس و اضطراب و دلهره ام و من خانه کرمها هستم. قبر ٬ یا باغی از باغهای بهشت است و یا گودالی از گودالهای دوزخ. و این که خداوند در قرآن دشمنانش را ترسانده و فرموده : آنان زندگانی سختی خواهند داشت ٬ آن عذاب قبر است . همانا خداوند بر کافر در قبرش نود و نه مار مسلط می کند تا گوشتش را نیش بزنند و استخوانهایشرا بشکنند و تا روز قیامت او را عذاب دهند و پیش او رفت و آمد کنند . اگر یکی از مارها و افعی ها در روی زمین نفس بکشد هیچ زراعت و کشتی از شدت حرارت نفس او سالم نمی ماند و خشک می شود . ای بندگان خدا ! چگونه نفس ضعیف و بدنهای ظریف و ناتوان شما توانایی مقابله با آن عذابها و شدائد را دارد ؟!
وقتی آدم کافر در قبر دفن می شود ٬ قبر می گوید : تو مبغوض ترین کسی بودی در روی من راه می رفتی حالا که آمدی داخل من و من بر تو ولایت پیدا کردم می دانم با تو چکار کنم . آن گاه چنان فشار بر او وارد می کند که دنده هایش داخل هم فرو می روند.
بنابراین ٬ ای بندگان خدا ! شما که می توانید به کم قناعت و کفایت کنید به یاد نفس و جسمتان باشید و کارهایی را که خداوند دوست دارد انجام دهید و کارهایی را که خداوند بدش می آید ترک کنید.۱»

۱) بحار ٬ ج ۶ ٬ ص ۲۱۸

+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم مرداد 1386ساعت 13:46  توسط محمد | 
امام صادق (ع) می فرماید :
« آسانترین عذاب در جهنم برای کسی است که یک جفت نعل از آتش به پایش می زنند که از شدت حرارت آن ٬ مغز سرش می جوشد و خیال می کند که در دوزخ ٬ عذاب هیچ کس به شدت عذاب او نیست. در حالی که عذاب او در جهنم از همه عذابها آسانتر و سبک تر است.»
+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم مرداد 1386ساعت 12:28  توسط محمد | 

چقدر خوب بود که همیشه این عکس رو جلوی چشمامون می گذاشتیم و فراموش نمی کردیم  که یه روزی ما هم تو همین یه متر جا می خوابیم . اونوقت بیشتر به فکر اون دنیا و زندگی ابدی در اونجا می بودیم .

خواهشن یه مقدار فکر کنیم و همین الان از خدا تقاضای بخشش کنیم  .

( بر گرفته از وبلاگ باده ناب )

 

+ نوشته شده در  سه شنبه نهم مرداد 1386ساعت 14:43  توسط محمد | 
+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم مرداد 1386ساعت 14:8  توسط محمد | 
مرحوم استاد احمد امین در کتاب « التکامل فی الاسلام » نقل کرده است : دو نفر مامور پست ٬ تهران را به منظور زیارت قبر حضرت سید الشهدا (ع) ترک کردند و چون دولت اجازه مسافرت به عتبات عالیات مقدسه را به کسی نمی داد ناچار از راه قاچاق رفتند ٬ در بیابان شوره زاری گرفتار شدند و به قدری تشنگی بر آنها فشار آورد که یکی از آنها از تشنگی مرد و دیگری سخت به زحمت افتاد و بلاخره خودش را به تهران رساند . پس از مدتی آن دوست و همکار و همسفر خود را در خواب دید که در باغ زیبایی با کمال راحتی به سر می برد ٬ از حال او پرسید ٬ پاسخ داد : خدا را سپاسگذارم کاملا راحتم ولی عقربی همه روزه پیش من می آید و انگشت ابهام پای مرا نیش می زند و به قدری مرا رنج می دهد که نزدیک است جان بدهم.
به من خبر دادند که این ناراحتی برای این است که روزی در خانه فلان دوستم مهمان بودم و ضمن اینکه با دوستم باقلا می خوردم ٬چاقوی کوچکی از خانه او سرقت کردم و آن را در گوشه سمت چپ در فلان نقطه خانه ام پنهان ساخته ام ٬ از تو انتظار دارم که به خانه ام بروی و سلام مرا به همسرم برسانی و از قول من به او بگویی که چاقو را به تو بدهد و به صاحبش برگردانی و از او برای من بخشش بخواهی ٬ شاید خداوند از خطای من بگذرد. این شخص گوید من طبق خوابی که دیده بودم عمل نمودم ٬ مرتبه دیگر دوستم را در خواب دیدم که در کمال خوشی و راحتی است و از من سپاسگزاری نمود.۱

۱ ) داستانهای شگفت ٬ ص ۲۲۵